Upgrade to Chess.com Premium!

تحریمهای ایران هم مثل ویتنامه؟

طرفداران رابطه با امریکا به عنوان شاهد و نمونه مثال از ویتنام می آورند که با اینکه سالها در حال جنگ با امریکا بود اما امروزه روابط موفقی با امریکا دارد. این پست به بررسی موضوع می پردازد که آیا اساسا ویتنام و ایران در این موضوع مثل هم هستند یا خیر؟


ویتنام بعد از جنگ جهانی دوم در سال 1954 به دو کشور شمالی و جنوبی تقسیم شد. حکومت بخش شمالی کمونیستی و بخش جنوبی غیرکمونیستی (پادشاهی) بود. در جنگ دو ویتنام امریکا از ویتنام جنوبی حمایت کرد.  آن زمان امریکا بهانه اش برای مداخله و حمله به کشوری کمونیستی دو چیز بود: (1) مبارزه با کمونیسم (2) دفاع از دموکراسی. همان بهانه هایی که امریکای جهانخوار همیشه برای جنگ افروزی می آورد.

امریکا در سال 1960 مشاوران نظامی به ویتنام جنوبی فرستاد و 13 سال در جنگ دو ویتنام مداخله کرد و کمکهای نظامی و مالی زیادی به ویتنام جنوبی کرد. در این جنگ بیش از 50000 سرباز امریکایی کشته شدند.

در سال 1973 پیمان پاریس امضا شد و نیکسون دستور خروج نیروهای امریکایی را داد. با انعقاد این پیمان هوشی مینه دو ویتنام را متحد کرد و از سال 1975 دولت کونیستی در ویتنام بر سر کار آمد.

بعد از این روابط امریکا با ویتنام کمونیست برای 20 سال تیره و تار بود. کنگره امریکا تحریمهای شدید اقتصادی علیه ویتنام وضع کرد.

امریکا در 1977 به ویتنام پیشنهاد برقراری روابط سیاسی داد ولی ویتنام رد کرد و در مورد سربازان مفقودالاثر امریکایی هم همکاری نکرد. ویتنام برای این دو مساله (برقراری رابطه سیاسی و سربازان مفقود) شرطی داشت و آن پرداخت خسارت جنگ توسط امریکا بود.

در سال 1981 دولت ریگان بر سر کار آمد. ریگان نیز شرایطی برای رابطه با ویتنام گذاشت از جمله خروج نیروهای ویتنامی از کامبوج و آزادی اسرای جنگی امریکایی.

در سال 1987 ویتنام اسرای امریکایی را آزاد کرد.

در سال 1989 نیروهای ویتنامی از کامبوج خارج شدند. آن زمان بوش پدر رییس جمهور امریکا بود. وی تلاش بسیاری کرد تا با دولت ویتنام تماسهایی برقرار کند.

از سال 1991 امریکا برنامه ای به نام (Road map) برای برقراری رابطه با ویتنام چید. امریکا برای عادی سازی روابط با ویتنام کمکهای دارویی و پزشکی به آن کشور ارسال کرد. در عوض امریکا سه چیز از ویتنام خواست: (1) تعیین تکلیف افراد مفقود شده در جنگ ویتنام (2) موضوع اشغال نظامی کامبوج (3) آزادی زندانیانی که در جنگ ویتنام به امریکا کمک کرده بودند. ویتنام چندان همکاری در این زمینه ها نکرد ولی کلینتون گفت همکاری در شرط شماره (1) برای برقراری روابط کامل دیپلماتیک کافی است.

ویتنام در زمینه یافتن اجساد نیروهای مفقود شده امریکایی همکاریهای زیادی با امریکا کرد و این آغاز ذوب شدن یخ روابط بود.

در سال 1991 امریکا به بازرگانانش اجازه داد به ویتنام سفر کنند (لغو تحریمها)

در سال 1992 امریکا به شرکتهایش اجازه داد با ویتنام راههای ارتباطی برقرار کنند و صادرات کنند (لغو کامل تحریمها)

در سال 1993 امریکا کلا دشمنی با ویتنام را کنار گذاشت و به شرکتهایش اجازه داد در ویتنام سرمایه گذاری کنند و در پروژه های اقتصادی ویتنام فعالیت کنند.

در سال 1994 اتاق بازرگانی آمریکا در ویتنام رسماً فعالیت خود را آغاز کرد. به محض لغو تحریم­ها شرکتهای آمریکایی به ویتنام هجوم آوردند (حدوداً 30 شرکت) و شعبه­ هایی را در ویتنام تاسیس کردند: شرکت­های نفتی برای استخراج نفت خام از دریای جنوب، و شرکت­های خدماتی (مشاوره­ای، ساخت­ وساز، بانکی و بیمه) و شرکت­های تولید دارو و لوازم هواپیما.

طی سال گذشته میلادی روابط تجاری دو کشور به ارزشی دو برابر نسبت به سطح آن در سال های پیشین رسیده است. در واقع روابط اقتصادی میان هانوی و واشنگتن بستر اشتراک نظر سیاستمداران دو طرف را در زمینه موضوعات مختلف به وجود آورد و بن بست تعامل میان این دشمنان دیرین را مرتفع ساخت. در ماه نوامبر گذشته پس از مدت ها گفت وگو و مذاکرات خسته کننده میان مقامات دو کشور بر سر این موضوع یک رزمناو آمریکایی برای اولین بار پس از جنگ ویتنام در یکی از شهرهای بندری این کشور که با نام رسمی «سایگون» شناخته می شود، پهلو گرفت.
یک هفته پیش از این واقعه تاریخی «پام وان ترا»، وزیر دفاع ویتنام به دعوت سه سال پیش آمریکایی ها پاسخ مثبت داد و از واشنگتن دیدار کرد. پام وان ترا به محض ورودش با استقبال کامل گارد تشریفات پنتاگون روبه رو شد. این استقبال بی نظیر باعث شد تا ۴ وزیر دیگر ویتنامی دعوت شده به آمریکا عزم خود را برای سفر به این کشور جزم کرده و طی دیدارهایی جداگانه در نیمه دوم ماه گذشته میلادی با همتایان آمریکایی خود در واشنگتن گفت وگو کنند.
دو کشور همچنین یک ماه بعد از ورود رزمناو آمریکایی به آب های ویتنام و پس از ۶ سال مجادله پیرامون جزئیات مبارزه مشترک علیه قاچاق موادمخدر، بر سر امضای قراردادی دوجانبه در این زمینه با یکدیگر به توافق رسیدند. در همان ماه توافقی دیگر در مورد از سرگیری پروازهای مستقیم میان آمریکا و ویتنام بین مقامات دو کشور به امضا رسید. مقامات دو طرف از سفر غیرمترقبه نخست وزیر ویتنام به واشنگتن سخن می گویند.


چه عواملی موجب توجه بیشتر مقامات آمریکایی و ویتنامی به افزایش سطح روابط شده است؟

(1) مقابله با نفوذ اقتصادی چین: واشنگتن هم اکنون به هر دری می زند تا وزنه های اقتصادی را پیدا کرده و آنان را در مقابل بازوی قوی اقتصادی چین در آسیا قرار دهد. تحلیلگران اقتصادی معتقدند که یکی از اصلی ترین چالش های آینده در برابر تسلط آمریکا در آسیا، نفوذ فراگیر اقتصاد چین است. به گونه ای که این نفوذ می رود تا مرزهای خود را حتی تا سایر قاره های دنیا، از جمله مناطقی که دسترسی آمریکا به آنها تا حدی مشکل است، گسترش دهد.

(2) منافع ویتنام در رشد اقتصادی بیشتر با توسعه روابط با امریکا: یکی از بدیهی ترین راه های دستیابی به رشد اقتصادی بیشتر در ویتنام، تلاش در جهت کاهش نفوذ فراگیر اقتصادی چین است. مقامات اقتصادی ویتنام معتقدند که ارتقای منافع آمریکا در این کشور می تواند به عنوان عاملی موازنه کننده در مقابل نفوذ اقتصادی چین به کار گرفته شود. این وضعیت کاملاً مطلوب نظر آمریکایی ها نیز است.
ویتنام در وضعیت کنونی اقتصادی خود نیاز مبرمی به کمک ها و همکاری های آمریکا دارد. این کشور سالانه به طور پیوسته شاهد یک رشد ۷ درصدی در عرصه اقتصادی بوده و براساس اعلام بانک جهانی دومین مقام را پس از کشور چین در این زمینه به خود اختصاص داده است. ویتنامی ها برای اینکه بتوانند از پس نیروی کار ۱۵ میلیون نفری نیازمند شغل برآیند باید به میزان رشدی بالاتر از این دست یابند. مقامات ویتنامی پیش بینی می کنند که ارتقای سطح روابط کشورشان با آمریکا می تواند بستر یک افزایش رشد ۸درصدی را در اقتصاد ویتنام پدید آورد.

ویتنام درصدد بوده است روابط خود را با آمریکا به دلیل دسترسی به بازار این کشور و کاهش نفوذ چین در آسیای جنوب شرقی افزایش دهد. ارتقای روابط با آمریکا به عنوان وزنه تعادلی در برابر جاه­طلبی­های چین تلقی می­شد که ویتنام در تلاش بود که خود را از وابستگی به چین برهاند.

استراتژی بلندمدت ویتنام تبدیل­ شدن به کشوری صنعتی تا سال 2020 میلادی است و به باور سیاستگذاران این کشور، صنعتی­ شدن در گرو افزایش روابط تجاری با ایالات متحده آمریکا است.

هم اکنون آمریکا بزرگترین بازار صادراتی ویتنام محسوب می­شود.

 

(3) منافع امریکا از سرمایه گذاری در بازار 90 میلیون نفری ویتنام:

از آنجا که ویتنام جزو کشورهای در حال توسعه و نوظهور محسوب می­شود، منافع زیادی در سرمایه گذاری در ویتنام وجود دارد. ویتنام با داشتن جمعیتی 90 میلیونی می­تواند با خود منافع استراتژیکی به همراه داشته باشد. شرکتها و کسب­ وکارهای آمریکایی نیز سرمایه­ گذاری­های مستقیم قابل توجهی را در این کشور انجام داده­ اند.

(4) فروپاشی شوروی که بزرگترین متحد ویتنام بود و از دست رفتن بازارهای بلوک شرق ضربه ای مهلک به اقتصاد ویتنام بود.

(5) ویتنامیها متوجه شدند که اقتصاد متمرکز شکست خورده است.

(6) پس از پایان جنگ سرد، جو بین المللی تغییر کرد و مشارکت در زمینه توسعه اقتصادی به الگویی در صحنه روابط بین­ المللی تبدیل شد.

اما در مورد ایران و امریکا:

در توافق ژنو قرار شد ایران کل برگ برنده اش (یعنی 200 کیلو اورانیوم 20%) رو ظرف 6 ماه به صفر برساند و توسعه تاسیسات هسته ای نطنز و اراک و فوردو را متوقف کند و غنی سازی را به 5% تقلیل دهد اما تحریمهای نفتی، مالی و بانکی سرجایشان بماند. امریکاییها گفتند تحریمهای نفتی ایران را "بیشتر نخواهند کرد!" و این یعنی ایران را گذاشته اند سرکار. به قول بعضی ها ایران برای گرفتن حق خودش ... کرد. متعاقبا جان کری گفت ما فعلا پیشرفت هسته ای ایران رو متوقف کردیم و هدفمان این است که ایران کل بحث هسته ایش و حتی صلح آمیزش را تعطیل کند.

غربیها در این توافق خیلی امتیازهای بزرگی گرفتند و کمی امتیاز دادند. مقامات ایرانی فکر میکردند بعد از 6 ماه اتفاق مثبت تری خواهد افتاد و تحریمها به تدریج فروکش میکنند. اما ظاهرا غربیها نمیخواهند مذاکرات هسته ای از همین حد ژنو جلوتر برود و هیچ وقت هم به راه حل جامع نخواهند رسید. هدف متوقف کردن قطار پیشرفتهای هسته ای ایران بود که بهش رسیدند و پزش را هم به دنیا نشان دادند و گفتند با ترکیب تحریم و دیپلماسی موفق شده اند ایران را به زانو دربیاورند. مقامات امریکایی ایران را در چندین اظهارنظر تحقیر کردند. هدف بعدی امریکاییها در این رابطه احتمالا وقت کشی در بحث هسته ای و مطرح کردن موضوعاتی چون حقوق بشر و حمایت از تروریسم است. اینجا نقطه خوبی برای ایستادن غربیهاست. ایران مهمترین برگ برنده اش را (همان 200 کیلو اورانیوم) از دست می دهد و تحریمهای اصلی هنوز باقی هست و باز هم بیشتر می شود (که شد).


امریکاییها برای ویتنام خواستند و اراده کردند که روابط مسالمت آمیز داشته باشند اما  نمیخواهند با ما رابطه مسالمت آمیز برقرار کنند. آنها نمیخواهند مذاکرات منافع دوجانبه داشته باشد. توافقنامه برد – برد برای اسراییل و امریکا حکم باخت دارد. ظاهرا آنها فقط به یک چیز راضی می شوند: باخت ایران! به قول خداوند در قرآن کریم:

 

برای برقراری رابطه مسالمت آمیز با امریکا دیگر چکار باید کنیم در حالیکه امریکا حسن نیت ندارد و دشمنی میکند؟

Comments


  • 7 months ago

    aliiranian

    خب تحریمها رفع که نشد. اضافه هم شد. خیلی سخته عدم حسن نیت آمریکا رو درک کنید؟؟؟ میدونم واقعاذدرکش براتون سخته...اما واقعیت اینه که آمریکای مهد تمدن جنابعالی از پشت خنجر زد طبق معمول!!!اما خب بازم بیا توجیهش کن...حالا حالاها جا داره 

  • 7 months ago

    feranka

    عزیز من ایران و آمریکا بعد از اشغال سفارت تا به حال برای برقراری رابطه با هم هیچ مذاکره ای نکردن که اصلا بدونیم آمریکا چه شرط و شروطی میذاره یا ایران چه شرایطی مد نظرش هست که رابطه برقرار بشه. وقتی مذاکره ای نیست خوب رابطه ای هم نیست. رابطه از آسمون نمیفته پایین. ایران و آمریکا در گذشته در مورد مسائل عراق و افغانستان هم حتی رو در رو با هم مذاکره کرده اند ولی این مذاکرات هیچ ربطی به رابطه ایران و آمریکا نداشته همینطور که مذاکرات اتمی نداره. ما با آلمان و فرانسه هم رابطه داریم ولی اونها هم ما رو به اندازه آمریکا تحریم کرده اند و امضاشون پای قرارداد هست

    خوب معلومه که تحریم ها در این توافق اثر داشته و فشار تندروهای آمریکا به اوباما هم به همین خاطره. اونا میگن با توجه به فروپاشی اقتصاد ایران در اثر تحریم ها نباید به ایران کوچکترین امتیازی میدادی و ضعیف عمل کردی

    مردم برای چی به جلیلی رای ندادند و در عوض به روحانی رای دادند؟ برای اینکه این تحریم ها برداشته بشه

  • 7 months ago

    DanaAxel

    میدونی فرانکا استدلالهای شما چند اشکال اساسی داره

    اول اینکه خیلی با کلمات بازی میکنی و مثلا میگویی ژنو مربوط به موضوع هسته ای است نه رابطه با امریکا. باید گفت درست است ولی مذاکره و بستن قرارداد و لغو تحریمها یا کاهش آنها همه در راستای ایجاد ارتباط با امریکاست. درست مانند ویتنام. در مورد ویتنام برقراری رابطه با امریکا با لغو تحریمها و شروع فعالیت اقتصادی و تجاری بود و سپس به برقراری روابط کامل دیپلماتیک منجر شد. خود نفس مذاکره و پشت یک میز نشستن با امریکا نوعی ارتباط دیپلماتیک است مگر نه؟

    دوم اینکه رابطه انواعی دارد: رابطه سیاسی، تجاری، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ، نظامی و غیره. ممکن است ما با امریکا رابطه تجاری داشته باشیم اما رابطه سیاسی نداشته باشیم. نفس توافق کردن با امریکا یعنی برداشتن اولین گام در زمینه بهبود روابط سیاسی و دیپلماتیک. پس نگو که نشست ژنو ربطی به رابطه با امریکا ندارد. احتمالا منظور شما روابط اقتصادی است. خود این اجلاس فارغ از نتایجش نوعی برقراری ارتباط سیاسی بود

    سوم اینکه هیچگاه نگفتم توافق ژنو معادل معاهده گلستان یا ترکمنچای است. حتی از لفظ ننگین هم استفاده نکردم ولی شما دوست داری یک صفت ناپسندی را به بنده نسبت بدهی مثل بحثهای پیشینمان

    چهارم اینکه بر خلاف تصور شما، من در مورد توافق ژنو یک سری انتقاد دارم ولی با این همه به تصمیم تیم مذاکره کننده ایران احترام می گذارم و قصد ندارم انسجام ملی مان را بر هم بزنم. ما همه ساکنان یک کشوریم. چه گبر و چه پارسا هم میهنیم. روبروی امریکا همه مان باید متحد باشیم (که متاسفانه خیلیها از درک این مساله عاجزند). ولی این امریکایی که هر روز عهدشکنی می کند و اعتمادزدایی کرده دیگر دستش کاملا رو شده و همه می دانند که حسن نیتی ندارد. پس اگر هم می خواهیم با امریکا مذاکره کنیم سعی نکنیم مثل هالوهای خوشبین جلو برویم که بعدش مقامات امریکایی بیایند با تحقیر بگویند امتیاز خاصی به ایران ندادیم و ایران به خواسته های ما تن داد و پوزه ایران را بعد از 10 سال به خاک مالیدیم و اثر تحریمها بود و ایران فلج شد و دیپلماسی ما جواب داد ... و از این دست حرفها. اتفاقا در این توافق کاری کردیم که امریکا استنباط کرد خب پس تحریمهایم موثر افتاده حالا باید شدیدترش کنم تا نتیجه دلخواهم را بگیرم. یکی از مسولان ایرانی گفته ایران حق خودش را گد.یی کرد. شاعر چه زیبا گفته: اشک کباب موجب طغیان آتش است. خوبی که از حد بگذرد نادان گمان بد میکند

    پنجم اینکه ما مثل اصلاح طلبان کیسه ندوخته ایم برای خوان نعمت منابع کشور. برعکس منافع ملی مدنظر ماست نه منافع حزبی! میدانی بند 4 از مقاله روزنامه شرق مفهومش چیست؟ منظورش این است که: "اصلاح طلبان با توافق هسته ای گام بلندی برداشته اند و کشور را در آستانه ثبات و صنعتی شدن قرار داده اند و خوانی گسترده خواهد شد که افراطیون داخلی سهمی از آن ندارند. پس افراطیون با سازش ستیزی می خواهند سهمی در عواید و منابع کشور داشته باشند". واقعا چه تحلیل ضعیفی. یعنی افراطیون برای اینکه از غافله برداشت غنایم عقب نباشند دارند کل غنیمتها را نابود می کنند؟؟؟

    کدام غنیمت؟ واقعا خوشخیالی است اگر فکر کنیم با توافق ژنو رفاه و آسایش را برای ایرانیان به ارمغان آورده ایم، چون اتفاقات بعدی نشان داد که همه اینها خیالات خام اصلاح طلبان است. یکبار دیگر اظهارات و اقدامات امریکا را پس از توافقنامه مرور کنید. شتر در خواب بیند پنبه دانه

  • 7 months ago

    aliiranian

    یکی هم به این بنده خدا بگه رییس مذاکره کنندگان و صحنه گردان آمریکاست و اگر توافقی عملی شود آغاز  رابطه با آمریکا هم خواهد بوداما متاسفانه انگار آمریکاییها خواهان رابطه ی برده داری اند و نه رابطه برابر

  • 7 months ago

    aliiranian

    اونکسی که تحت فشار  صهیون خلاف توافق عمل کرد و تحریم رو تشدید کرد آمریکا بود!!!چرا این رو نمیبینند برخی؟؟؟ چون به نفعشون نیست..الان چی آید ایران شده ازین توافق؟؟ تا اینجا ایران امتیاز داده و تحریم ها فقط بهونش عوض شده و فشارها ادامه دارد. اگر این دستاورد باشد که تا الان بوده و همینطور ادامه یابد به ترکمچای هم طعنه خواهد زد!!روسیه علنا با تحریمها مخالفت کرد..لا اقل امضای خودش رو قبول داره.

  • 7 months ago

    feranka

    این مقاله روزنامه شرق در مورد توافق ژنو جالبه

    روزنامه شرق/ پنجشنبه 21 آذر 1392/ صفحه اول
     از گلستان و ترکمانچای تا ژنو!
     
    فریدون مجلسی 
    این‌روزها ایرانیان اعتدالی از طیف‌های گوناگون، از تفاهم ژنو میان نماینده ایران، ‌آقای ظریف و وزیر خارجه آمریکا، آقای کری و همکارانشان در «1+5»، حمایت می‌کنند، ‌زیرا آن را به سود کشور و ملت ایران می‌دانند. اینان، ‌اعم از وفاداران یا رنجیدگان، ‌با اکثریت مطلق به برنامه‌ای که منجر به این تفاهم شد رای داده‌اند و طرف مقابل که شعارش ادامه روند گذشته نتوانست بیش از 10درصد آرای شرکت‌کنندگان در انتخابات را هم به دست آورد. با این حال اکنون که حمایت عمومی از این تفاهم آشکار شده، واکنشی تند ناشی از استیصال و نومیدی در میان طیف‌های گوناگون پدید آورده است. اجزای تفاهمنامه را تحلیل می‌کنند تا ثابت کنند که در فلان نقطه و بهمان سطر به زیان ایران بوده است! نمی‌بینند صدهامیلیارددلار زیانی را که عدم امضای آن در سالیان پیش به بار آورده و ادامه دارد و تیم ظریف را سرزنش می‌کنند که چرا زیر بار این تفاهم رفته و «حقوق ایران» را استیفا نکرده است! اما هیچ‌کدام نمی‌گویند چگونه؟ بیش از این چه امتیازی می‌توانست بگیرد؟ چرا مردم ایران آن شب تا صبح نخوابیدند؟ و اگر به‌جای خبر نیل به آن تفاهم موقت خبر بی‌نتیجه‌ماندن مذاکرات اعلام می‌شد و لابد تشدید و تحریم‌ها را در پی داشت، چه حال و هوایی می‌داشتند! تا جایی که مجری یکی از رسانه‌های دولتی‌ خارج از کشور، در مصاحبه با سخنگوی فارسی‌زبان وزارت خارجه آمریکا چنان در طرح اینگونه ایرادهای جانبدارانه زیاده‌روی کرد که سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در پاسخش گفت: «آقا! شما چرا بزرگ‌نمایی می‌کنید؟» و مجری، کاسه داغ‌تر از‌ آش، ناچار شد حالت تدافعی و انفعالی به خودش بگیرد. باری، منتقدان بی‌تاب داخلی و خارجی را می‌توان به این ترتیب برشمرد:
    1- اسراییل، ‌که نگران آن است که بهانه چندین‌ساله زورگویی‌ها، شهرک‌سازی‌ها در سرزمین‌های اشغالی و انواع باج‌ستانی‌های بین‌المللی ‌در پناه ایران‌هراسی را از دست بدهد.
    2- عربستان و همگنانش، که می‌کوشند با صادرکردن افراط‌گرایی و سلفی‌گری به بیرون از مرزهای خود بر عمر استبداد فاسد و غارتگر و نامشروعشان بیفزاید و با ناسیونالیسم عربی- وهابی جگرخوار، در میان عوام محبوبیتی با هزینه بسیار بخرند، غافل از آنکه این غولی که از بطری درآورده‌اند وبال گردن خودشان هم خواهد شد!
    3-منتقدان ایرانی شامل سلطنت‌طلبان کلاسیک و سلطنت‌طلبان استالینی هستند که برای خودشان شاه و ملکه‌ای هم دارند. اینان در توهمات خودشان ترجیح می‌دهند روزی به ایرانی ویرانه بازگردند و انتظار دارند مردم برایشان فرش‌قرمز بگسترانند و آنان را بر دوش بگیرند!
    4- در کنار آنان گروه افراطیون داخلی را نباید فراموش کرد که احساس می‌کنند ممکن است در شرایط عقلانی و اعتدالی امور حساب‌وکتابی یابد و اینان از منافع انحصاری از خوان نعمت منابع کشور بی‌نصیب بمانند و غافلند از اینکه باید کشوری برجا و صنعتی در کار باشد که خوانی گسترده بماند! این «سازش‌ستیزان»، از هر طیف و نوع، در یک ویژگی و یک شعار شریک هستند: ویژگی اینکه همگی افراطی و ستیزه‌گرند و شعار اینکه همگی، در داخل و خارج، تفاهم ژنو را با قراردادهای «ننگین» گلستان و ترکمانچای همتراز می‌دانند! پس ببینیم این قراردادهای ننگین چیستند و چه کسانی بر ما تحمیل کردند:
    آغامحمدخان قاجار در تلاش برای یگانه‌سازی کشور با کمک سردارانی، که همین فتحعلیشاه با آن افسانه‌هایی که برایش ساخته‌اند یکی از آنان بود، ایران کنونی را که قفقاز و هرات و ترکستان نیز در آن می‌گنجید از آن خود کرد. آغامحمدخان در جنگ گرجستان بی‌رحمی‌ها و خونریزی‌هایی کرد که ملت ایران را وامدار پوزشی تاریخی از آن ملت کرد. تنها پاسخ و توضیح ما این است که همسایگان عزیز، آن مرد بی‌رحم با خود ما نیز در شیراز و کرمان کمتر از آن نکرد! اما گرجستان که در طول تاریخ همیشه در کنار ما و گاهی در میان ما بوده، برای خودش همیشه هویتی شامل نژاد و مذهب و زبان و خط و آداب و رسوم جداگانه داشته و اغلب ‌مستقل یا متحد و گاهی در جنگ با ما بوده است. در واقع با معیارهای امروزی باید بپذیریم که دوران‌های سلطه ما بر آنان به سلطه‌ای استعماری نزدیک بوده است، ‌هرچند ویژگی امپراتوری در دوران صفوی موجب می‌شد که با ملل تحت سلطه با نوعی برابری رفتار شود که احساس بیگانگی نکنند. الله‌وردی‌خان و گرگین‌خان و بسیاری از رجال و خصوصا‌ سرداران صفوی گرجی بودند. با این حال باید بدانیم که با رفتن به جنگی نابرابر و نامتناسب با روسیه گریزی از شکست نبود و شکست خوردیم و گوشمالی شدیم و به موجب «قرارداد صلح گلستان» سرزمین گرجستان را از دست دادیم و از برخی«ادعاها» نسبت به داغستان و چچن و اینگوش صرف‌نظر کردیم! از قدیم هم گفته‌اند که هرکه خربزه می‌خورد باید پای لرزش هم بنشیند! ما می‌گوییم گرجستان را از دست دادیم، گرجی‌ها می‌گویند از ایران رها شدند، ‌گرچه به دام روسیه افتادند که دست‌کم با آنان هم مذهب بود!
    اما ترکمانچای چیست؟ بعد از قرارداد گلستان، دولت روسیه فشار می‌آورد که چون برخی دختران گرجی که در خانه‌های اعیان و رجال ایرانی بودند به زور به ایران آورده شده‌اند باید بتوانند نزد خانواده‌هایشان بازگردانده شوند. بحث کوچکی که با کشدار شدن و مذاکره و طرح مصادیق و رسیدگی به آنها قابل حل و فصل بود، ‌به تریج قبای غیرتمداران آن روزی برخورد و درخواست کردند بجنگیم تا «پوزه روسیه به خاک مالیده شود!» و رفتیم پوزه روسیه را به خاک بمالیم، این بار بخش‌های به راستی ایرانی قفقاز را از دست دادیم و فقر و فلاکت و ضعف ناشی از آن موجب شد نخست هرات را و سپس به موجب قرارداد آخال سرزمین‌های تاریخی ترکستان شامل سمرقند و بخارا و مرو و تاجیکستان را که همگی قلب تپنده فرهنگی ایران بودند، از دست بدهیم.
    اجازه دهید به نامه فتحعلی‌شاه که سه هفته پیش از آغاز جنگ منجر به قرارداد ترکمانچای به فرزندش عباس میرزا نوشته بود، اشاره کنم:
    «در هر مورد من قصد و نظر شما را انجام دادم. شما مصلحت دانستید آقا سیدمحمد [مجاهد طباطبایی] به اینجا آورده شوند. بسم‌الله آنها آمده‌اند. شما به من گفتید به سلطانیه بیایم. بسم‌الله من اینجا هستم. شما پول می‌خواستید. شما پول داشتید، اگر پول بیشتری می‌خواهید من آورده‌ام. شما وضع سرحد و اوضاع و احوال امور را می‌دانید. اگر فکر می‌کنید صلح مصلحت باشد صلح نمایید. اگر خواهان جنگ هستید آن را شروع کنید و مسوولیت آن را به گردن بگیرید. چون مرا تا اینجا کشانده‌ای دیگر بهانه نیاور که من همراهی نکرده‌ام.»
    و پس از شکست و آن قرارداد ننگین نیز مسوولیت عباس میرزا را [با وجود همه فداکاری‌ها] یادآور می‌شود که: «... چه لازم که رای خود را در رای نوکر و چاکر مستهلک‌سازی و خود بالمره عامل و مستدرک باشی. خواه قائم مقام باشد و خواه میرزا محمد و میرزا تقی یا دیگران که همگی آمر و ناهی بودند و جملگی خاطی و ساهی [غافل] شدند...» اگر نگاهی به گزارش‌های ابوالحسن‌خان شیرازی، وزیر خارجه بعدی ایران در سفارت سن پترزبورگ و نامه‌های التماس‌آمیزش به تزار بیندازیم (تاریخ سیاسی ایران در دوره قاجاریه- دکتر ابراهیم تیموری)، که با چه خفت بی‌حاصلی به سردار روس التماس می‌کرد که لااقل بخشی از اراضی موضوع عهدنامه گلستان را ببخشد، یا در مقابل وجه به ایران بفروشد، حیرت می‌کنیم که چگونه در شرایط ضعیف‌تر به جنگ دوم تن دادیم! و میرزا بزرگ قائم مقام و پس از مرگ او میرزا ابوالقاسم قائم مقام و عباس میرزا به چه اصراری سیدمحمد مجاهدطباطبایی را با فتوای جهاد از کربلا به تهران و شمشیر به دست به چمن سلطانیه و کشور را به جنگ کشاندند و بعد پشیمان شدند! یک دولت، ‌یک کشور، باید در تصمیمات خودش با عقل و اندیشه اقدام کند. ایران توان جنگ با روسیه را نداشت. روسیه قبلا، ‌در حالی که ایران شاهد و ناظر بود، کمر ناپلئون را شکسته بود. عثمانی را شکست داده بود و ایران را در زمانی که قوی‌تر بود در هم کوبیده بود و شمال قفقاز و گرجستان را گرفته بود. قرارداد ننگین ترکمانچای حاصل تصمیم و عملکردی ننگین‌تر بود! اما تفاهم ژنو نه گلستان است و نه ترکمانچای! تفاهم ژنو پیمان صلح نیست. قرارداد متارکه جنگی است. اگر تاشش ماه دیگر وفای به عهد کنیم و متقابلا به تعهداتمان پایبند باشیم، در شرایطی که طرف مقابل نیز به اهمیت ایران، ‌پس از کسب تجربیات بسیار، واقف و به همکاری با این کشور، در منطقه‌ای آشوب‌زده و بی‌ثبات نیازمند است، می‌تواند به قرارداد صلحی بینجامد که متضمن آسایش و رفاه و توسعه اقتصادی و اجتماعی و رفاه این کشور باشد و جز دستاورد و ورود به عرصه تعاملات محترمانه بین‌المللی، هیچ زیانی برای ایران نخواهد داشت. ترکمانچای، گزینه‌ای است که در صورت فرصت‌سوزی و تسلیم شدن به شعارهای جنگ افروزانه تندروان ناآگاه ناچار خواهیم شد در شرایطی بازنده به آن تن در دهیم! باید همین روال عقلانی را ادامه دهیم تا ناچار نشویم انگشت حسرت به دندان بگزیم.
  • 7 months ago

    feranka

    دانا جان استدلال شما دو اشکال اساسی داره

    اول اینکه مذاکرات ژنو یا کلا مذاکرات برنامه اتمی ایران درباره رابطه ایران و آمریکا نیست. قرار نیست اگر در نهایت به توافق رسیدیم بیایم با آمریکا رابطه داشته باشیم. این رو مقامات ایران بارها تکرار کرده اند و در گذشته نزدیک اوباما به ایران پیشنهاد مذاکره دوجانبه داد که توسط رهبر رد شد و تعبیر معروف دست چدنی زیر دستکش مخملین مربوط به رد همین پیشنهاد مذاکره بوده

    دوم اینکه اگر به امضاهای پای قرارداد ژنو یه نگاهی بندازی 5 امضا دیگه غیر از آمریکا رو می بینی که دو تا از این امضاها متعلق به چین و روسیه هستند. با 3 کشور اروپایی کاری ندارم ولی مطمئنا به این معتقد نیستی که روسیه و چین نوکر حلقه به گوش آمریکا باشند بلکه برعکس این دو کشور رقیب و حتی دشمن آمریکا محسوب میشن. این دوکشور هم ما رو تحریم کرده اند و همیشه در مذاکرات حضور دارند و حتی در افشاگری های ویکیلیکس مشخص شده که روسیه در راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر به عمد تعلل و کارشکنی کرده

  • 7 months ago

    Somayeh_Kh

    علت اصلی شکست آمریکا در جنگ ویتنام عزم راسخ ملت ويتنام را در كسب استقلال بود

    چهار رئيس جمهوري آمريكا (كندي ـ جانسون، نيكسون، فورد) باكوهي از سلاحهاي نوين به جنگ ويتنامي كه تنهاي، تنها بود رفتند و این در حالی است که هفتاد ميليون ويتنامي در سرزميني به وسعت ۳۳۵ هزار كيلومترمربع (برابر يكي ازاستانهاي ايران) يكدل و يك زبان به پا خاسته بودند و کلا در سخت ترين لحظات جنگ فقط ۱۲۰ هزار ويت كنگ با قوي ترين ارتش جهان مقابله مي كردند.«ويت كنگ» ها روزها زراعت مي كردند و شبها به جنگ مي پرداختند. دشمن نمي توانست آنها را از مردم عادي تشخيص دهد.

  • 7 months ago

    kalantar20

    جنگ آمریکا علیه ویتنام در زمان ریاست جمهوری «لیندون جانسون» آغاز شد و بر اساس آمار در طی 16 سال جنگ حدود 3 میلیون ویتنامی کشته شدند.

    جنگ آمریکا علیه ویتنام نزدیک به دو دهه طول کشید. آمریکا با استفاده از تمام توان نظامی و تجهیزات پیشرفته خود بعد از 16 سال جنگ و نبرد با «ویت کنگ‌ها» و پارتیزان‌های ویتنام بدون هیچ دستاوردی و با شکست کامل مجبور به ترک ویتنام شد.
     
     
     
     
     
  • 7 months ago

    alihajiarab

    تحلیلی که از اهداف امریکا برای برقراری رابطه با ویتنام کردی کاملا درست بود و باید بگم که در مورد ایران هم این تحلیل صادقه!!!! ایران تنها کشوری هست که توی خاور میانه موقعیتش با دیگر کشورها فرق میکنه ایران کشوریه که بهتر از اسراییل میتونه تامین کننده منافع امریکا توی خاورمیانه باشه میتونه یه اهرم قوی در مقابل چین باشه!!! چون پتانسیل نیروی انسانیش را داره و .....

  • 7 months ago

    aliiranian

    این ایرانه که صلح دیپلماتیک رو به هم میزنهLaughingو حسن نیت آمریکا رو از تحریمها درک نمیکنه

    Laughing

  • 7 months ago

    DanaAxel

    آیه ای که در آخر مطلب آمد آیه 120 سوره بقره بود. توجه کنید که در این آیه برای منفی کردن فعل از لن استفاده شده: "لن ترضی عنک". در حالیکه برای منفی سازی فعل "لا" و "لم" و "لما" هم داریم. فرق لن با بقیه ادات نفی چیست؟ فرقش این است که لن به معنی "هرگز" می باشد و معنای مستقبل منفی میدهد: هرگز از تو راضی نخواهند شد

  • 7 months ago

    Somayeh_Kh

    بله مطمئنا برقراری رابطه بد نیست ولی نه به هر قیمیتی

  • 7 months ago

    DanaAxel

    تشکر از مطلب خوبتون

    من معتقدم با اینکه امریکا خیلی بدیها در حق ملت ایران کرده و مردم را بی اعتماد کرده باز هم اگر حقیقتا تغییر رویه بدهد و حسن نیت داشته باشد ما می توانیم روابط حتی سیاسی برقرار کنیم چون ملت باگذشتی هستیم. ولی متاسفانه امریکا جز افکار شوم چیزی در سر ندارد

  • 7 months ago

    Somayeh_Kh

    ممنون از مطلب کاملتون

    منم در تکمیل متن اضافه می کنم که:

    دوران 1975 تا 1986 میلادی، عصر دشواری برای ویتنام بود. ویتنام کشوری تازه استقلال­یافته بود که درگیر جنگ­های طولانی­مدت شده بود. این کشور یکی از فقیرترین کشورهای جهان بود که پس از جنگ دچار تورم بسیار بالا شده بود تورم ویتنام 74.2 درصد تخمین زده می­شد

    این نشاندهنده اینست که وضعیت بد ویتنام قابل مقایسه با ایران نیست  پس چگونه است که ویتنام توانست استقلال خود را حفظ کند و مشکلاتش را حل کند؟ ولی بعضی از ما فکر می کنیم پیشرفت فقط در سایه ارتباط با آمریکاست!

Back to Top

Post your reply: