Upgrade to Chess.com Premium!

جکستان

 توی آسانسور بودم یه دختری هم سوار شد

اول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟

گفتم : الحمدلله

یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد !

معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!

هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم :

الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله

.

.

.

پشت چراغ قرمز یه دختره دستش تو دماغش بود

بهش گفتم : خانوم تو اون یکیه !

!گفت : اگه خوش شانس باشی تو همینم پیدا میشه

.

.

.

امروز خلافی موتورم رو گرفتم 200 هزار تومن نوشته بودن

!اون هم به علت حمل تیرآهن بر روی سقف

!خدایش یه دلیل منطقی بیارین من خودمو نکشم

.

.

.

ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺁﺗﺶ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻗﺎ ﺗﻮﯼ ﺍﻧﺒﺎﺭﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎ ﯾﻪ ﻣﺎﺭ ﻫﺴﺖ

ﺍﻭﻥ ﺑﺪﺑﺨﺘﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﻮ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﺳﺎﯾﻠﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ

ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﻫﯿﭽﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩﻥ و رفتن

ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﺁﻗﺎﯼ ﻓﻼﻧﯽ ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ ﻣﺎﺭ ﺩﯾﺪﯼ ؟

ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﻧﺒﺎﺭﯼ ﺭﻭ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻡ

 :))ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ

.

.

.

بخشی از سخنرانی پدرم برای تشویق بنده به اشتغال :

پسرم ، دوره زمونه عوض شده ؛

تو باید دستت تو جیب خودت باشه ؛

 …اصلا هم نترس

 ..!انقدر بی شعورتر از تو هستن که الآن سرکار می رن

.

.

.

 چگونه در کارهای منزل به زنمان کمک کنیم !؟

 در خوردن غذا با او همکاری کنید

 کانال های تلویزیون را شما عوض کنید

 موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است

پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز جارو بکشد

 با آواز خواندن در حمام موجبات شادی دلبندتان را فراهم آورید

 وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست

گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک زدن به غذا

به او در پخت غذای خوشمزه تر و لذیذتر مشاوره دهید

 با آروغ زدن پس از غذا، همسرتان را از حالت رمانتیک درآورید

!تا محیط خانه برای وی یکنواخت و خسته کننده نشود

.

.

.

یه بارم مثل سوباسا به داداشم زُل زدم تا با ذهنم باهاش حرف بزنم
بهم گفت چیه مثل بز زُل زدی ؟
فهمیدم بیشتر باید تمرین کنم 

 .

.

.

توی رستوران بین راهی رفتم دستشویی دستمو بشورم
!مسئول دستشویی موقع خروج میگه: آقا! ۲۰۰ تومن می شه
!من: من فقط دستمو شستم
!اون: پس برگرد برو توالت بعد بیا ۲۰۰ بده
!دستمو کردم جیبم ۲۰۰ تومن بهش دادم
!میگه: نه! باید بری دستشویی حتما
میگم: چرا؟
!میگه: من مال حروم از گلوم پایین نمیره

.

.

.

 :شخصی میخواست بهلول رو مسخره کند. به او گفت

دیروز از دور تو را دیدم که نشسته ای فکر کردم الاغی اس که در کوچه نشسته است

 :بهلول جواب داد

!من هم که از دور تو را دیدم فکر کردم آدمی به طرف من می آید

.

.

.

مورد داشتیم طرف با دنده اتومات هم خاموش کرده

!مدیونید اگه فکر کنید دختر بوده 

.

.

.

شش سال پیش یه دستگاه خارجی به اسم توتال کور خریم واسه دراز و نشست

امروز توی تلوزیون خودمون گفت که این دستگاه اسم اصلیش تن تاکه

تازه تو ایران هم اختراع شده

!هیچی دیگه منم به فکر افتادم برم لامپ رو اختراع کنم 

Comments


Back to Top

Post your reply: