Upgrade to Chess.com Premium!

قمار عشق

ساقی بده جامی زان شراب روحانی
تادمی بر آسایم زین حجاب ظلمانی

طره ی پریشانش دیدم و به دل گفتم
این همه پریشانی بر سر پریشانی؟

بی وفا نگار من میکند به کار من
خنده های زیرلب عشوه های پنهانی

دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم
درقمارعشق کی بود پشیمانی؟

خانه ی دل ما را از کرم عمارت کن
پیش از این که این خانه رو نهد به ویرانی

ما سیه گلیمان را جز بلا نمی شاید
بر دل ما نه هر بلا که بتوانی

Post your reply: