Upgrade to Chess.com Premium!

برای تو می نویسم

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است

تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند

در کویر قلبم از تو، برای تو می نویسم

ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم

تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم
آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم

و به شوق تو اشک می شدم و بر صورت مه آلودت می لغزیدم
ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم

تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را

وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد

که مرهمی شود برای دلتنگی هایم

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم

تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي
و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم

تو درياي تريني آبي و آرام و بي پايان
و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم

تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف
و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم

نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته
به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم

تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم

http://www.youtube.com/watch?v=YkgunbQiDxI

Comments


  • 9 months ago

    MissLonelyHeart

    خواهش می کنم

    تشکر می کنم از نظر لطفی که نسبت به پست های بلاگ من دارید

    راستی، چرا بعد از "تو دنیای منی" علامت تعجب گذاشتید؟؟؟

  • 9 months ago

    MPion

    به فریادم برس ای . . . تو دنیای منی !  من در حسرت دیدار . . . خیلی زیبا بود . متشکرم

Back to Top

Post your reply: