Upgrade to Chess.com Premium!

نسل سوخته

نسل گند و مزخرفی بودیم.
نسلی که برای همه چیز باید رقابت می کرد.
نسل کنکور و انتخاب رشته، نسل دعوا سر صندلی مترو، نسل دویدن پشت اتوبوس و چپیدن توی تاکسی. نسل ما لگد کردن رقیب و گذشتن از روی اون توی خون اش بود.
دل به هر کس دادیم، قبل از ما دل داده بود.
سگ دو زدیم برای آغاز راهی که قبل از ما هزارها به آخر خطش رسیده بودند.
نسل عقده بودیم و آه حسرت پشت ویراژ ارابه هایی ک
ه قیمت خون خودمان و هفت پشتمان بود. نسل دیدن و نداشتن، خواستن ونتوانستن، رفتن و نرسیدن.
نسل آرزوهایی که تا آخرش بر دل ماند. نسل آهنگ های سوزناک. نسل هایده و عرق سگی با طعم دیازپام. نسل سیگار نامرغوب جگردار. نسلی که یا باید می کرد و یا می داد، تحمل و باج را.
به ما که رسید رودخانه ها خشکید، جنگل ها سوخت و ابرها نبارید. به ما که رسید بنزین و شیر با هم کورس گذاشتند. نسل تحریم تنبان و خمیر دندان و زیربغل. نسل طلاق هفتاد درصد.
نسل فیس بوک از سر بی کسی. نسل کش دادن دانشگاه از ترس سربازی. نسل درد و دل با دیوار. نسل بحث فلسفی توی تاکسی. نسل دلتنگی برای طعم لب هایی که هرگز نچشیدیم. نسل ماندن سر دو راهی. نسل انتخاب بین بد و بدتر. نسل عقده ی دیده شدن، خوانده شدن، شنیده شدن. نسل جنبش های پنجر. نسل بغض، ناله ، ضجه.
ما نسل انقلاب، نسل حماسه ایم
.

Comments


  • 10 months ago

    ma3ah

    بدرک.. ما سوختیم اون هایی که ما رو سوزوندن هم خواهند سوخت.. پایین تر از سیاهی رنگی نیست

  • 11 months ago

    pullthetrigger

    حرف حق جواب نداره. متاسفم که در این کشور وامونده زندگی می کنم

     بی خیال هرچی که قبلا بودیم. تا صحبت فرهنگ ایرانی میشه، فورا

    ابو علی سینا و سعدی و حافظ و چند تای دیگه رو میارن وسط

    یکی نیست بگه الان چکاره هستید؟

    چکیده ی کشور ما شده شعار مرگ بر همه دنیا 

    بجز خودمان! مرگ برای دیگران خوش است! 

    نسل خفقان ، نسل دهان های بسته با چماق و تهدید و ارعاب

    نسل طناب و مجازات و مالیات های بی درو پیکر بر پیکر اجتماع بدبخت

    عمر ما که حروم شد. حیف از ما. 

    یکبار بیشتر عمر نمی کنیم ولی معذرت می خوام توی این کشور ری. ... شد به زندگی ما. تمام

  • 12 months ago

    Turbolance

    Rap chi hast?

    Fekr nakonam Rap basheCool

  • 12 months ago

    habib_nobakht

    هی

    چی می تونم بگم؟

    این جاست که آه افسوس بلند می شود

    هـــِـــــــی

  • 12 months ago

    pargahi

    سخن عشق تو بی آنکه بر آید به زبانم

                      رنگ رخساره خبر می دهد از سر نهانم

       گاه گویم که بنالم زپریشانی حالم

                       بازگویم که عیان است چه حاجت به بیان است

                                                      من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم

                       نه در اندیشه که خود را ز کمندت  برهانم

    نه مرا طاقت غربت نه تورا خاطر قربت

                      دل نهادم به صبوری که جزاین چاره ندارم

                                                    سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم

     

                    که به پایان رسدم عمر و به پایان نرساندم


  • 12 months ago

    Somayeh_Kh

    خدایا ....

     

    من اینجا سخت دلم معجزه می خواهد ؛

     

    وتو انگار ،

     

    معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا ... !!!

Back to Top

Post your reply: