Upgrade to Chess.com Premium!

.. مرکز جک درمانی !..فقط برای شادیه دوستانم

شاید تکراری باشه..ولی عزیزم..بازم لبخند بزن

* * * *

: تفاوت روزای هفته در بهشت و جهنم
بهشت: شنبه..شب جمعه..دوشنبه..شب جمعه..چهارشنبه..شب جمعه..بازم شب جمعه

جهنم: عصر جمعه..22 بهمن..عصر جمعه..عصر ِ 13 به در..عصر جمعه..1 مهر..بازم عصر جمعه


* * * *

شب امتحان خوابگاه دخترا: واااای فقط ۴ دور کتاب خوندم..به دور ۵ نرسیدم میفهمی؟
  !! خوابگاه پسرا: احمق مگه نمیگم شاه دسته منه رد کن


* * * *

! دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم..می گن بچه است..نمی فهمه
! وقتی نوجوان هستیم..می گن نوجوونه..نمی فهمه
! وقتی جوان هستیم..می گن جوونه و خامه..نمی فهمه
! وقتی بزرگ می شیم..می گن داره پیر می شه..نمی فهمه
! وقتی هم پیر هستیم..می گن پیره..حالیش نیست!..نمی فهمه

!
فقط موقعی که می میریم میان سر قبرمون و می گن..عجب انسان فهمیده ای بود


* * * *
دلم میخواد راننده ماشین پلیس بشم..بلندگو بگیرم دستم بگم :
راننده پژو حرکت کن!
مگان ؟..سرت رو بنداز پایین..مگه خودت خواهر مادر نداری !؟
ماکسیمای مشکی ؟..شیطون دخترای قشنگی سوار کردی !؟
206 صندوق دار ؟ آهنگت خیلی قدیمیه..عوضش کن..!؟
بنز مشکی ؟..بنننننننز !..فخر می فروشی ?!! بزن بغل !


* * * *


اوایل ترم بود..صبح زود بیدار شدم که برم دانشگاه..چون عجله داشتم بجای ۵۰۰۰ تومنی یه پونصدی از کشوم برداشتمو زدم بیرون

سوار تاکسی شدم..مدتی گذشت..دیدم اووووف..یکی از دخترای آس و خوشگل کلاسمون..برای تاکسی دست تکونداد و جلو نشست..یه کم که گذشت گفتم بزار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه..بلکه یه فرجی شد
با صدایی که دو رگه شده بود..پونصدی رو دادم به راننده و گفتم: کرایه ی خانم رو هم حساب کنید..دختره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه..اجازه بدین خودم حساب می کنمو این حرفا..منم که عمرا این موقعیتو از دست نمی دادمو کوتاه نمی اومدم..می گفتم به خدا اگه بزارم
! تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده..هَمَشَم می دیدم نیشِ راننده بازه
خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم بعدش گفت: چطوری با این پونصدی میخای کرایه ی بقیه رو هم حساب کنی؟
یهو انگار فلج شدم !..پول دیگه ایی هم نداشتم..الکی سرمو کردم تو کیفمو وقت کشیه تابلوُ..که دیدم خانم خوشگله کرایه ی جفتمونو حساب کرد..ولی از خنده داشت می ترکید
داشت گریه ام میگرفت که اس.ام.اس داد و گفت:  پیش میاد عزیزم ناراحت نباش موافقی ناهارو با هم بخوریم؟
! حالا من بیچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم
خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه..بعد بهش گفتم: “باشه” این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم..ولی یه بار که گوشیشو نگاه کردم دیدم

! اسمه منو سیو کرده..مستضعف


* * * *


باباهامون جلوی باباهاشون پاشونو دراز نکردن
ما پاهامونو دراز کردیم..اما به احترامشون جلوشون سیگار نکشیدیم
! بچه هامون اگه تو جمع نزنن زیر گوشمون شانس آوردیم



* * * *


! به سلامتی مادرا..که وقتی با جارو برقی میان تو اتاق انگار چنگیز خان حمله کرده


* * * *

یه پسرخاله دارم به باباش میگه پدر..به مامانشم مادر
 ! میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم


* * * *

با دوست دخترم رفتیم برای اهدا عضو ثبت نام کردیمو این حرفا
! آقا مارو جو گرفت هرچی بود تیک زدیم 
خدا نکرده اگه اتفاقی بیوفته برام..فقط پوستم میمونه
! که توی یه نایلون میارن در خونه تحویل میدن


* * * *

دوستم: چقد مامان بابات خوب و مهربونن 
! من: واسه اینکه تو اینجایی

* * * *

مامان بابام دعواشون شده بود ۳ روز بود قهر بودن
! بابام قبل از اینکه بیاد خونه زنگ زد بهم گفت بیا پارک سر خیابون کارت دارم
 
l-: من
رفتم گفتم..جانم؟
برگشته میگه..ببین عزیزم ۳ شبه که شام درست حسابی نخوردیم..داریم هر شب نیمرو میخوریم..این ۳ شب رو کاناپه خوابیدم پدرم درومده
من :-؟
گفتم..خب چیکار کنم؟ دعوا نکنین خب
برگشته میگه ببین عزیزم باید یه فداکاری این وسط اتفاق بیوفته!!!
O: من
گفتم بابا حرفات بـــــــــــــــو داره..یعنی چی !!!؟
برگشته میگه مامانت از قهرمان بازی خیلی خوشش میاد..تو باید الان که رفتیم خونه با مامانت الکی جر و بحث کنی..بعد من بلند شم بزنم تو گوشت بگم ببند دهننتو نباید به مامنت از گل نازکتر بگی
!!!!!!


* * * *
! عشقولانه ترین نامه غضنفر به دوست دخترش:جاروبرقیتیم آشغال

* * * *


یه کشتی داشت رو دریا می‌رفت..ناخدای کشتی یهو از دور یه کشتی دزدای دریای رو دید..سریع به خدمه‌اش گفت: برای نبرد آماده بشین..ضمنا اون پیراهن قرمز من رو هم بیارین ! خلاصه پیراهنه رو تنش کرد و درگیری شروع شد و دزدای دریایی شکست خوردن
 
کشتی همینطوری راهشو ادامه می‌داد که دوباره رسیدن به یه سری دزد دریایی دیگه..باز دوباره ناخدا گفت واسه جنگ آماده بشینو اون پیراهن قرمز منم بیارین تنم کنم!! خلاصه.. زدن دخل این یکی دزدا رو هم آوردنو باز به راهشون ادامه دادن

یکی از ملوانا که کنجکاو شده بود..از ناخدا پرسید: ناخدا..چرا هر دفعه که جنگ می‌شه پیراهن قرمزتو می‌پوشی؟ ناخدا می‌گه: خوب برای اینکه توی نبرد وقتی زخمی می‌شم.. پیراهن قرمزم نمی‌ذاره خدمه زخمای منو خونریزیمو ببینن در نتیجه روحیه‌شون حفظ می‌شه و جنگ رو می‌بریم

خلاصه..همینطوری که داشتن می‌رفتن..یهو 10 تا کشتی خیلی بزرگ دزدای دریایی رو که کلی توپ و تفنگ و موشکو تیر کمونو اکلیل سرنج و از این چیزا داشتن می‌بینن ! ناخداهه که می‌بینه این دفعه کار یه کم مشکله..داد می‌زنه: خدمه سریع برای نبرد آماده بشین..ضمنا پیراهن قرمز منو با شلوار قهوه‌ایم بیارین


* * * *
..ادامه ی جکها..توی کامنتها

...شادیتونو ببینم

..خوشحال میشم مطلب طنزی دارید..برای شادیه عزیزان کامنت بزارید

 

Comments


  • 7 months ago

    Somayeh_Kh

    داشتم تلويزيون ميديدم
    بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من ميگه داشتي ميديدي؟؟؟!!!
    پ نه پ داشتم گرمش ميکردم تا شما بياي ببيني!!!!! ...

  • 7 months ago

    ely_zar

    یا علی گفتیم میزو بلند کنیم 

    اشتباهی عشق آغاز شد!

  • 7 months ago

    kalantar20

    مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه

    راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد
    نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد

    برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!"

    مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه"

    راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!

  • 7 months ago

    ARASHSHAHROKH80

    از دست شما اقا دانا ، کلی خندیدم

    مخصوصا جک منزل خیلی باحال بود

    SmileWinkLaughingCool

  • 7 months ago

    DanaAxel

    نشونه های گوسفند:

    1-بو می دهد

    2-سبزی می خورد

    3- گاهی می خوابد

    4-پرواز نمی کند

    5-کامنتهای سرکاری را با دقت می خواند

  • 7 months ago

    DanaAxel

    برو پايين سر کاری نيست

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    l-l

    حالا ميخوای نردبونو بردارم اين پايين بمونی؟ 

  • 7 months ago

    DanaAxel

    همسایمون به خانمش میگفت منزل. یبار خانومش خونه ما بود آقا اومد دنبال زنش. برادرم درو باز کرد آقاهه گفت منزل ما اینجاست؟
    برادرم گفت نه منزل شما ته کوچه است
    بنده خدا در همه خونه هارو زده بود تا منزلشو پیدا کنه
  • 7 months ago

    DanaAxel

    بابام جلو تلویزیون خوابش میبره تا تلویزیونو خاموش میکنم بیدار میشه میگه چرا خاموشش کردی؟ داشتم نگاه میکردم

  • 7 months ago

    DanaAxel

    هزار بار میری دستشویی دمپاییش خشکه همون وقتی که جوراب پاته دمپایی دستشویی خیسه

  • 7 months ago

    DanaAxel

    ۸۰دقیقه می نشینی پای تلویزیون فوتبال میبینی هیچ اتفاقی نمی افته، یه دیقه میری دستشویی میای میبینی بازی دو- دو تموم شده
  • 7 months ago

    DanaAxel

    بعضی لذت‌ها مختص ایرانیاس
    مثلا یه اسکناس پاره‌پوره رو یه جوری به یه راننده‌ای، بقالی، مغازه داری... بدی ازش خلاص شی
    آدم احساس پیروزی می‌کنه (:

  • 7 months ago

    neshom_1392

    مرســـی خیلی قشنگ بود

  • 7 months ago

    ely_zar

    بعد از کلاس به دختره گفتم جزوه تون رو بدید کپی کنم،  کپی بسته بود. بهش گفتم من وسیله دارم تو شهر میرم، شمام بیاید که جزوه رو کپی کنم،‌ اونم گفت میشه دوستام هم بیان؟ من گفتم شرمنده ماشین من دو در هستش فقط واسه دو نفر جا داره! یهو یه نیش خند زد بعد رفت پیش دوستاشو پچ پچ کرد اومد که بریم. تو راه هی سوال میپرسید که اسمتون چیه و ...

    دوستاش به فاصله چند قدم قبل از ما میومدن تا رسیدیم درب دانشگاه و رفتیم نزدیک ماشین. وقتی در وانتو باز کردم قیافش عوض شد!!! یهو دوستاش شروع کردن به خندیدن اونم چند تا فحش داد و رفت! جزوشم نداد!!

     

     ملت با خودشون درگیرنا، آخرشم نفهمیدم چرا ناراحت شد....                                 

  • 8 months ago

    GreatMorphy1884

    funny-X-Ray-photobomb-head.jpg

                                           آخر عکس خراب کن 



  • 8 months ago

    GreatMorphy1884

                         استفاده از سیب به سه حالت                                        

    Inline image 1

                   

  • 8 months ago

    Turbolance

    خودکارتو گم کنی= خودکار نداری

    خودکار نداشته باشی= جزوه نداری

    جزوه نداشته باشی= درس نمی خونی

    درس نخونی= پاس نمیشی

    پاس نشی= مدرک نمی گیری

    مدرک نگیری= کار گیرت نمیاد

    کار نداشته باشی= پول نداری

    پول نداشته باشی= غذا نداری

    غذا نداشته باشی= لاغر مردنی میشی

    لاغرمردنی بشی= زشت میشی

    زشت بشی= عاشقت نمیشن

    عاشقت نشن= ازدواج نمیکنی

    ازدواج نکنی= بچه نداری

    بچه نداشته باشی= تنهایی

    تنها باشی= افسرده میشی

    افسرده بشی= مریض میشی

    مریض بشی = میمیری

    .
    .
    .
    .

    پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری...!! /

  • 8 months ago

    Mostafa1365

    قیافه دخترا وقتی خواستگار میاد

    SealedSealedSealed  

  • 8 months ago

    GreatMorphy1884

    با بابام حرفم شده، می گه: واسه خاطر چهل تومن یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!
     
    نشسته بودم سر کلاس، مامانم بهم اس ام اس داد: بابای بدبختت داره ترمی 700 هزار تومن برای دانشگاهت پول می ده، اون وقت تو سر کلاس گوشیتو چک می کنی ببینی کی SMS داده الاغ؟
     
    نصف شبی خواب بودم دختر خالم 5 سالشه، اومده بیدارم کرده می گه خواب دیدم شرک (Shrek) داره منو می خوره. بعد با گریه می گه: برو CDش رو بیار بشکونیم!
     
    خواب بودم، پسرداییم رفته سر وقت گوشیم، اسم خودش رو به Irancell تغییر داده، روز و شب بهم SMS می ده: مشترک گرامی روز جهانی معلولین ذهنی بر شما مبارک!
     
    زن داداشم (كه نو عروس هم هست) با عشوه به داداشم می گه: مهرداد! اگه چی بشه تو منو می بری طلاق می دی؟ داداشم خیلی جدی برگشته می گه: اگه سكه برگرده به همون 400 تومان!
     
    با مامانم رفتیم مغازه تعمیرات تلفن كه تلفن بی سیم خونه رو بدیم درست كنن. آقاهه تلفن زد به پریز، بعد با موبایلش زنگ زد كه ببینه زنگ می خوره یا نه. تلفن كه زنگ خورد مامانم به من گفت: این آقاهه شماره ما رو از كجا داشت؟
     
    به خاله ام که در آمریکا زندگی می کنه با کلی ذوق و شوق گفتم: خاله! من خیلی دوست دارم بیام اون جا زندگی کنم. برگشته می گه: خوب این جا کسی رو داری بری پیشش؟
     
    تلویزیون داره یه برنامه درباره علائم اعتیاد نشون می ده. هر علامتی که می گه، مامانم زیر چشمی با شک منو نگاه می کنه!
     
    با دختر خالم رفته بودیم بیرون، نامزدش ما رو دید، اومد جلو گفت: این پسره کیه؟ دختر خالم هم اومد تریپ دفاع از من بیاد، گفت: هر خری که هست به تو چه؟
     
    چند سال پیش چادر مادرم رو سرم كردم برای خنده... مادرم تا منو دید دستاشو رو به آسمون برد و گفت: خدا رو صد هزار مرتبه شكر كه دختر نشدی وگر نه هیچ کس نمی تونست تو رو شوهر بده با این دماغت!
     
    دختر خاله ام به بچه اش برای این كه شیرینی زیاد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شیرینی ها رو شمرده ام، اگر یکیش كم بشه می زنمت. بچه هم وقتی همه خواب بودن رفته همه شیرینی ها رو نصفه گاز زده كه تعدادش كم نشه! استعدادت تو حلقم!
     
    بابام کچله. یه بار تو حموم به جای شامپو اشتباهی به سرش کف شوی شوما زده! بهش می گیم: پدر من! روی قوطی رو نخواندی؟ نوشته کف شوی شوما! می گه: چرا، خواندم، نوشته بود: "برای سطوح صاف"!
     
    اخبار گفت چند نفر در سوییس کشته شدن، مامانم برگشته می گه: "آخی! طفلی ها دم عیدی چه بلایی سرشون اومد!"
     
    عمه هام اومدن خونه مون، سه تایی دارن پشت سر مادرشوهرهاشون حرف می زنند. دلم واسه مامانم می سوزه که نمی تونه تو بحثشون شرکت کنه!
     
    دارم غر می زنم: "این چه قیافه ایه من دارم؟"
    عمه ام می گه: غصه نخور، زشتا خوش شانس ترن!
     
    دایی بابام (خدا بیامرز) وقتی ما رو نصیحت می کرد، می گفت: وقتی پدر مادراتون بهتون یه حرفی می زنند، تو روشون بگین چَشم، ولی تو دلتون بگین: کشک!
                                                          شاد باشین....                                                              
     
  • 9 months ago

    kalantar20

    این مطلب تنها جنبه طنز دارد و امیدوارم به هیچ کس برنخورد...

     

    ویژگی های کلی دخترای دانشجو:  خصوصیات دانشجویان دختر:  

     

    ترم ۱: این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه

     

    با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند

     

    اتوبوس می باشد. از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!! 

     

     اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید

     

    مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند

     

    عمراً کسی را تحویل نمیگیرند. و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر

     

    را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند!   ترم ۲: طولانی ترین مسیری را که طی میکنند

     

    مسیر دانشگاه تا خانه می باشد. به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.

     

    تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند. سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند.

     

    وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!).

     

    در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!  

     

    ترم۳: به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.

     

    سوژه خنده پیدا می کنند. همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند

     

    که تا ۴ جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند. می فهمند که شهر خیلی بزرگ است

     

    و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.

     

    در جواب سلام شما میگویند سلام!   ترم ۴: با واژه BF آشنا میشوند

     

    اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند. ابروها نازک میشود و سیبیل ناپدید!

     

    در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!

     

    همیشه در دانشگاه از قسمتهای “پر پسر” عبور میکنند. شروع میکنند

     

    به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!  

     

     نکته: (اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید.

     

    پس:   ۱ – دختره ترم ۴ درس میخونه. ۲- شما خوشتیپید!. ۳ – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!)

     

    شروع میکنن به نوشتن جزوه! هر ۲-۳ شب یکبار به خانه میروند برای حاضری

     

    و به خاطر غر زدن های مامان بابا. (خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه

     

    شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!

     

    (آره جون خودت. بیچاره پدر, مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسر است!!!!)

     

    در جواب سلام شما میگویند: سلام.چطوری؟خوبی؟   ترم ۵: یکی از این موجودات

     

    خوش خط و خال (BF) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند

     

    بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود! چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند

     

    و درست مثل ترم یک میشوند. ( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند

     

    و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی). کوتاهترین مسیری

     

    را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.

     

      از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!

     

    (اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون

     

    اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!

     

    یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است! تابلو میشوند.

     

    کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند. سند کمیته انضباطی

     

    را به نامشان میکنند! در جواب سلام شما (بعد از ۱۰ دقیقه!) می گویند: اوا سلام، ببخشید،

     

    حواسم نبود. (طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست …. خاک بر سرت!)  

     

    ترم ۶: خیلی تابلو میشوند! عاشق میشوند! مشروط میشوند!!!  

     

    ترم ۷: به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند! مشروط میشوند! 

     

     ترم ۸: دوباره آدم میشوند. دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند.

     

    (من لذت می برم میبینم این جوونا …….!) جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.

     

      مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند. در به در دنبال شوهر میگردند.

     

    به اولین پیشنهاد جواب مثبت میدهند و از چاله به چاه می افتند!!!!!!!!!!!!!!!               

  • 9 months ago

    smnh

    به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

Back to Top

Post your reply: