Upgrade to Chess.com Premium!

! . . .اما همه بهش خندیدند

 

اعترافات امیر عباس هویدا در دادگاه 

ازش سوال شد که در این ۱۳ سال که نخست وزیر بودی چه غلطی کردی؟ 

 :یک خودکار بیک از جیب کتش در آورد و گفت

 در ابتدای دوران نخست وزیری من، قیمت این خودکار ۵ ریال بود و تا پایان آن که ۱۳ سال طول کشید ۵ ریال باقی ماند

 ! . . .اما معنی حرفش را نفهمیدند و  همه بهش خندیدند

××××

یک بار قیمت بلیت اتوبوس افزایش پیدا میکنه   بعد مردم اعتراض میکنن ، هویدا میاد در تلویزیون از مردم عذر خواهی  میکنه  و قیمت بلیت به همان مقدار قبلی تغییر پیدا  میکنه

××××

یکی از شعار های هویدا که به آن عمل کرد این بود که همه چیز در تمام نقاط ایران باید یک قیمت باشد یعنی قیمت در تهران و دور ترین نقطه ایران باید برابر باشه که در  آن دوران این اتفاق افتاد 

 

 

امیرعباس هویدا گزینه مناسبی برای چشیدن طعمِ قهر انقلابی بود. هویدا ده روز پس از آنکه خود را تسلیم کرد، او را با سه تن از امرای ارتش شاه در مدرسه رفاه، محل اقامت آیت‌الله خمینی به معرض تماشای عموم گذاشتند. هویدا امیدوار بود که بر اساس اصول صحیحِ اسلامی محاکمه شود و می‌گفت: «من مسئولیت اعمال خود را برعهده می‌گیرم و از هیچ چیز ترس ندارم چون به خدا اعتقاد دارم.» چند روز بعد، ارتشبد نعمت‌الله نصیری، رییس سابق ساواک و سه تن دیگر از امرای ارتش در‌‌ همان مدرسه و با محاکمه‌ای سرّی و سریع به اتهام ارتکاب «جنایت، کشتار مردم و خیانت به کشور» مجرم و مفسد فی‌الارض شناخته شدند. حکم اعدام آنان را خلخالی که تا آن زمان فردی گمنام بود، اعلام کرد. این اعدام‌ها بدون اجازه مهدی بازرگان، نخست‌وزیر و با اجازه شورای انقلاب انجام گرفت که نام اعضای آن سرّی نگاه داشته شده بود. تا اواسط مارس ۱۹۷۹ (بهار ۱۳۵۸) در حدود هفتاد نفر که بیشترشان اعضای ساواک یا ارتش بودند، پس از محاکمات سرّی و سریع اعدام شدند. علت این کار بخشی به خاطر انتقام‌جویی و بخشی به این علت بود که هیچ‌گونه اقدام ضدانقلابی از جانب افسران ارشد صورت نگیرد.

 

 

بازرگان و نیز تعدادی از روحانیون میانه‌رو این طرز کار دادگاه‌ها را «شرم‌آور» نامیدند. بازرگان تا جایی پیش رفت که محاکمات سریع را ننگی که چهره انقلاب را لکه‌دار می‌ساخت، خواند و محکوم کرد. در اواسط مارس بازرگان توانست آیت‌الله خمینی را قانع سازد که محاکمات را تا وقتی مقررات مناسبی برایشان وضع نشده، متوقف سازد. آنگاه دادستان انقلاب در قم به دیدار آیت‌الله خمینی شتافت و از ایشان تقاضا کرد که اجازه دهد محاکمات از سر گرفته شود.

 

در این هنگام محاکمه هویدا اعلام شد. دادستان برای جنایاتی که او مرتکب شده بود تقاضای اعدام کرد. جنایات مزبور شامل «فساد، فعالیت‌های ضدمذهب، اجرای دستورات امریکا و انگلیس، تسلیم منابع ایران به بیگانگان، جاسوسی برای غرب و صهیونیسم، مشارکت مستقیم در قاچاق هروئین به فرانسه، تبدیل کشور به یک بازار مصرفی برای کالاهای بیگانه» بود اما اتهام خون‌ریزی به او وارد نشد. در دادگاهی که حدود یکصد نفر آن را پُر کرده بودند، هویدا با لباس معمولی روی یک صندلی چرمی در برابر دو میز کوچک نشست. صورت جلسه کامل دادگاه هیچ‌گاه منتشر نشد و معلوم نیست هویدا چگونه از خودش دفاع کرد. به گزارش مقامات رسمی، او اظهار داشت: «من حلقه‌ای در سیستم بیش نبودم. هیچ علاقه‌ای به سیاست نداشتم و به زور به آن کشانده شدم.» هویدا گفت که دست‌هایش آلوده به خون و پول نیست. به گفته رادیو تهران «هویدا از جوانانی که توسط عوامل رژیم سابق بازداشت و زندانی و شکنجه شده بودند، طلب عفو کرد.» همچنین از خداوند خواست گناهانش را ببخشد و گفت «حکم دادگاه را می‌پذیرد چون دادگاه اسلامی است.»

 

دادگاه هویدا را «مفسد فی‌الارض و خائن به ملت ایران» شناخت. به مجردِ صدور حکمِ اعدام، خلخالی به زندان قصر شتافت و دستور داد تمام در‌ها را قفل و تلفن‌ها را قطع کنند. او از میزان نگرانی‌های بین‌المللی نسبت به این حکم آگاهی داشت و نیز می‌دانست که بازرگان، نخست‌وزیر و مقامات بلندپایه دولت با محاکمه سریع و اعدام هویدا مخالف‌اند. در عرض چند لحظه هویدا را به حیاط زندان بردند و تیرباران کردند. پس از آن خلخالی چندبار تعریف کرد که هویدا را چگونه اعدام کرده است. او به یکی از روزنامه‌نگاران در تهران اظهار داشت که «احتمالا چهارصد نفر را در تابستان ۱۹۷۹ محکوم به اعدام کرده است» و گفت که «یک شب اجساد سی نفر یا بیشتر را با کامیون از زندان به خارج فرستاده است.» خلخالی گفت توطئه‌ای برای نجات هویدا و دیگران در سفارت کره‌جنوبی ترتیب یافته بود. به محض اینکه خبر این توطئه به گوشش رسید تصمیم گرفت با جلو انداختن پرونده‌ها و اعدام آنان در یک شب، ضربتی به سیا و صهیونیسم بزند.

 

Comments


Back to Top

Post your reply: