Upgrade to Chess.com Premium!

لعنت به انتظارات غیر واقعی

 

 لعنت به انتظارات غیر واقعی!!

 

متن زیر شامل پرسش یک نوآموز شطرنج و پاسخ یک استاد شطرنج به آن می باشد:

 هوموساپین پرسیده است:


من از وقتی که 6 سالم بود شطرنج بازی کرده ام و اکنون 17 ساله ام. من هرگز شانس و فرصت اینکه شطرنج را بصورت جدی بازی کنم نداشتم اما با این حال همیشه عاشق این بازی بودم بطوریکه سال پیش والدینم را مجبور کردم تا من را در بعضی از کلاس های شطرنج ثبت نام کنند. من واقعا میخواستم که درجه(ریتینگ) رسمی را در شطرنج بدست بیاورم بگونه ای که اتاقم را درهنگام شب قفل می کردم و وانمود می کردم که خوابیده ام و یا دارم برای امتحانات درسی ام مطالعه می کنم در حالی که  که در حقیقت داشتم تا جایی که در توانم بود به مطالعه شطرنج می پرداختم.

حرف من این هست که در طی یکی دو سال گذشته تلاش زیادی را برای شطرنج انجام داده ام . با شیفتگی تمام تلاش میکردم.مربیم  که یک مربی با تجربه بود که البته در عین حال خودش هم بازیکن بود به من گفت که در طی مدت یک سال ریتینگی بین 1600 تا 1700 را بدست خواهم آورد . و من حرف  او را جدی گرفتم و رفتم تا در یک تورنمنت رسمی شرکت کنم. مطمئن بودم که اگر تلاش کنم و واقعا بخواهم میتوانم ریتینگی  در حدود 1600 را بدست بیاورم.اما زمانی که در تورنمنتم شرکت کردم. هرچقدر تلاش کردم در نهایت اکثر بازی های خودم در مقابل بازیکنان درجه دار را واگذار کردم(0.5 امتیاز از 4 امتیاز) و تقریبا همه بازی های خودم در مقابل بازیکنان بدون درجه را بردم(4 امتیاز از 5 امتیاز). بعد از این فاجعه تصمیم گرفتم که به مدت یک سال دیگر بازی های ریتد انجام ندهم چون من به  کسانی که زیر درجه 1500 بودند می باختم  و  پی بردم که نیاز هست که مهارت هایم  را بهبود ببخشم.مشکل این است که من نمیدانم ایراد کجاست؟

به نظر می رسد زمانی که با یک حریف درجه دار بازی می کنم  دچار یک مانع و مشکل درونی روانی می شوم و با دقت ، وسواس و ترس  بیش از حد  بازی می کنم و به نظر نمی رسد که بتوانم مشکلم را حل کنم.مثلا اگر در وسط بازی در یک وضعیت محکم و یکنواخت و مساوی قرار بگیرم بگیرم بگونه ای که هیچ مزیت بارزی نسبت به حریفم نداشته باشم فورا برای گرفتن مساوی برنامه ریزی می کنم بدون این که بخواهم حتی در این مورد فکر کنم.  سپس تا پایان بازی مرتکب یک سری اشتباهات کوچک در مرحله اخر بازی شطرنج می شوم و در نهایت در یک پوزیسیون بازنده قرار میگیرم.


پاسخ استاد بین المللی جرمی سلیمان:


هوموساپین عزیز

تو تصور اشتباهی داشتی که فکر میکردی که با یک یا دو سال تلاش بصورت اتوماتیک به ریت 1600 و یا بالاتر دست خواهی یافت.واضح است که این طور نیست.چیزهای کوچکی در این بین هست که تو باید در مورد آن فکر کنی:


تجربه بهترین معلم است


برای مثال به بوکس نگاهی بنداز،تو تصمیم می گیری که یک بوکسور حرفه ای بشوی بنابراین تو به باشگاه می روی و یاد میگری که دست هایت را بالا ببری و گارد بگیری و فنون و مهارت های زیادی را آموزش می بینی اما زمانی که وارد یک رینگ بوکس می شوی و مشت  سهمگین حریفت را بر روی بینی خودت تجربه می کنی چگونه واکنش نشان می دهی؟البته هیچ کس دوست ندارد احساس یک بوکسور دماغ شکسته را داشته باشد اما یک بوکسور باید بپپذیرد که درد جزیی از بازی است.(به همین دلیل است که اکثر مردم به طرف بوکس نمی روند چون تعداد کمی از مردم با زد و خورد و آسیب دیدن کنار می آیند.)

و  به طور مشابه  این مثال در مورد همه زمینه های دیگر هم صدق پیدا می کند بویژه در شطرنج.

وقتی که من شطرنج را شروع کردم(در سن 12 سالگی) توسط همه مورد تمسخر قرار می گرفتم.بچه های دیگه هم بی رحم و حیوان صفت بودند و در تورنمنت ها هم خیلی وضعیت بهتری نبود.من در اولین تورنمنت خودم 5 بازی از 6 بازی خودم را واگذار کردم و در دومین تورنمنت هم هر 4 بازی خودم رو واگذار کردم و هرکسی که ریت 1400 داشت را به عنوان خدای شطرنج تصور می کردم.حقیقت این است که من شب و روز بدون هیچ کمکی مطالعه کردم. کار کردم و باز هم کار کردم و البته بطور مداوم با شکست و تحقیر مواجه می شدم.

هدف من صرفا شطرنج بازی کردن نبود بلکه این بود که بتوانم واقعا شطرنجباز خوبی باشم و بوضوح  به نظر می رسید که  با هدفم به اندازه سال های نوری فاصله داشتم.  واقعا افسرده و نارحت بودم و احساس می کردم که بزرگترین بازنده روی زمین هستم( و این برای یک بچه 12 ساله خیلی سنگین بود).در چنین اوضاعی با انتخاب  یک تصمیم خطیر مواجه شدم: میتوانستم رویاهای شطرنج خودم را با فانتزی های ها احمقانه و تسلیم شدن بر باد بدهم(تسلیم شدن کاری است که اکثر مردم در مواجهه با سختی ها بزرگ انجام می دهند) و یا میتوانستم نگرش خود را تغییر بدهم. من دومی را انتخاب کردم.طبیعتا  از باختن متنفر بودم(حتی خیلی  بیشتر از اکثر کسانی که از باختن متنفر هستند) اما متوجه شدم که هم در زمینه مهارت های شطرنجی و هم در ثبات روانی مشکل دارم و با این ارزیابی صادقانه توانستم یک برنامه برای از بین بردن مشکلات و نارسایی های مرتبط با شطرنجم تنظیم کنم.

گذشته از مطالعه ثابت، انجام دادن موارد زیر نهایتا سرنوشت مرا بسوی دیگر رهنمون کرد.

 

قانون اول:یاد بگیر که از بازیکان با درجه بالاتر نترسی!


من تصمیم گرفتم که تنها با شطرنج بازانی که از من بهتر بودند بازی کنم.در تورنمنت هایی که بصورت سطح بندی شده برگزار می شد  تنها در سطحی که حداقل یک کلاس بالاتر از سطح من بود شرکت می کردم.بله من دوباره و دوباره شکست  میخوردم . اما  روش تازه ای را پیدا کردم 

زمانی که حریف نیرومندتر من غرورخودش را با قطره های خون من   می ساخت( با  تحقیر و شکست من احساس غرور می کرد) من در حال سرقت دانش بازی حریفانم بودم؛بازی به بازی،باخت به باخت.(این هایی که تعریف کردم مربوط به سیزده سالگی ام می شد که تو آن را ملاحظه کردی.)

 

زمانی که شخصی من را با استفاده از یک تاکتیک خاص شکست می داد ،من هم تلاش می کردم که زمانی که تنها بودم راه های مقابله با آن تاکتیک را پیدا کنم  .مطمئن باش که من هرگز نمی خواستم که دوباره در مقابل آن تاکتیک شکست بخورم و در عین حال نیز می توانستم از آن تاکتیک در در مقابل حریفان آینده ام استفاده کنم.

اگر من در مقابل تاکتیکی خاص از حریفم دچار مشکل بشوم آن مبحث خاص را از کتاب ها مطالعه خواهم کرد

.

قانون اول ما را به سمت قانون دوم می برد:هر بازی یک ابزار بسیار ارزشمند است!


اگر از باخت ها وبرد هایت درس نگیری(برد به معنی لزوما خوب بازی کردن نیست،در هر بازی منتقد خودت باش و اجازه نده نتایجی که بدست می اوری تو را از درس ها و آموزه های بازی غافل کند.)  هرگز نخواهی توانست به اهدافت دست پیدا کنی

در نگرش اول شطرنج همانند سایر رشته های ورزشی میتواند به عنوان راهی برای لذت بردن و سرگرم شدن در نظر گرفته شود .خیلی سخت کار کردن لازم نیست و تو تنها بوسیله انباشت تجربه در طول زمان پیشرفت خواهی کرد

یا

در جایی که تو به محدودیت هایت یورش خواهی برد تا ببینی که چقدر خوب میتوانی عمل کنی شطرنج میتواند به عنوان یک چالش در نظر گرفته شود .اگر این شیوه و دیدگاه دوم را جدی یگیری پس نیاز داری که بطور کامل قانون زیر را درک کنی

    

قانون سوم:خودت را دست بالا بگیر !


کسانی که تسلیم می شوند هرگز به چیز ارزشمندی دست پیدا نمیکنند.

بعضی از مردم بوسیله استعداد های فراوان و یا نبوغ در یک زمینه خاص خوشبخت می شوند اما این مورد در مورد اکثر مردم صدق پیدا نمیکند(اکثر مردم نابغه نیستند).اگر تو نابغه نیستی تو باید با سخت کوشی فراوان آن را جبران کنی.

سخت کوشی زیاد میتواند تو را به کره ماه برساند و یا به نوک قله هر حرفه و شغلی.متاسفانه به نظر می رسد که اغلب مردم به سخت کوشی زیاد آلرژی دارند و ضمیر اکثر مردم دارای یک نگرش قطع کردن-ادامه دادن درهنگام  مواجهه با شکستها می باشد. 

در شطرنج تو بازی های زیادی را واگذار خواهی کرد مگر اینکه از رویه   بازی کردن با حریفان ضعیف تر از خودت دست بکشی. و اگر تو تحمل گرما را نداری و اگر با چند باخت دمدمی مزاج خواهی شد پس انتظار نداشته باش یه جایی برسی.

اقای هوموساپین تو باید محکم،استوار  و واقع بین تر باشی.تقریبا همه در اولین تورنمنت خودشان شکست می خورند.چرا توباید انتظار موفقیت داشته باشی در حالی که تجربه تورنمنت نداری؟و چگونه   این نوع از تجربه را بدست خواهی آورد؟ قطعا به وسیله تسلیم شدن و دست کشیدن از تلاش بعد از اولین تورنمنت خودت این تجربه حاصل نمی شود بلکه بوسیله شرکت در تورنمنت های زیاد و بررسی کردن همه بازی هایت (برد یا باخت) به عنوان یک منبع طلایی و ناب آموزشی این تجربه بدست خواهد آمد.

به دنبال موفقیت نباش به دنبال لذت بردن باش،لذت و شوق نبرد.تلاش کن تا جایی که میتوانی یاد بگیری

 

من 3 مشکل دیگر را نیز می بینم :

 

 یک_  تو کاملا درگیر نتایج هستی و شادی و لذت بردن از بازی هایت را فراموش کردی و اگر درهنگام بازی احساس خرسندی و لذت نداشته باشی و اگر بازی برایت سرگرم کننده نباشد پس چرا در این دنیا با این همه تفریحات مختلف مشغول بازی شطرنج هستی؟ تو ذکر کردی که  با شیفتگی و علاقه زیاد مشغول مطالعه کتاب های شطرنج بودی پس چرا با همان شور وشوق بازی نمی کنی؟؟ با شور و علاقه بازی کن چون تو عاشق بازی کردن هستی.برای نتیجه بازی نکن و بدان که باخت نشانه عشق و علاقه توست.

 دو_  این طبیعی است که از کسانی که تجربه بیشتری نسبت به تو دارند بترسی.تنها درمان برای این ترس این است که برد و باخت را فراموش کنی و فقط تلاش کنی برانها غلبه کنی و و تو باید بدانی که ممکن است در این راه خرد شوی و شکست بخوری اما در نهایت به یک بازیکن قویتر تبدیل خواهی شذ.فقط بهترین تلاشت را بکن و اگر باختی درک کن که باخت بخشی اجتناب ناپذیر در فرایند پیشرفت می باشد.

    سه_  تو در مقابل بازیکان باتجربه تر احساس کوچکی و ضعیف تر بودن داری چون به احتمال زیاد برای آنها یک بازیکن درجه دوم و ضعیف محسوب می شوی.آنها احتمالا فقط در همین یک مورد نسبت به تو برتری دارند.حتی اگر تو از دانش بیشتری در مورد پوزیسیون ها و گشایشها نسبت به آنها برخوردار باشی تجربه حریفانت آن ها را در یک شرایط بهتر قرار میدهد.اگر تو قبول نکنی که افراد زیادی هستند که بهتر از تو هستند(حتی خود من هم باید قبول کنم بازیکنان زیادی هستند که بهتر از من هستند)پس تو بخاطر توهمات خودت به پایین کشیده خواهی شد و قادر نخواهی بود از اصلاحاتی که باعث پیشرفت و موفقیت تو خواهد شد استقبال کنی و در نظر داشته باش که وقتی یک بازیکن درجه دو  را می بری باید شروع کنی به تلاش برای شکست دادن یک بازیکن درجه یک   

    

لطفا موارد زیر را در نظر داشته باش

 

_ اگر با شکست ها وضعف هایت کنار نیایی بنابراین از پیشرفت ها و موفقیت های  احتمالی خودت نیز لذت نخواهی برد.

 

_ منطقی باش و قبول کن که باخت اجتناب ناپذیر است.منظورم این نیست که  باید از باخت لذت ببری بلکه منظورم این است که تو از باخت هایت برای پیشرفت استفاده خواهی کرد و   خواهی دید که شکست هایت برای تو همچون معلمی طلایی یود.

 

_ تجربه بسیار مفید و ارزشمند است که البته در حال حاضر تو  آن را نداری.تنها راه برای بدست آوردن تجربه تورنمنت این است که در تورنمنتهای مختلف شرکت کنی و این تجربه را از طریق نبرد رو در رو به دست بیاوری.

 

_بعد از باختن به یک بازیکن با درجه بالاتر(و یا هر کس دیگر) فروتن و متواضع باش و به او برای بازی خوبش تبریک بگو و از او بپرس که :من چه اشتباهی انجام دادم؟!

 

_در مسابقات مختلف معمولا یک اتاق استراحت وجود دارد.با احترام زیاد از حریفانت بخواه که به آنجا بروید و بتوانید همراه همدیگر بازیهایتان را آنالیز کنید.چنین آنالیزی نه تنها به تو کمک می کند که ضعف هایت را شناسایی کنی بلکه باعث می شود متوجه بشوی که بعضی از کسانی که با آنها بازی کردی چقد ضعیف هستند! این کار به نوبه خود ترس را خیلی از تو دور میکند و تو را متقاعد می کند که با کمی تجربه و زمان بیشتر می توانی همه این حریفانت را پشت سر بگذاری.

 

لطفا درک کن که تو چیزی برای از دست دادن نداری فهم این مطلب باعث می شود که  بر روی صفحه شطرنج بی باک باشی چون با این نگرش بردن عالی خواهد بود و مساوی قابل قبول است و باختن هم یک تجربه آموزشی بسیار ارزشمند را به همراه خواهد داشت.

 

در نهایت من امیدوارم که تو بدانی که میانیگین درجه تورنمنت ها 1500 هست. کسی که این درجه را دارد یک بازیکن قوی هست.بسیاری از کسانی که ریتینگ 1500 دارند برای ده ها سال است که بازی میکنند.حقیقت این است که تو انتظار داری که به آنها ببازی.چوب انتظارات غیر منطقی را بر سرخودت نکوب و از تخریب خودت دست بردار.بجای عقب نشینی به میدان نبرد برو و  مبارزه کن.همه اینها ممکن است چندین سال و چندین تورنمنت طول بکشد اما  سرانجام اتفافی که باید بیافتد می افتد و بی تردید به چیزی که لیاقتش را داری دست خواهی یافت .


ترجمه از : سید شهاب طاهری

Comments


  • 7 months ago

    professor97

    همشو خوندم عالی و آموزنده بود

  • 7 months ago

    habib_nobakht

    سپاس از شما

    بسیار خوب و آموزنده بود

  • 9 months ago

    Adamak1994

    عالی بود عالی عالی عالی

    خسته نباشی

  • 9 months ago

    shahabtaheri

    ممنونم دوستان.قابلی نداشت

  • 9 months ago

    tehrooon

    Lol saeed :-D hanu senet paeene, beza be sene ma resid motvajeh mishi , feshar az bala o paeen o ma taht nemizare be chizi fek kon

  • 9 months ago

    MagnusCa

    بسیار زیبا و آموزنده بود

    درباره قسمتی که گفته شد از بازیتون لذت ببرید من تجربه زیادی دارم، تا زمانی که برای نتیجه، ریتینگ، مقام و ... بازی می کردم پیشرفت آرومی داشتم اما زمانی که تصمیم گرفتم از بازی شطرنج و مقابله با بازیکنای قوی لذت ببرم هم بازیهای زیادی رو از بازیکنای قویتر از خودم بردم و هم مقامهای مختلف کسب کردم و کاملا با حرف ایشون موافقم

    با تشکر از آقا شهاب بخاطر وقتی که گذاشتند

  • 9 months ago

    F14-Tomcat

    فکر کنم با این مطلب اگه یک کاسپاروف نشم حتما یه شهاب طاهری می شم

    ...........

    شهاب مچکریم.........شهاب مچکریم

  • 9 months ago

    shahabtaheri

    کورش تو میتونی ادامه بده

  • 9 months ago

    kOOrOsh92

    من الان وسطاشمLaughing

  • 9 months ago

    shahabtaheri

    خواهش میکنم سعید جان.شهاب یاد بگیر

    :)))

  • 9 months ago

    tehrooon

    lol ok hatman mikhunam

  • 9 months ago

    shahabtaheri

    اگه میدونستی من چه پدری ازم در اومده که اینو ترجمه کنم مینشستی از اول تا اخرشو واو به واو میخوندی

  • 9 months ago

    tehrooon

    man ke nakhundam

    tulani bud :D vali like

Back to Top

Post your reply: