اوج فساد و ویرانی در اقتصاد ایران سه سال پس از کودتا

Free-iran
Free-iran
Jun 17, 2012, 11:52 AM |
0

گزارش شماره 13 دفتر سیاسی نهاد مردمی – 17 ژوئن 2012

خوش بینی‌ عوامفریبانه رژیم در روزگار غمباری که ملت ایران در آن بسر میبرد از ویژگیهای رژیم ضّد میهنی جمهوری اسلامیست که از نخستین روزهای استیلا بر ملک و میهن جز فقر،جنگ، و بدبختی دستاوردی برای ایران نداشته و در ایام اخیر بواسطه نادانی و خودرایی مضاعف دولت کودتایی احمدی نژاد به اوج خود رسیده است. بی‌ اعتنایی به الزامات بین المللی و گسترش بی‌ سابقه تحریمهای مالی‌ ونفتی سفره‌های مردم را خالی‌ تر از همیشه کرده است. آخرین گزارش سازمان نفتی‌ اوپک نشان میدهد که کاهش خرید نفت از ایران بسیار چشمگیر بوده و معلوم نیست پس از آغاز رسمی‌ تحریمها که تیرماه امسال میباشد این روند روبه گسترش چه تلخ کامیهای بزرگتری برای ملت ایران در پی‌ خواهد داشت.

دور جدید تحریم‌های امریکا که از ۲۸ ژوئن۲۰۱۲ به اجرا گذاشته خواهد شد شامل شرکت‌هایی خواهد بود که با بانک مرکزی ایران، که نقل و انتقالات مالی نفت صادراتی ایران از طریق این بانک انجام می‌شود، داد و ستد کنند. ناگفته پیداست که ملت ایران بخوبی واقف هستند که برای رهایی از چنگال دیو فقروجهل و فلاکت چاره‌ای جز گسترش مبارزات برای بر کناری این نظام قرون وسطایی ندارند.

 

نگاهی به نوسانات نرخ تورم در ۳۳ سال حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی نشان میدهد که در تمام این سالها و دوره‌های ریاست جمهوری تمام مهره‌های ولایت فقیه، میهن عزیز ما راهی‌ جز فلاکت و ویرانی نپیموده و آنچه امروز در دوران آخرین تحفه ولی‌ فقیه یعنی احمدی نژاد شاهد آن هستیم نتیجه مستقیم جهل و جنون رژیمی است که از سال ۱۳۵۷ به رهبری پیر مردی آغاز شد که اقتصاد را مال خران میپنداشت.

 

دفتر سیاسی نهاد مردمی در این مقاله با نگاهی کوتاه به تاریخچه سیاستها وروند تخریبی در دوره‌های حاکمیت رفسنجانی و خلف وی دردوره ۳ ساله اخیر یعنی‌ بعد از کودتای احمدی نژاد را به عنوان مشتی از خروار مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد. تورم دورقمی در تاریخ معاصر ایران پدیده تازه‌ای بود که در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی در اقتصاد ایران نهادینه شد.

 

اگرچه نرخ تورم درسال۱۳۵۷نیز دورقمی بود ولی‌ آنچه بعد از استقرار جمهوری اسلامی آغاز شد یک فاجعه بزرگ تاریخی بود که پرداختن به آن موضوع این بحث میباشد. در دو سال نخست استقرار جمهوری اسلامی تا آغاز جنگ، به رغم این که اقتصاد در مرحله رکود قرار داشت و قدرت خرید مردم نیز کاهش یافت، معهذا تورم به رشد خود ادامه داد و در نتیجه از هم گسیختگی تولید در کارخانه‌ها، شکاف عمیق‌تری میان پول در گردش و معادل کالایی آن پدید آمد. دولت هم‌چون گذشته کوشید با تکیه بر واردات به اتکای دلارهای نفتی با تورم مقابله کند، اما نرخ رشد تورم در سال ۵۹ مطابق آمار رسمی حدود ۵ / ۲۳ درصد بود. جنگ باعث شد که از یک طرف مؤسسات تولیدی عموماً در خدمت اهداف نظامی مورد بهره برداری قرار گیرند و از طرف دیگر در همان حال جمهوری اسلامی برای تأمین هزینه‌های نظامی خود، مدام به گرفتن قرض از بانک مرکزی و انتشار اسکناس‌های بی پشتوانه متوسل گردد. نتیجتا ارزش ریال شدیداً سقوط کرد. بهای کالاها به رغم کنترل دولتی پیوسته رشد نمود و افزایش نرخ تورم در سال پایان جنگ بر طبق آمار رسمی دولتی به ۲۵ درصد رسید. در این دوره که نیازهای مصرفی مردم عمدتاً از طریق واردات تأمین می‌شد و بخش تجاری اقتصاد رونق گرفته بود، باندهای وابسته به رژیم هر یک سلطه انحصاری بر واردات یک یا چند کالا برقرار نمودند و قیمت‌های انحصاری بر این کالاها را حاکم ساختند. این خود به علت جدیدی برای کاهش ارزش پول تبدیل گردید. با آغاز دوران زمام‌داری رفسنجانی ، عوامل جدیدی برای کاهش ارزش ریال و افزایش نرخ تورم به کار افتاد. واگذاری مؤسسات دولتی به بخش خصوصی به رواج دلال‌ بازی و بورس‌بازی و افزایش روزافزون سرمایه مجازی انجامید که در واقع نوعی خلق پول است، بدون هر گونه پشتوانه تولیدی. این سرمایه مجازی یکی دیگر از علل کاهش ارزش پول در آن دوران بود که نقش مخرب‌تری در سال‌های بعد تا به امروز در افزایش تورم ایفا کرده است. اعتبارات بی حساب و کتاب بانکی نیز تقریباً همین نقش را در کاهش ارزش پول بر عهده داشتند. در همین شرایط آزادسازی قیمت‌ها نیز به مرحله اجرا درآمد که به کاهش شدید ارزش پول و تورم ۵۰ درصدی درسال ۷۴ انجامید. با این وجودنرخ افزايش تورم در محدوده ۱۵ درصد به رشد خود ادامه داد.

 

احمدی‌نژاد اما مصمم بود که سیاست‌های رفسنجانی را به انتهای خود برساند. با افزایش هنگفت درآمدهای نفتی و سیاست به اصطلاح انبساطی، بار دیگر نرخ تورم در سال ۸۷ از ۲۵ درصد نیز فراتر رفت. ذکر این نکته داخل پرانتز خالی‌ از مناسبت نیست که

اصولاً احمدی نژاد را برای نخستین بار رفسنجانی کشف و عرضه کرد. محمود احمدی‌نژاد به عنوان اولین استاندار اردبیل از سوی هاشمی رفسنجانی منصوب شدو پای در میدان برای مدیریت کلان گذاشت. احمدی‌نژاد پس از پایان دوره نخست ریاست جمهوری خود با حمایت ولی فقیه رودرروی کاشف خود ایستاد و پس از شعبده بازی موسوم به انتخابات۱۳۸۸ با کنار نهادن حداقل عقلانیت و تدبیر کشورداری ایران را به جایی‌ رساند که اکنون ۳ سال بعد از کودتا میهن ما به منزوی‌ترین کشور دنیا تبدیل شده است. حتی همپیمان سنتی جمهوری اسلامی یعنی چین تنها در دو ماه گذشته ۲۰درصد از میزان خرید نفت خود از ایران کاسته ودلیل این امر را تحریم مالی‌ گسترده از سوی مخابرات مالی‌ جهانی و قطع امکان معاملات و پرداختها عنوان کرده است. هرچند ایالات متحده آمریکا ۱۲ کشور را از لیست محدودیت معامله نفتی‌ با ایران معاف کرده ولی‌ با دقت در میزان معاملات این کشورها با ایران متوجه می‌شویم این۱۲ کشور در مجموع کمتر از۱۵۰هزار بشکه خرید نفتی‌ از ایران دارند در حالیکه فقط چین روزانه نزدیک به۶۰۰هزار بشکه نفت از ایران می‌خرید و کماکان نه تنها از لیست تحریمها معاف نشده بلکه به خواست خودش به کاهش خرید خود از ایران مبادرت کرده است. برای درک اهمیت موضوع یادآوری این نکته مناسب است که چین بزرگترین مشتری خرید نفت از ایران بوده است.در همین حال کره جنوبی نیز به همین دلیل، یعنی آغاز تحریم ایران در مخابرات مالی،‌ اعلام کرد مبادلات تجاری خود با جمهوری اسلامی را به شدت کاهش میدهد

 

نتیجه اجتناب ناپذیر ۳۳سال حکومت ویرانگر مذهبی در ایران همین بوده است که بر خلاف جنگهای زرگری بین مهره‌های دست نشانده ولایت فقیه در مدیریت اجرائی کشور ماهیت همه آنها جز فدا کردن منافع ملت و کشور در راه ایدولوژی مذهبی‌ چیز دیگری نبوده است و اگرچه هر یک از رؤسای دولت سلف خود را عامل فساد معرفی‌ کرده اند ولی‌ همه آنها در مجموع میهن ما را به دست غارت و چپاول سپرده اند که آخرین آنها عنصر کاملا واپسگرا وبی خردی به نام احمدی نژاد است که در بی‌ آبرویی و فساد در دنیا نظیری ندارد. وی که بعد از آخرین کودتای درون گروهی جمهوری اسلامی در تمام عرصه‌ها به ویرانسازی و نابودی کشور کمر همت بسته فقط در یک حوزه افتضاحی به بار آورده که در تاریخ ایران بی‌ سابقه میباشد. گزارش بانک مرکزی نشان میدهد که طی‌ ۶ سال ریاست وی میزان بدهی دولت به بانکها ۴برابر شده و در حالی‌ برای پرداخت یارانه ناچیز به شهروندان در حال استقراض است که قیمت هر نان سنگک به بیش از ۶۰۰تومان رسیده و دولت تنها قادر است یارانه ۸ قرص نان در ماه یعنی ۵۰۰۰تومان یارانه نان به هر ایرانی بپردازد و این یعنی فقر و رنج عمیق هموطنانی که اکنون دیگر برای تامین معاش خود حتی به فروش اعضای بدن خود روی آورده اند. در یک آمار تکان دهنده دیگر اکنون در ایران ۳میلیون و ۲۰۰هزار کودک کار در آتش فقر و رنج جان میکنند. افزایش سرسام آور قیمت مواد غذایی چنان غیر قابل تصّور است که در نگاه نخست به آمارها انسان دچار تردید میشود. به گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی، قیمت مواد خوراکی در یکسال منتهی به ۲۹ اردیبهشت ماه امسال از ۳ / ۷ تا ۵ / ۲۴۵ درصد در ایران افزایش یافته است.

آیا اصولا در کشوری که شهروندان آن در عرض یکماه تنها قادر به خرید ۸ قرص نان برای هر نفر میباشند و گوشت ولبنیات به کالاهایی لوکس تبدیل شده می‌توان به وجود واقتدار دولت باور داشت؟ اظهارات عوام فریبانه به اصطلاح مدیران اقتصادی کشور و وقاحت عمیق آنان در دروغگویی چنان مضحک و عریان است که حتی  نمایندگان  مجلس آخوندی و امامان جمعه را نیز به واکنش واداشته که تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل...پایگاه اطلاع ‌رسانی  خامنه‌ای در مقاله‌ای در توضیح این ادعا نوشت: «هم‌اکنون ما اگر سختی داریم، نسبت به ایده‌آل‌ها سختی داریم و نه نسبت به دوران شاه. آن موقع نه پزشک داشتیم، نه مهندس داشتیم، نه جاده داشتیم؛ اما داستان امروز ما داستان پس از خیبر است.»  مقایسه اقتصاد کشوری چون ایران در قرن ۲۱ با شرایط ۱۴۰۰ سال پیش و شعب ابی‌طالب نشانگر اوج واپسگرایی و نادانی‌ حاکمینی میباشد  که  سرنوشت محتوم آنان جز اضمحلال و برکناری چیز دیگری نیست

 

http://nahademardomi.net/index.php?option=com_content&view=article&id=289:sangak&catid=48:2012-03-15-11-28-43&Itemid=66