مرداب

مرداب

HRN94
HRN94
Aug 19, 2013, 1:17 AM |
10

میون یه دشت لخت زیر خورشید كویر
مونده یك مرداب پیر
توی دست خاك اسیر
منم اون مرداب پیر


از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام … آه
من همونم كه یه روز
می خواستم دریا بشم
می خواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم … آه
اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه
راهم افتاد به كویر
چشم من به اونجا بود
پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت
سر رام یه چاله كنده … آه
توی چاله افتادم
خاك منو زندونی كرد
آسمون هم نبارید
اونم سرگرونی كرد
حالا یك مرداب شدم
یه اسیر نیمه جون
یه طرف می رم تو خاك
یه طرف به آسمون
خورشید از اون بالاها
زمینم از این پایین
هی بخارم می كنن
زندگیم شده همین
با چشام مردنمو
دارم اینجا می بینم
سرنوشتم همینه
من اسیر زمینم
هیچی باقی نیست ازم
قطره های آخره
خاك تشنه همینم
داره همراش می بره
خشك می شم تموم می شم
فردا كه خورشید می آد
شن جامو پر می كنه
كه می آره دست باد، آه

ترانه سرا: اردلان سرفراز