x
Chess - Play & Learn

Chess.com

FREE - In Google Play

FREE - in Win Phone Store

VIEW

کویر و جنگل

mohammadaminnozari
Nov 5, 2013, 10:29 AM 7

می روم سوی آن دشت کویری که نه آبی نه نشانی
 متوهم ز تماشای سرابی
 سوی آن پهنه عقربی تشنه نیش زدن
سوی آن دشت که در پایانش نه برای رفتن من نایی 
نه برای ماندن و نشستن جایی
توکجا می بری ام؟
سبزی جنگل تو تن آماده ی هر هیمه ی او؟
شرشر رود روان که دود تند به سوی دریا؟
خفته بر سینه پر کینه او؟
 ...
دلفریب و بد ذات همه جادو  همه طامات؟
دشت خشک تشنه ....تن پر پینه او 
پر ترک سینه او عقرب نشتر وار منتظر در براو
پر نشان از غم و از کینه او 
غم فردا غم پارینه او 
سنگ قبرم  باد
که بدین بی کسی ام دل من باشد شاد.
من بدان دشت روم که نباشد ابری
که بگرید و بگیرد چهره در پس اوخورشید
در شبانگاه ستاره بارش سایه نور همیشه جاوید
تو کجا میبری ام به کدامین دریا؟
که همه غرق در او رود افتاده به ابش
هر کجا میکشد او ............
دلفریب و بد ذات همه جادو همه طامات
دشت من هست هزاران بار از جنگل تو زیبا تر
باشد از جادوی تو صد هزاران بار پر معنا تر.

<آسمان>
دی 1385 نارمک تهران

Online Now