x
Chess - Play & Learn

Chess.com

FREE - In Google Play

FREE - in Win Phone Store

VIEW

پیرزن

Mathematics
Dec 25, 2012, 8:00 AM 4

توی قصابی بودم که یه پیر زن اومد تو و یه گوشه وایستاد.
یه آقای خوش تیپی هم اومد تو و گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم برم
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش...
همین ور که داشت کارشو میکرد گفت: چی میخوای ننه؟؟
پیرزن اومد جلو و یه پانصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو و گفت:همه اینو گوشت بده ننه!
قصاب یه نگاهی به پول کرد و گفت:پونصد تومن فقط آشغال کوشت میشه ننه بدم؟
پیرزن فکری کرد و گفت:بده ننه.


قصاب آشغال گوشت های اون جوونو می کند میذاشت برای پیرزن...
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همونطور که با موبایلش ور میرفت گفت:اینا رو واسه سگت میخوای ننه؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد و گفت:آره سگ من فیله ها روهم با ناز میخوره....سگ شما چجوری اینا رو میخوره؟
پیرزن گفت :میخوره دیگه ننه شکم گشنه سنگم میخوره...
جوون گفت:نژادش چیه مادر؟؟
پیرزن گفت:بهش میگن توله سگ دو پا...اینا رومیخوام واسه بچه هام آبگوشت بار بیذارم.
جوونه رنگش عوض شد و یه تیکه از گوشت های فیله رو برداشت و گذاشت رو آشغال گوشت های زن.
پیرزن گفت:مگه اینا رو واسه سگت نگرفته بودی؟
جوونه گفت:آره...
پیرزن گفت:مو غذای سگ نمیخورم ننه و بعد فیله رو گذاشت اونطرف و بعد آشغال گوشتو برداشتو رفت.
قصابه شروع کرد به وراجی:خوبی به این جماعت نیومده و از این خزعبلات...و من همینجور مات مونده بودم....

Online Now