x
Chess - Play & Learn

Chess.com

FREE - In Google Play

FREE - in Win Phone Store

VIEW

سادگی های دلم

asal213
Nov 15, 2013, 10:33 AM 11

وقتی دلتنگ می شوم یا آسمان حوصله ام ابری می شود
هیچ چیز و هیچکس نمی تواند آرام ام کند !
نه می تواند آرام ام کند ، نه می تواند من را بفهمد و نه می تواند پیدایم کند .
زیر کرسی دلتنگی ها و بی حوصلگی هایم مچاله می شوم و قلمی به دست می گیرم
سعی می کنم سرما را فراموش کنم. سعی می کنم بنویسم.
زیر کرسی دلتنگی ها و بی حوصلگی هایم سعی می کنم سایه ی خود را بالا یا پایین خط های کاغذ پیدا کنم تا بتوانم درد و دل کنم ، با خودم با سایه ام .
چه می دانم! چه بگویم! گلایه کردن بی فایده است!
این روزها همه گلایه ای دارند، همه خسته اند، همه می لرزند!
من بارها به چشم خود مچاله شدن گل ها و درختان را دیده ام! دیگر چه برسد انسان که هم از گل نازکتر است و هم از درخت خسته تر!
شاید باور نکنید اما امشب برای اولین بار با دستان لرزان نوشتم! نمی دانم چه شد!
نمی دانم چه گفتم!
نمی دانم این چند جمله را خودم نوشتم یا جایی خواندم و یا همین لحظه دست به آفریدنشان زدم!
آن چند جمله این است:" هیچکس ما را ندید و نخواهد دید؛ هیچکس ما را نفهمید و ما را نخواهد فهمید! اینگونه تعادل این جهان ظالم حفظ می شود!
ما باشیم، کسانی باشند که می توانند ما را ببیند و بفهمند اما نه ما را ببیند و نه بفهمند!". این جمله ها را دوست دارم اما کاش دوست نمی داشتم!
شاید آن وقت حالم بهتر از این بود! شاید نمی لرزیدم! شاید آرام تر از امروز بودم! آرام تر از امشب! آرام تر از ...

من را دعا نکنید

او را دعا کنید. . .


دریا دلنواز

Yeki az dostaye khobam

Online Now