اردیبهشت نوزدهمین روز اذر

اردیبهشت نوزدهمین روز اذر

djrdla
djrdla
Dec 7, 2010, 7:46 AM |
1

اب" خاک" زمین "هوا" خورشید" درخت "رنگ" سبز سفید ابی ختی سرخ همه و همه انتظارت را می کشیدند تا رسیدی

غم از چهره ها شستی انچنان که باران شیشه پنجره را.....

با رسیدنت  باران عشق باریدن گرفت بی انکه کسی دیگر ان ترس سبز خیس شدن را داشته باشد برای رقصیدن زیر باران

 چتر افسانه شد و لبخند جاودانه ترین سرود

سکوت دگر بلندترین  فریاد نبود

 زندگانی شروعی دوباره اغاز کرد با صدای حق حق تو

 و خداوند شادترین ادم روی زمین  بود

مادر...

مادر پس از انتظاری تلخ و شیرین در اول زمستان انسانهای دلمرده تقدیر را چنان نوشت :

بهاری به رنگ چشمان خدا به رنگ عقاقی ها به رنگ قلب بی ریای تو ای عشق من....

ان روز پیامی

 به بلندی صدای به هم خوردن پلک های تو

 به بلندی صدای جریان  پر خروش رود قطره های  اشک چشمانت وقتی شوق وصال داری

به دل نشینی شانه زدن موهای مادر

گوش بسته همه موجودات را کر کرد : هر فرزندی که دنیا می اید پیامیست از سوی خدا که هنوز به شما امیدوارم

پدر خوشحالتر از خدا بود در زمین

بوی پیراهن یوسف چشمان اشکبارش را نوری به عظمت صداقت قلب بی ریای تو داده بود

اری کلبه ی احزان  گلستان پدر بود

ان روز یک هدیه از سوی خدا بود

ان روز مادر مریم بود و فرزند عیسی که دم مسیحا داشت و پدر جبرئیل عظیم

و کائنات همه و همه اماده تعظیم به انکس که امده تاریخ و سرمای جهان را با اتش عشق تو شعله ور کند و بسوزاند

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد       عشق پیدا شد و اتش به همه عالم زد

اری او صور اسرافیل داشت و دم مسیحا و ندای وحی به همراه اورد

کسی امده که حیات خضر دارد و خضر نیست

اسم اعظم می داند

و ان اسم اعظم تویی اری اسم اعظم تویی و حیات جاودانه تویی

باز هم اردیبهشت نوزدهم اذر رسید

روزی که شبش شب قدر و چه بسا از هزاران شب قدر بالاتر

شبی که خدا"  فرشتگان" و مادر تا سپیده دم خورشید عشقت انتظار خلفت شاهکار پروردگار را می کشیدند

ان شب ستارگان معنای رقص و پایکوبی برای پروردگار عشق و قصه خلقت انسان را با صدای تپش قلب تو جور دیگر زمزمه کردند

خورشید دیگر تاب تحمل سرما را نداشت همچو پروانه گرد شمع امد تا سوختن یاد بگیرد

اری نوزدهمین روز اذر اردیبهشتی دگر است

.

.

.