علی کریمی کلایه

علی کریمی کلایه

Kiarash_tab
Kiarash_tab
Sep 21, 2014, 6:25 AM |
3

 

کنج ديوار غمبرک بزنم
سايه ام را فقط کتک بزنم

خودفروشي اگر که کار من است
کم فروشي کنم کلک بزنم

نصفه شب که به خانه برگشتم
به خودم نيز ناخنک بزنم

چون که در کوچه مي خورند مرا
مانده ام خانه تا کپک بزنم

مانده ام خانه تا مرا نخرند
تا بپوسم دوباره لک بزنم

زور من به همه اگر نرسيد
نوبتي کرده تک به تک بزنم

طعم اين زندگي چه شيرين است
باز هم به نمک نمک بزنم

مست باشم وَ عربده بکشم
نشئه باشم هميشه فک بزنم

سيلي ي محکمي ست مي خواهم
توي گوش کر فلک بزنم

خواب هستم اگر که مي فهمم
توي گوش خودم که چک بزنم

جاي مردن دوباره مي خواهم
جرأتم را فقط محک بزنم
 


▐ کلافه



هر جا که قهوه خانه و هر جا که کافه است

باقی ی شهر هر چه که باشد اضافه است

 

کج کردن مسیر همه از تو منطقی ست

ادم کنار تو چقدر بد قیافه است

 

هرکس تو را دوباره نبیند کلافه است

هرکس تو را دوباره ببیند کلافه است

 

خلوت تر از قرار ملاقات ما کجاست

جایی که حد فاصله تخت و ملافه است



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

می ترسم

نه مثل دیوانه از بچه ها

نه مثل بچه ها از دیوانه 

کسی نه خودت را

که دوست داشتنت را

از من بگیرد

* * * * * * * * * * * * * * * * *

 گفت

باید از یک جا شروع کرد

به آب زد

رودخانه را با خود برد