x
Chess - Play & Learn

Chess.com

FREE - In Google Play

FREE - in Win Phone Store

VIEW
آخر الزمان (قسمت سوم) غیبت امام مهدی (عج) بخش دوم

آخر الزمان (قسمت سوم) غیبت امام مهدی (عج) بخش دوم

km_sajad
Jan 25, 2014, 6:04 AM 0

نکته : این مطلب ادامه ی بخش اول برای مطالعه ی ان ابتدا بخش اول را بخوانید

 

افزون بر گروه های چهارگانه یاد شده، در کلمات برخی بزرگان به عناوین دیگری برای گروه های مختلف یاران امام زمان علیه السلام اشاره شده است که به نظر می رسد با گروه های قبلی هم پوشانی داشته باشد. عناوین این گروه ها به قرار زیر است:

ه)نقبا (نقیبان)

 

«نقبا» از نظر لغوی، جمع «نقیب» به معنای سالار، پیشوا، رئیس، سرپرست گروه، سردسته، بزرگ تر و کسی است که معرفت به احوال مردم داشته باشد. (28)
در لغت نامه دهخدا در بیان معنای اصطلاحی نقبا چنین آمده است:
نقبا، در اصطلاح صوفیه، کسانی هستند که بر خفایای باطن مردم اشراف دارند و خفایای ضمایر مردم برایشان آشکار است، چه پرده ها از برابر چشم باطن ایشان برداشته شده است و ایشان سیصد تن هستند. [آنها] از اصناف اولیا و رجال الغیب باشند که مأمور دستگیری بندگان خدایند. (29)

 

و)رجال الغیب

 

برخی علمای لغت، «رجال الغیب» را این گونه معنا کرده اند: «گروهی از مردان خدا که از نظر مردم دنیا پوشیده اند و جهان به وجود ایشان قوام دارد».(30)
نویسنده کتاب معارف و معاریف نیز در تعریف این واژه می نویسد: «رجال الغیب یا نجبا هفت تن اند که در عالم پراکنده و از دید همگان پنهان اند». (31)
با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان گفت که رجال الغیب همان ابدال یا نجبا هستند.




فلسفه غیبت صغری

 

(بسم الله الرحمن الرحیم)
یکی از پرسش های مطرح درباره امام عصر علیه السلام این است که چرا آن حضرت دو غیبت داشته است؛ یکی غیبت صغرا و دیگری غیبت کبرا؛ چرا از همان ابتدا، غیبت کبرا آغاز نشد و آن حضرت پس از یک دوره غیبت هفتاد ساله، غیبت کبرای خود را شروع کرد؟

 

در پاسخ این پرسش، لازم است نکاتی را یادآور شویم:

1. تقسیم بندی دوران غیبت

در روایات ما به طور مکرّر از دو غیبت امام مهدی علیه السلام سخن به میان آمده و از سال ها پیش از تولّد آن حضرت، بر این موضوع تصریح شده است که ایشان دو غیبت خواهد داشت که هر یک با دیگری متفاوت است.
در اینجا به چند روایت که در این زمینه وارد شده است اشاره می کنیم:
شیخ طوسی (385- 460 ه.ق) در کتاب الغیبة، حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که در آن، امام خطاب به یکی از اصحاب می فرماید:
ای حازم! بدان که برای صاحب این امر دو غیبت است که در دومین غیبت، ظهور خواهد کرد... . (1)
همچنین امین الاسلام طبرسی (م 548 ه.ق) در کتاب إعلام الوریف حدیثی را نقل می کند که در آن، ابوبصیر خطاب به امام صادق علیه السلام عرض می کند: «ابوجعفر [حضرت باقر علیه السلام] می فرمود که برای قائم آل محمد علیه السلام، دو غیبت است که یکی از دیگری کوتاه تر است. [نظر شما در این مورد چیست؟[»
امام در پاسخ ابوبصیر می فرماید: «آری ای ابوبصیر! [چنان که گفتی،] یکی از این دو غیبت، از دیگری طولانی ترخواهد بود.» (2)
محمّد بن ابراهیم نعمانی (م 360 ه.ق) در کتاب الغیبة، روایت دیگری را از امام صادق علیه اسللام نقل می کند که در آنجا امام می فرماید:
برای صاحب این امر، دو غیبت است که یکی از آنها چنان به درازا می کشد که بعضی می گویند:[آن حضرت دیگر] مرده است و بعضی دیگر می گویند: او به قتل رسیده است و بعضی هم می گویند: او دیگر [آمده و] رفته است ... .(3)
نعمانی پس از بیان نه حدیث که همین مضمون حدیث بالا را دارند، می نویسد:
احادیثی که در آنها وارد شده است امام قائم علیه السلام دو غیبت دارد، همه از جمله احادیثی هستند که نزد ما صحیح به حساب می آیند و خداوند نیز صدق گفتار امامان ما را آشکار ساخته است.(4)
ایشان در ادامه کلامش به تعریف غیبت صغرا و غیبت کبرا پرداخته و چنین نوشته است:
نخستین غیبت آن حضرت، غیبتی است که در آن، نمایندگانی از طرف امام به عنوان واسطه میان مردم و آن حضرت منصوب شده اند که در میان مردم آشکارا به سر می برند و به واسطه آنها، مشکلات علمی مردم، حل و پاسخ پرسش ها و معضل های آنها داده می شود. این غیبت، غیبت کوتاهی است که مدّت آن به سر آمده و زمان آن گذشته است. غیبت دوم، غیبتی است که در آن، واسطه ها و نمایندگان [که میان مردم و امام عصر وجود داشتند]، به دلیل مصلحتی که خداوند اراده کرده است، برداشته شده اند.(5)
حال که با نمونه هایی از سخنان ائمه اطهار علیهم السلام در مورد غیبت صغرا و غیبت کبرا آشنا شدید، بهتر است به پاسخ این پرسش بپردازیم که از نظر زمانی، این دو غیبت چگونه از یکدیگر تفکیک می شوند؟

2. مرز زمانی دو غیبت

علمای شیعه در مورد زمان پایان غیبت صغرا با یکدیگر اختلاف نظر ندارند، ولی در مورد این که غیبت صغرا از چه زمانی آغاز شده است، میان آنان اختلاف وجود دارد. برخی معتقدند این غیبت با تولد امام عصر علیه السلام شروع شده است و برخی دیگر بر این عقیده اند که آغاز آن از روز وفات پدر ارجمند آن حضرت، امام حسن عسگری علیه السلام بوده است.
شیخ مفید (م 413 ه.ق) در کتاب الارشاد، نظریه اول را پذیرفته است:
غیبت کوتاه تر آن حضرت از زمان تولد ایشان شروع شده و تا زمانی که رابطه شیعیان با آن جناب از طریق نمایندگان و واسطه ها نیز قطع می شود، ادامه می یابد. غیبت طولانی تر نیزاز زمان پایان غیبت اول تا روزی که حضرتش قیام خود را با شمشیر آغاز کند، به درازا خواهد کشید. (6)
طبرسی (م 548 ه.ق) نیز در کتاب إعلام الوری همین قول را پذیرفته و مدّت غیبت صغرا را هفتادو چهار سال ذکر کرده است؛ (7) یعنی از سال 55 ه.ق. (زمان تولد امام زمان علیه السلام) تا سال 329 ه.ق. (سال وفات آخرین نایب از نواب چهارگانه امام عصر علیه السلام).
برخی دیگر از فقیهان و محدّثان بزرگ شیعه و همچنین بسیاری از تاریخ نگاران نیز، آغاز غیبت صغرا را از زمان تولّد حضرت مهدی علیه السلام محاسبه کرده اند، ولی گروهی دیگر، ابتدای غیبت صغرا را سال 260 ه.ق؛ یعنی سال وفات حضرت امام حسن عسکری علیه السلام گرفته اند که بدین ترتیب، مدّت غیبت صغرا نزدیک به 69 سال خواهد بود.
نویسنده کتاب تاریخ الغیبة الصغری، در کتاب خود تلاش کرده است با بیان دلایلی، قولی را که مبدأ غیبت صغرا را تولّد امام عصر علیه السلام می داند، ردّ و ثابت کند که ابتدای غیبت صغرا در حقیقت، از زمان امام حسن عسکری علیه السلام بوده است. در این جا استدلال ایشان را برای این موضوع، به اختصار می آوریم و تحقیق بیشتر در این زمینه را به فرصتی دیگر وا می گذاریم:
تعیین نوّاب اربعه به عنوان واسطه میان امام عصر علیه السلام و شیعیان حضرتش پس از وفات امام حسن عسکری علیه السلام صورت می گیرد و از طرف دیگر، وجه تمایز اصلی زمان غیبت کبرا و غیبت صغرا وجود همین نواب و واسطه های ارتباطی است که تنها در زمان غیبت صغرا، عهده دار ابلاغ پیام های حضرت صاحب الزمان علیه السلام هستند و پس از آن، ارتباط حضرتش به کلی با مردم قطع می شود. از این رو، باید بگوییم که غیبت صغرا در اصل از زمان وفات امام حسن عسکری علیه اللام و تعیین اولین نایب خاص آغاز می شود.(8)
از آنچه تاکنون گفته شد، دریافتیم که غیبت کبری از نظر زمانی به آن محدوده زمانی گفته می شود که شروع آن سال 329 ه.ق؛ سال وفات آخرین سفیر و نماینده خاصّ آن حضرت؛ یعنی ابوالحسن علی بن محمّد سمری است و پایانش، روزی است که به امر حق تعالی، مهدی موعود علیه السلام قیام خود را آغاز کند.

3. ضرورت آماده سازی مردم برای دوران غیبت

غیبت آخرین امام معصوم علیه السلام در روایات پیش بینی شده بود، ولی زمانی که امام حسن عسکری علیه السلام به شهادت رسید، شیعیان به دلیل پیشینه 250 ساله ای که از حضور یازده امام معصوم علیه السلام در جامعه داشتند، به راحتی نمی توانستند غیبت کامل امام از جامعه را بپذیرند. به همین دلیل، برخی شیعیان پس از شهادت آن حضرت تا مدتی دچار حیرت و سرگردانی شدند.
بنابراین، لازم بود قبل از آغاز غیبت کبرا و قطع کامل ارتباط امام با جامعه، برای مدتی، رابطه امام با مردم به واسطه نایبان خاص ادامه داشته باشد، تا مردم به تدریج، آماده پذیرش غیبت کامل امام و مراجعه به فقها - به عنوان نایبان عام امام زمان علیه السلام - شوند. به بیان دیگر، دوران غیبت صغرا، دوران تمرین و آماده سازی شیعیان برای ورود به دوران غیبت کبرا بود. در همین دوره، به تدریج، همه فرقه های پراکنده ای که پس از شهادت امام یازدهم در موضوع جانشینی ان حضرت به وجود آمده بودند، از میان رفتند و همه شیعیان بر پیروی از فرزند امام حسن عسکری علیه السلام به عنوان امام دوازدهم به وحدت و اتفاق نظر رسیدند.
شیخ مفید رحمه الله پس از نقل خبری از حسن نوبختی، نویسنده کتاب فرق الشّیعه، در زمین فرقه های چهارده گانه ای که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام به وجود آمدند، می گوید:
«از این فرقه هایی که از آنها یاد کردیم، در زمان ما؛ یعنی در سال 373 ه.ق. هیچ فرقه ای به جز امامیه دوازده امامی باقی نمانده است؛ یعنی کسانی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به نام رسول خدا صلی الله علیه و آله نامیده می شود، پذیرفته و به حیات و بقای او تا روزی که با شمشیر قیام کند، یقین دارند.»(9)
گفتنی است آماده کردن مردم برای ورود به دوران غیبت از سال ها پیش از غیبت امام مهدی علیه السلام یعنی از زمان امام های علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام بودند و آنها را در امور مختلف اعتقادی و فقهی، به فقها و محدّثان شیعه که در مراکز شیعه نشینی چون «قم» حضور داشتند ارجاع می دادند تا به تدریج، مردم با این رویه خو بگیرند. (10)
علی بن حیبن مسعودی، یکی از مورّخان بزرگ تاریخ اسلام، در این زمینه می نویسد:
روایت شده است که ابوالحسن عسکری [امام هادی علیه السلام] خود را از بسیاری از شیعیان پوشیده می داشت و جز تعداد اندکی از یاران خاصّ آن حضرت، ایشان را نمی دیدند و هنگامی که امر [امامت] به ابومحمّد [امام حسن عسکری علیه السلام] منتقل شد، ایشان چه با یاران خاصّ خود و چه با مردم عادّی از پشت پرده سخن می گفت مگر هنگامی که آن حضرت برای رفتن به دارالخلافه از خانه خارج می شد. این شیوه تنها از سوی آن امام و پیش از ایشان از سوی پدرانشان در پیش گرفته شد تا مقدّمه ای برای غیبت صاحب الزّمان علیه السلام باشد و مردم با این شیوه خو بگیرند و غیبت را انکار نکنند.(11)
از امام مهدی علیه السلام نیز سخنی نقل شده است که روشن می سازد آن حضرت در دوران غیبت صغرا، مردم را برای ورود به دوره غیبت کبرا آماده ساخت و با تعیین فقها به عنوان مرجع مردم در همه رویدادهای پیش روی جامعه اسلامی، از سرگردانی و بلاتکلیفی آنها در این دوران پر ابتلا جلوگیری کرد. آن حضرت می فرماید:
... و امّا در رویدادهایی که برای شما پیش می آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر ایشان هستم.(12)
با توجه به مطالب یاد شده، ضرورت وجود دوران غیبت صغرا برای آماده شدن مردم برای ورود به دوران غیبت کبرا روشن می شود.

 


 

(بسم الله الرحمن الرحیم)

 

سرّى از اسرار الهى
غیبت امام زمان - عجل الله تعالی و فرجه شریف - از امورى است كه عقل بشر به تنهایى از كشف همه اسرار آن ناتوان است و پیوسته مورد سؤال قرار گرفته و فكرها را مشغول نموده است، ولى باید توجّه داشت كه بر اساس برخى روایات علّت و فلسفه واقعى غیبت امام مهدى - علیه السلام -سرّى از اسرار الهى است كه حكمت آن بر بندگان پوشیده است و جز خدا و امامان معصوم- علیهم السلام - كسى نسبت به آن اطلاع كافى و كامل ندارد و تنها بعد از ظهور آن حضرت این مطلب روشن خواهد شد. لذا پیامبر اكرم- صلى الله علیه وآله - مى فرماید: (یا جابر! انّ هذا لأمر من أمراللّه و سرّ من سرّ اللّه، مطوّى عن عباده فایّاك و الشّك فى أمر اللّه فهو كفر)[1]
«اى جابر! (غیبت امام زمان) سرّى از اسرار الهى مى باشد كه بر بندگان پوشیده است، مبادا در امر خدا شك كنى، چرا كه تردید در امر خدا كفر است.»
و چنانكه عبداللّه بن فضل هاشمى روایت كرده كه از امام صادق - علیه السلام - شنیدم مى فرمود: « همانا براى «صاحب الامر» غیبتى تخلف ناپذیر است، به طوریكه اهل باطل در آن تردید مى كنند.
عرض كردم: یابن رسول اللّه! چرا غیبت مى كند؟
فرمود: به علّتى كه به ما اجازه نداده اند آشكار سازیم.
عرض كردم: چه حكمتى در غیبت اوست؟
فرمود: همان حكمتى كه در غیبت حجّتهاى پیش از او بوده است، حكمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر مى شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتى توسط خضر و كشتن آن بچه و تعمیر دیوار، براى حضرت موسى - علیه السلام -ظاهر نگشت، مگر موقعى كه خواستند از هم جدا شوند.» [2]
بنابراین هر چند نمى توان به همه اسرار آن حضرت پى برد، امّا با استفاده از روایات معصومین- علیهم السلام - به برخى از این علل و حكمتها اشاره مى كنیم:
الف) آزمایش مردم
چنان كه مى دانیم یكى از سنتهاى ثابت الهى آزمایش بندگان و گزینش صالحان و پاكان است، به طورى كه صحنه زندگى همواره صحنه امتحان و آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو ایمان و استقامت و تسلیم خویش در پیروى از اوامر خداوند تربیت یافته و به كمال برسند و استعدادهاى نهفته آنان شكوفا گردد. لذا در برخى از روایات آمده است كه فلسفه غیبت امام زمان - عجل الله تعالی و فرجه شریف - آزمایش مردم است، در این زمینه به چند روایت توجه فرمائید:
1) رسول اكرم - صلى الله علیه وآله - مى فرماید: «ذاك الّذى یغیب عن شیعته و اوْلیائه غیْبهً، لا یثْبت فیها على القوْل بامامته الاّ من امْتحن اللّه قلْبه للاْیمان».[3]
یعنى: او (امام زمان - علیه السلام -) كسى است كه از یاران و شیعیانش غایب مى شود، غیبتى كه در آن غیبت كسى در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نمى ماند، مگر كسى كه خدا قلبش را به ایمان آزموده باشد.
2) امام على- علیه السلام - مى فرماید:
(اما و اللّه لاقتلنّ انا و ابناى هذان، ولیبعثنّ اللّه من ولدى فى آخر الزمان یطالب بدمائنا، و لیبعثنّ عنهم تمییزاً لأهل الضلاله حتى یقول الجاهل: ماللّه فى آل محمد من حاجه)[4]
«به خدا قسم من، و این دو فرزندم (حسن و حسین) شهید خواهیم شد، خداوند در آخر الزمان مردمى از فرزندانم را به خونخواهى ما بر خواهد انگیخت و او مدتى غایب خواهد شد تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند، تا جایى كه نادان مى گوید: خداوند دیگر نیازى به آل محمد ندارد.»
3ـ امام حسین- علیه السلام - مى فرماید: «براى امام مهدى - عجل الله تعالی و فرجه شریف - غیبتى است. در این غیبت برخى از دین بر مى گردند و برخى ثابت قدم مى مانند، هر كس در این غیبت صبر كند و بر مشكلاتى كه از سوى دشمنان ایجاد مى شود استقامت كند، به قدرى از اجر خداوند بهره مند مى گردد كه انگار در كنار پیامبر- صلى الله علیه وآله - با شمشیر با دشمنان جنگیده است.»[5]
4ـ پیامبر اسلام- صلى الله علیه وآله - ضمن حدیث مفصلى مى فرماید: «مهدى از دیدگان پیروانش غایب مى شود و جز كسانى كه خدا دلهاى آنان را جهت ایمان، شایسته قرار داد، در اعتقاد و امامت او استوار نمى مانند.»[6]
5ـ امام صادق- علیه السلام - فرمود: این غیبت امام مهدى - عجل الله تعالی و فرجه شریف - امتحان پیروان و شیعه است. (ان اللّه عزوجلّ یحبّ أنْ یمتحن الشیعه)[7]
6ـ امام موسى بن جعفر- علیه السلام - مى فرماید: هنگامى كه پنجمین فرزندم غایب شد مواظب دین خود باشید، مبادا كسى شما را از دین خارج كند. او ناگزیر غیبتى خواهد داشت، به طورى كه گروهى از مؤمنان از عقیده خویش بر مى گردند. خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش مى كند...»[8]
7ـ امام موسى بن جعفر- علیه السلام - در روایت دیگر مى فرماید: (انّما هى من اللّه ـ عزّوجلّ ـ امتحن بها خلقه)[9]«غیبت امام مهدى - عجل الله تعالی و فرجه شریف - خود مایه امتحان بندگان خداوند بزرگ است.
شیخ طوسى(رحمه الله) مى گوید: از سخنان پیشوایان اسلام بر مى آید كه آزمایش به وسیله غیبت حضرت مهدى - عجل الله تعالی و فرجه شریف - از سخت ترین آزمایش هاى الهى است.[10]
ب) آزادى از بیعت طاغوت هاى زمان
در برخى از روایات اسلامى آمده است كه علت و حكمت غیبت امام مهدى- علیه السلام - این است كه آن حضرت بوسیله غیبت از یوغ بیعت با طاغوت هاى زمان آزاد مى شود و تعهد و بیعت با هیچ حاكمى را بر عهده ندارد، تا بتواند در زمان قیام خود، آزادانه تلاش كند. دیگر امامان از روى تقیه حكومتها را به رسمیت مى شناختند، ولى امام مهدى- علیه السلام - مأمور به تقیه نیست و به همین جهت با حكومت ها و طاغوت هاى زمان بیعت نمى كند، اگر غیبت آن حضرت نباشد، این امر شدنى نیست.
امام حسن مجتبى- علیه السلام - در این باره فرمود: (ما منّا احد الاّ و یقع فى عنقه بیعه لطاغیه زمانه الاّ القائم الّذى یصّلى روح اللّه عیسى بن مریم خلفه فانّ اللّه ـ عزّوجلّ ـ یخفى ولادته و یغیب شخصه لئلاّ یكون لاحد فى عنقه بیعه اذا خرج ذاك التاسع من ولد اخى الحسین...)[11]
«هر كدام از ما (امامان اهل البیت- علیهم السلام -) در زمان خود بیعت حاكمان و طاغوت هاى زمان را از روى تقیه به عهده گرفته ایم، مگر امام مهدى- علیه السلام - كه عیسى بن مریم به امامت آن حضرت نماز مى گذارد. خداوند ولادت او را مخفى نگه داشت و براى او غیبتى در نظر گرفت، تا زمانى كه قیام مى كند بر گردنش بیعت حاكمى نباشد.»
ج) حفظ جان امام مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه -
خداوند به وسیله غیبت امام دوازدهم- علیه السلام - جانش را از شر دشمنان حفظ نموده است. اگر مسأله غیبت امام مهدى- علیه السلام - مطرح نبود «معتمد» عباسى كه به خون آن حضرت تشنه بود، مانند پدران بزرگوار آن حضرت، امام مهدى- علیه السلام - را نیز شهید مى كرد و زمین از حجت خداوندى خالى مى شد.
در این باره روایات فراوانى از امامان معصوم- علیهم السلام - به ما رسیده است.
امام پنجم- علیه السلام - فرمود: (انّ للقائم غیبه قبل ان یقوم، قال: قلت: و لم، قال: یخاف.)
«براى قائم ما (امام مهدى- علیه السلام -) قبل از آن كه به پا خیزد غیبتى است.»
راوى پرسید: «براى چه؟» حضرت فرمود: «به جهت این كه ترس از كشته شدن او وجود دارد.»
هـ) آمادگى جهان
ظهور حضرت مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه - به عنوان «خاتم الاوصیا» و منجى بشریت و كسى كه در كره زمین دین اسلام را بر تمامى دین ها پیروز مى گرداند، قطعاً به زمینه و آمادگى جهانى نیازمند است. زیرا روش و سیره آن حضرت مبنى بر رعایت امور ظاهرى و حكم به ظاهر نیست بلكه مبنى بر رعایت حقایق و حكم به واقعیّات و ترك تقیّه و مسامحه نكردن در امور دینى و احقاق حقوق و برقرارى عدالت واقعى و اجراى تمام احكام اسلامى است.
معلوم است كه انجام این برنامه و انقلاب بزرگ و همه جانبه نیازمند ترقى و رشد بشر در ناحیه علوم، معارف، فكر، اخلاق و آمادگى جامعه براى پذیرش و استقبال این نهضت و لیاقت زمامدارى آن رهبر الهى مى باشد.
از این رو جهان باید زمینه این پذیرش را داشته باشد تا این هدف محقق شود. بنابراین مى توان فقدان آمادگى جهان را یكى از فلسفه ها و حكمت هاى غیبت امام مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه - بر شمرد.[12]
نتیجه:
علت و فلسفه واقعى غیبت حضرت ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشریف یكى از رازهاى الهى است، جز خداوند و پیشوایان معصوم- علیهم السلام - كسى نسبت به آن اطلاع كافى و كامل ندارد.
با این حال طبق بیان معصومین- علیهم السلام - راز اصلى غیبت آن حضرت عبارت است از:
1ـ فراهم نبودن شرایط ظهور، براى تحقق بخشیدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل و قسط جهانى و به اهتزاز در آوردن پرچم توحید در تمام كره خاكى). این آرمان بزرگ نیاز به گذشت زمان و شكوفایى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشریت دارد، تا جهان به استقبال آن امام عدل و آزادى رود. طبیعى است اگر آن حضرت پیش از فراهم شدن مقدمات در میان مردم ظاهر شود، سرنوشتى مانند دیگر امامان (شهادت) یافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ دیده از جهان برخواهد بست.
2ـ محفوظ ماندن از شرّ جباران و ستمگران است.
3ـ در بعضى از روایات حكمتهاى دیگرى از جمله آزمایش مردم و اندازه پایبندى و پایدارى آنان به دین و ولایت بیان شده است. غیبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عدّه اى آشكار شود ایمان حقیقى محبّان و شیعیان واقعى امام- علیه السلام - از افراد ناخالص و سست ایمان جدا و پاك شود و در یك جمله مؤمن از منافق معلوم گردد

Online Now