خاطرات دبستان

Mathematics
Mathematics
Sep 4, 2011, 8:51 AM |
2

اولین روز دبستان باز گرد شادی آن روزهایم باز گرد باز گرد ای خاطرات کودکی بر سواراسب های چوبکی درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود روز مهمانیکوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است با وجود سوز و سرمای شدید ریز علیپیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم گرمیدستانمان از آه بود برگ دفترها به رنگ کاه بود همکلاسیهای من یادم کنید باز هم درکوچه فریادم کنید کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود یاد آنآموزگار ساده پوش یاد آن گچها که بود روی دوش ای دبستانی ترین احساس من بازگرد اینمشقها را خط بزن