x
Chess - Play & Learn

Chess.com

FREE - In Google Play

FREE - in Win Phone Store

VIEW

Mother (مادر)

Mathematics
Sep 12, 2011, 6:53 AM 6

A little boy asked his mother, "Why are you crying?" "Because I'm a woman," she told him.
"I don't understand," he said. His Mom just hugged him and said, "And you never will."
Later the little boy asked his father, "Why does mother seem to cry for no reason?"
" All women cry for no reason," was all his dad could say.
The little boy grew up and became a man, still wondering why women cry.
Finally he put in a call to God. When God got on the phone
he asked, "God, why do women cry so easily?"
God said: " When I made the woman she had to be special.
I made her shoulders strong enough to carry the weight of the world,
yet gentle enough to give comfort.
I gave her an inner strength to endure childbirth and the rejection that many times comes from her children.
I gave her a hardness that allows her to keep going when everyone else gives up,
and take care of her family through sickness and fatigue without complaining.
I gave her the sensitivity to love her children under any and all circumstances,
even when her child has hurt her very badly.
I gave her strength to carry her husband through his faults
and fashioned her from his rib to protect his heart.
I gave her wisdom to know that a good husband never hurts his wife,
but sometimes tests her strengths and her resolve to stand beside him unfalteringly.
And finally, I gave her a tear to shed. This is hers exclusively to use whenever it is needed."
"You see my son," said God,
"the beauty of a woman is not in the clothes she wears, the figure that she carries,
or the way she combs her hair.
The beauty of a woman must be seen in her eyes,
because that is the doorway to her heart - the place where love resides

 

 

پسربچه ای از مادرش پرسید: چرا گریه می کنی؟

مادر جواب داد: برای اینکه من زن هستم.

او گفت: نمی فهمم! مادرش او را بغل کرد و گفت : تو هرگز نمی فهمی

بعد پسر بچه از پدرش پرسید:چرا به نظر می آید که مادربی دلیل گریه می کند.

همه زن ها بی دلیل گریه می کنند! این تمام چیزی بود که پدرمی توانست بگوید.

پسر بچه کم کم بزرگ و مرد شد.اما هنوز در شگفت بود که چرا زن ها گریه می کنند؟

سر انجام او مکالمه ای با خدا انجام داد و وقتی که خدا پشت خط آمد،او پرسید:

خدایا چرا زن ها به آسانی گریه می کنند؟!

خدا پاسخ داد: وقتی من زن را آفریدم، گفتم او باید خاص باشد

من شانه هایش را آنقدرقوی آفریدم تا بتواند وزن جهان را تحمل کند

ودرعین حال شانه هایش را مهربان آفریدم تا آرامش بدهد.

من به او یک قدرت درونی دادم

تا وضع حمل و بی توجهی که بسیاری از اوقات از جانب بچه هایش به او می شود را تحمل کند.

من به او سختی را دادم  که به اواجازه می دهد وقتی که همه تسلیم شدند او ادامه بدهد.

واز خانواده اش به هنگام سختی و بیماری و بدون گله و شکایت مراقبت کند.

من به او حساسیت عشق به  بچه هایش را در هر شرایطی حتی وقتی بچه اش او را آزار داده است ارزانی داشتم.

من به او قدرت تحمل اشتباهات همسر را دادم واو را از دنده همسرش آفریدم تا قلبش را حفظ کند.

من به او عقل دادم تا بداند که یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند.

اما گاهی اوقات قدرتها وتصمیم گیری هایی را برای ماندن بدون تردید در کناراو امتحان می کند.

سر انجام اشک را برای ریختن به او دادم.

این مخصوص اوست تا هر وقت لازم شد از آن استفاده کند.

پسرم می بینی که زیبایی زن در لباس هایی که می پوشد

ودر شکلی که دارد ویا به طریقی که موهایش را شانه می زند نیست.

زیبایی زن باید در چشمانش دیده شود.

چون دریچه ای است به سوی قلبش، جایی که عشق سکوت می کند.

تقدیم به همه مادران مهربان

 

 

Online Now