Jeremy Silman_ قسمت سوم و آخر

robert8867
robert8867
Dec 7, 2010, 7:58 AM |
12

با سلام خدمت همه دوستان و هم تيمی های ارجمند
اين قسمت سوم و آخر مقاله مطالعه و مرور بازی استاد بزرگان شطرنج هستش که توسط آقای جرمی سيلمان نوشته شده که از استادان بين المللی شطرنج آمريکا هستند
اميدوارم که اين مقالات براتون مفيد واقع شده باشه
با آرزوی موفقيت برای همه دوستان 
===========================================================================

در قسمت اول از اين سه قسمت، من به نکات اصلی در مورد مرور و مطالعه بازی بزرگان اشاره کردم، در قسمت دوم در مورد جذابی شطرنج بحث کردم و اينکه مطالعه بازی بزرگان ميتونه يک منبع برای يادگيری باشه و سه تا از بهترين بازی های تاريخ شطرنج رو بهتون نشون دادم و اما در اين قسمت ميخوام در مورد اين بحث کنم که آيا بازی غير استادان و بزرگان هيچ ارزشی داره یا نه ؟

 حقيقت اينه که اين جور بازی ها خيلی از بازی استاد بزرگان فاصله دارن از لحاظ ساختار

دليلش هم خيلی ساده هستش

در بازی هایی که بازی استاد بزرگان نيست، معمولاً اشتباهاتی که رخ ميدهند اکثراً همون اشتباهاتی هستن که تماشاگر ها هم انجام ميدهند که اين موضوع به من و بقيه معلم ها اين امکان رو ميده که اين اشتباهات رو متذکر بشيم و راه های فرار از اونها رو ياد بديم

از طرف ديگه در بازی های استاد بزرگان حرکات خيلی دور از ذهن يک بازيکن آماتور و تازه کار هستش که اين بازی برای يک تازه کار نميتونه خيلی مفيد باشه

 در حقيقت، مطاله بازی آماتورها بيشتر شبيه يک راهنما برای بازيکن های قوی به شمار ميره تا به عنوان يه منبع يادگيری

 يه جمله در مورد مثال ها

 شما متوجه ميشين که من هم بازی استاد بزرگان و هم بازی آماتور ها رو استفاده کردم

همينطور از بازی هایی که جديداً انجام شدن و هم از بازی هايی که در قرن هفدهم اتفاق افتادن هم استفاده کردم

و همينطور از بازی های سرعتی هم استفاده کردم

من بر اين باور هستم که اگر يک بازی يا پوزيسيون آموزنده هستش، پس اون بازی مهم به شمار مياد و برای من هم اصلاً مهم نيست که اون بازی رو کاسپارف بازی کرده باشه يا دو تا تازه کار و آماتور

در واقع بازی های سرعتی اين خصوصيت رو داره که اکثراً در اونها اشتباهاتی هست که حتی بازيکنان قوی هم مرتکب اون اشتباهات ميشن

 اخيراً توسطه آقای گلور که اتفاقاً عضو اين سايت هم هستن يه بازی انجام شده که من بهتون پيشنهاد ميکنم که حتماً تمام نکاتی رو که بهش اشاره کردم رو بخونين 

 

S.C. Radmacher (2003) – B. Glover (1796), U.S. Open 2010

 

1.Nf3 Nf6 2.c4 g6 3.g3 Bg7 4.Bg2 0–0 5.0–0 d5 6.cxd5 Nxd5 7.d4 c6 

خيلی واضح هست که سفيد با حرکت ایی 2- ایی 4 مرکز صفحه رو تصرف ميکنه و در نتيجه سياه بايد خيلی سريع فکری برای اين وضعيت بکنه و نشون بده که هدفش به دست گرفتن مرکز صفحه هست

اگر سياه سی 6 بازی کرده بود با اين طرز تفکر که دقيقاً بعد از سفيد مرکز رو ميتونه کنترل کنه، خيلی خوب ميشد، اما واقعاً او اينگونه فکر ميکرد ؟

 اين يه نمونه از حرکاتی هستش که مشکی ميتونست امتحان کنه

  7…Bg4 

  8.h3 Bxf3 9.Bxf3 

سفيد خوشحاله که دو تا فيل های مشکی رو گرفته

  9…Nc6 

10.Nc3

10…Nb6

11.e3

11…Qd7

12.Bg2 Rad8

 افزايش فشار روی مرکز سفيد

 13.Ne4 e5

14.Nc5 Qc8 15.d5 e4! 16.Bxe4 Ne5

ادامه بالا رو ديدين که چطور مشکی برای تصاحب کردن مرکز مي جنگيد ؟ حالا اون رو با بازی اصلی که مشکی انجام داد مقايسه کنين. تفاوتش مثل روز روشنه

 

8.e4 Nb6 9.h3 Be6 10.Na3? 

 يه حرکت افتضاح، سفيد به خاطر ترسش از اسب سی 4 يا فيل سی 4، اين حرکت ضعيف رو بازی کرد و اسبش رو به خانه ضعيف ای 3 برد

 

به خاطر بسپارين که سفيد کسی که مرکز صفحه رو گرفته بايد هر کاری رو انجام بده که اين مرکز و قدرتی رو که در صفحه به دست آورده رو حفظ کنه و غير قابل تخريب کنه  اين قسمت رو

 

خيلی واضح هستش که حرکت دهم سفيد اين کار رو انجام نميده، بنابراين، به جای اينکه سفيد کاری رو انجام بده که صفحه ازش ميخواد، ميترسه و طرز فکرش رو عوض ميکنه

اين نوع طرز فکر که با ديدن هر حرکت يه تصميمی گرفته بشه در بين شطرنجبازان خيلی مرسومه و قالبا به باخت ختم ميشه

در واقع شطرنجباز هدفی رو که داره رو باید دنبال کنه نه اينکه با ديدن هر حرکت فوری تصميمش رو عوض کنه

سفيد در اين بازی در حرکت دهم به جای اينکه اسبشو به نقطه پرت ای 3 ببره، حداقل ميتونست با بردن اسب به سی 3 هم از ایي 4 دفاع کنه و هم اينکه دی 5 رو تحت نظر داشته باشه

اگر اسبش رو به سی 3 برده بود بازی ميتونست به شکل زير ادامه پيدا کنه

10.Nc3 Qd7 11.Kh2 Na6 12.b3

12…Rad8 13.Be3?! c5 14.Ne2 f5

15.Ng5 fxe4 16.dxc5 Nd5 17.Bd4 Nf6 18.Qc2 Nb4

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شايد بعضی ها فکر کنن که حرکت 13 اگر فيل به بی 2 ميرفت بهتر بود، ولی اگر فيل به اونجا ميرفت با ادامه زير بازی تموم ميشد

 13.Bb2 Bxd4 14.Nxd4 Qxd4

15.Nd5

15…Rd2?? 16.Nxe7

 يک شطرنجباز واقعی بايد ذهن خودش رو طوری آماده کنه که در مقابل حرکات و شگرد ها و دام های دشمن فقط بخنده و اونها رو ناديده بگيره تا اونجا که ممکنه و تلاش کنه که مسير خودش رو ادامه بده و به فکر پياده کردن افکار و اهدافش باشه

 متأسفانه همه بازيکنان، در همه سطوح، تا احساس خطر ميکنن و تا پايه يه حمله رو ميبينن، سريع بهش واکنش نشون ميدن

 اما استاد بزرگان خيلی از حرکات و حمله های حريف رو اصلاً بهش توجه نميکنن و اونها رو خيلی بی ارزش ميدونن و در حقيقت اونها با ديدن اولين حمله و خطر اولين چيزی که به ذهنشون ميرسه اينه که بگن اين يه حمله مسخره و بی اهميته

 استاد بزرگان فقط به اون دسته از حملات عکس العمل و واکنش نشون ميدن که بتونن خودشون رو راضی کنن که واقعاً اون حرکت براشون دردسر ساز ميشه، در غير اينصورت حرکتی رو که خودشون دوست دارن انجام ميدن نه حرکتی رو که حريفشون سعی کرده  اونها رو از هدفشون دور کنه  

 بنابراين، يه معلم خوب تمام سعی و تلاشش رو ميکنه که ذهن دانش آموزش رو به اين معطوف کنه که حملات حريف رو ناديده بگيره و فقط و فقط به اهداف خودش فکر کنه

 

خب برگرديم به بازی ضعيف سفيد که اسب رو به ای 3 برد در صورتی که نميخواست اين کار رو انجام بده و فقط ميخواست جلوی حمله سياه رو بگيره که در اون شرايط اصلاً حمله ای رو ترتیب نداده بود

 البته در اين شرايط تصميم گيری و محاسبه خيلی سخت هستش ولی نبردن اسب به ای 3 اصلاً محاسبه نميخواست

 همونطور که اشاره کردم به حمله های ابتدایی حريف بايد خنديد و اونها رو ناديده گرفت

 

10…N8d7? 

 سياه اشتباه کرد، به جای اينکه ايده اي رو که داره رو دنبال کنه و اون رو محور حرکات خودش قرار بده داره گشايش ميده مهره هاش رو در صورتی که اين گشايش اصلاً به ايده اي که داره کمکی نميکنه

خب پس سياه بايد چی کار ميکرد ؟ دنباله زير ميتونست بازی خوبی برای سياه باشه

 10…Qd7

11.Kh2 Na6 12.Be3 f5

13.e5 Rad8 14.Qd2 Bd5

 و حالا مشکی يک پوزيسيون ايده ال رو به دست آورد

 

11.Ng5 

 اين بهترين حرکت بود اما سفيد اون رو برای هدف درستی بازی نکرد

اگر سفيد شاگرد من بود و بی 3 بازی ميکرد من خيلی خوشحال تر ميشدم چرا که بعدش با ادامه زير ميتونست به يک پوزيسيون خوب برسه ضمن اينکه مرکز صفحه رو هم حفظ کنه و اين به من ثابت ميکرد که اون داره سعی ميکنه که مرکز صفحه رو تحت اختيار خودش بگيره

 11…h6 12.Be3 Nf6 13.Ne5 Qc8 14.Kh2 Rd8 15.Nd3

 

11…Bc4 12.Nxc4 Nxc4 13.e5 

13…h6 14.Nxf7? 

 به نظر مياد که سفيد يک کمی هيجان زده شده و عجله کرد

اگر  اسب رو به ایي 4 ميبرد خيلی بهتر بود و به برتری دست پيدا ميکرد

 همونطور که احتمالا متوجه شدين مهره های سياه زياد فعال نيستن ولی با اين حرکتی که سفيد انجام داد باعث شد که رخ سمت شاه سياه فعال بشه و همينطور فيل رو هم راهش رو باز کرد و در وقع با اين حرکتش به سياه کمک بزرگی کرد

هميشه بايد سعی کرد که مهره های حريف رو از کار انداخت

 

14…Rxf7 

15.e6 Rf8 16.exd7 Qxd7 17.Qb3 Qe6?? 

 سياه اشتباه کرد و بايد در حرکت هفدهم بی 5 بازی ميکرد وقتی که ديد بازی به جای حساس رسيده

 

18.Qxb7 Bxd4 19.Bxh6 Rab8 20.Qa6?? 

 چرا سفيد در حرکت بيستم اين کار رو کرد وقتی که سياه واقعاً اوضاع خوبی نداره ؟

چرا خيلی راحت دنباله ساده و واضح زیر رو پياده نکرد ؟

 20.Qxc6 Qxc6 21.Bxc6 Rfd8 22.Rac1 Nxb2 23.Be4

 

20…Rxf2 21.Rxf2 Rxb2 22.Rd1?? 

 خب بعد از حرکت بيست و يکم وضعيت سفيد به هم ريخت

به هر حال، وقتی خودتون رو در چنين وضعيتی ديدين، و اگر هم به اندازه کافی وقت دارين، بشينين و فکر کنين که چطور ميتونين از اين مخمصه نجات پيدا کنين

 حرکت بيست و دوم سفيد هم اشتباه بود و بهتر بود که دنباله زير رو انجام ميداد که شايد به نوعی بشه گفت از بحران خارج شده

 22.Raf1

22…Rxf2 23.Rxf2 Kh7 24.Bf4 Qe1+ 25.Kh2 Bxf2 26.h4 Bg1+ 27.Kh3 Qe6+ 28.g4 Ne3 29.Bf3 Qf6 30.Qxa7!

 حتی اگه سفيد همون حرکت اول دنباله بالا رو اجام ميداد، مشکی بايد دنبال يه راه ميگشت تا بتونه به دفاع سفيد نفوذ کنه که بايد بگم اکثر مردم نميتونستن اون راه رو پيدا کنن

 

22…Bxf2+ 23.Kh1 Bb6 

24.Qb7 Qe2

 

 

 

 

درس هايی که از اين بازی بايد گرفت

 يک: اگر حريف شما مرکز رو با سربازها به تصرف خودش در آورد شما بايد راهی پيدا کنين که يا نظام سربازهای حريف رو در مرکز به هم بريزين و يا اينکه تلاش کنين تا شما مرکز رو به دست بگيرين

 دو: اگر شما مرکز رو تحت اختيار گرفتين کاری کنين که غير قابل ضربه خوردن بشه و حريف نتونه اون رو خراب کنه، اگر موفق بودين ميبينين که حريف به خاطر کمبود فضا دچار مشکل ميشه

 سه: معمولا شما به اين فکر هستين که در گشايش مهره ها رو در خانه هايی قرار بدين که بعدا در طول بازی به دردتون بخورن و در جريان بازی قرار بگيرن، ولی اگر شما دقيقاً ندونين که چی کار ميخواين بکنين ممکنه که حس کنين که مهره هاتون رو در خانه های نادرست دارين قرار ميدين

 چهار: هرگز اول مهره هاتون رو گشايش ندين و بعد از خودتون بپرسين که چه اتفاقی داره ميافته، اول سعی کنين متوجه بشين که چه اتفاقی داره رخ ميده و بعد با توجه به نياز مهره هاتون رو گشايش بدين

 پنجم: عادت کنين که با ديدن اولين نشانه از حمله حريف اول بخندين و اصلاً جدی نگيريد اون حمله رو. در واقع اولين واکنش شما بايد اينجوری باشه. ولی متأسفانه اکثراً ميترسن و به طور کل اهداف خودشون رو فراموش ميکنن و سريع واکنش نشون ميدن به حرکات حريف.

فقط به اون دسته از حملات واکنش نشون بدين که تشخيص دادين واقعاً خطرناک هستن. در خيلی از مواقع شما ميتونين حرکاتی رو انجام بدين که فقط حمله حريف رو تحت نظر داشته باشه و در خيلی از موارد هم ميتونين اون حملات رو کلاً ناديده بگيرين و اهداف خودتون رو پياده کنين 

 ششم: اگر وضعيت خوبی ندارين و وقت هم به انداز کافی دارين، الکی حرکت نکنين، و تا اونجا که ميتونين خوب فکر کنين و وقت بذارين تا بتونين بهترين حرکت رو انجام بدين. حتی در آسون ترين شرايط که فشار آوردن به دفاع حريف هست، بايد خوب فکر کنين تا بهترين راه رو انتخاب کنين 

خيلی از معلم ها و بسياری از آماتورها دوست دارند که در مورد بازی استاد بزرگان و قهرمانان شطرنج بحث کنند و تعريف کنند که در واقع آموزنده هستند و ارزش ديدن دارن. ولی با ديدن اين بازی شما کاملا متوجه ميشين حتماً لازم نيست که يک بازی توسط افراد مهمی صورت گرفته باشه. يک بازی مثل اين هم ميتونه نکات خوبی رو داشته باشه. يک بار ديگه هم تاکيد ميکنم که اگر يه بازی يا پوزيسيون آموزنده هستش، پس اون بازی مهمه.