تو تا ابد تنها خليج فارس خواهي ماند   مي‌بوسمت از دور&z

تو تا ابد تنها خليج فارس خواهي ماند مي‌بوسمت از دور&z

s_h_tehrani
s_h_tehrani
Jan 19, 2014, 1:06 AM |
0



به شهادت تاريخ، گستره نيلگون خليج فارس همواره تحت حمايت حاكميت پارسيان بوده، و ايرانيان نه تنها بر اين قلمرو آبي، بلكه بر فرسنگ‌ها دورتر از آن- در زمانه‌اي كه هنوز نامي از بسياري از كشورهاي تازه رسميت يافته امروزي در بين نبوده- حكمروايي داشته اند. 

در سفرنامه‌ها و نقشه‌هاي كهن جغرافيايي از خليج فارس تحت عنوان «بحر الفارس» و Persian Gulf ياد شده است كه رجوع به اين آثار جاي هيچگونه شك و شبهه‌اي را در اصالت اين واقعيت باقي نمي‌گذارد. لذا با عنايت به واقعيات و اسناد غير قابل انكار تاريخي اصرار بر تغيير نام خليج فارس به هر عنوان ديگري يا ناشي از جهل و بي سوادي تاريخي و جغرافيايي و يا حركتي گستاخانه به تحريك كشورهاي استعمارگر خارجي است كه همواره سعي در ايجاد شكاف و اختلاف و فتنه انگيزي در بين مسلمانان منطقه داشته اند. 

جعل نام فارس پديده بيمار گونه‌اي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران شدت افزونتري يافته است و از سوي برخي شيوخ مرتجع عرب كه بلند گوهاي استكبار جهاني در منطقه اند، دامن زده شده و به تدريج مطالبات ناصواب ديگري بر آن افزوده شده است كه بيانگر خود فروختگي و وابستگي چنين رژيم‌هايي به غرب است. در پاسخ به چنين جسارت‌هاي كوركورانه‌اي اصحاب قلم و هنر ايران زمين دست به خلق آثار ارزنده و ماندگاري زده‌اند كه بيانگر روايت شور انگيز ديگري از اعتقاد و دلبستگي ايرانيان به خليج آبي هميشه فارس است. به ويژه اشعار زيبا و دلپذيري كه در اين خصوص سروده شده است، پاسخ محكم و دندان شكني است به تمامي جاعلان ياوه گو. 

خليج فارس پيوسته در طول تاريخ، بخش پر اهميتي از جهان بوده و بنابر بررسي‌هاي تاريخي تمدن بشري در نزديكي آبهاي اين دريا پديد آمده است. در قرن اخير، خليج فارس يكي از مهمترين و حساس‌ترين نقاط جهان بوده است كه با گذشت زمان روز به روز بر اهميت اين منطقه افزوده شده، چنان كه به تعبير كارشناسان ژئوپلتيك اين منطقه «هارتلند» يا قلب زمين لقب گرفته است. موقعيت راهبردي، ثروت‌هاي بسيار و ديگر ويژگي‌هاي خليج فارس موجب شده است تا بيگانگان در قرون اخير با هدف تاراج اين منابع و فرصت‌ها به نحو آشكار و پنهان در اين منطقه حضور يابند و با استفاده از جهل و بي خبري و وابستگي حكام اين منطقه حضور نا مشروع خويش را توجيه نموده و همچنان به غارت ذخاير و منابع اين منطقه ادامه دهند. 

دول غربي همواره با ايجاد ترفندهاي نفاق افكنانه، افكار عمومي منطقه را از اصل ماجرا كه حضور شوم و مصيبت آفرين غرب در منطقه است منحرف ساخته، و با طرح موضوعات تنش آفرين، كشورهاي اين منطقه را گرفتار هراس‌هاي بي موردي كرده است كه در نتيجه به بازار تسليحات و مصنوعات خويش رونق بيشتري ببخشد. 

در خصوص مسائل خليج فارس تا كنون از زواياي گوناگوني سخن گفته شده است، ليكن انعكاس اين مهم در قلمرو ادبيات و هنر خاصه شعر معاصر ايران كه آيينه تمام نماي روزگار ماست، موضوعي است كه داراي گفتني‌هاي فراوان است و در سرزميني كه سرزمين سخن سرايان پر آوازه است و جهانيان ادب و هنر دير پاي اين ديار را به تحسين نگريسته‌اند، پيوند خليج فارس با اصحاب ادب و هنر حكايتي سرشار از زيبايي و معناست. 



ويژگي‌هاي خليج فارس

خليج فارس به موقعيت جغرافيايي 24 و 30 درجه شمالي و 48 و 57 درجه طول شرقي در حاشيه شمال غربي اقيانوس هند واقع شده و از شمال شرقي به كرانه‌هاي ايران، از شرق به بحر عمان و از جنوب و مغرب به شبه جزيره عربستان محدود مي‌شود. 

مساحت تقريبي خليج فارس معادل 251226 كيلو متر مربع و عمق متوسط آن معادل 35 متر است. طول خليج فارس از دهانه اروند رود تا تنگه هرمز معادل 1259 كيلو متر و عرض آن از دهانه مذكور تا ساحل عمان به تقريب بين 180 تا 250 كيلو متر متغير و در تنگه هرمز تقريبا معادل 85 كيلومتر است. 

از نظر اقليمي خليج فارس در منطقه فوق حاره‌اي نيمكره شمالي قرار دارد و هواي گرم پديده غالب اقليمي اين منطقه محسوب مي‌گردد. 

(گزيده اسناد خليج فارس- ص11) 

خليج فارس در عصر حاضر هم به عنوان يك شاهراه بازرگاني و هم به عنوان يك حلقه پر اهميت در زنجير استراتژيك غرب مورد توجه خاص است. 

از سال 1908 كه نخستين چاه در «مسجد سليمان» به نفت رسيد، اهميت جهاني نوين خليج فارس آغاز شد، امروز، اين اهميت جهاني در ذخاير گسترده انرژي منطقه كه گسترده‌ترين ذخاير جهان است نهفته است. 

خليج فارس داراي ذخاير بزرگي از نفت است. ذخاير نفتي منطقه تا 565 ميليارد برآورد مي‌شود كه 63 درصد كل ذخاير نفتي جهان شمرده مي‌شود. ذخاير گاز طبيعي منطقه تا 31 تريليون متر مكعب بر آورد شده كه 30 درصد ذخاير گاز طبيعي جهان است. 

(كشورها و مرزها در منطقه ژئوپليتيك خليج فارس - ص 13) 

مواد معدني، ثروتهاي گوناگون موجود در آبهاي خليج فارس، جـــزايـــر و ويژگي‌هايي كه مي‌تواند در صنعت گردشگري مورد بهره برداري قرار گيرد و... از ديگر جهات قابل ذكر درباره جايگاه خليج فارس است. 



خليج فارس از منظر مورخان و نقشه‌هاي جغرافيايي

خليج فارس يكي از مشهورترين درياهاي جهان است كه از دير باز به عنوان يكي از مهمترين مراكز تبادل فرهنگي شناخته شده و همچنين از جايگاه والايي به عنوان تجليگاهي از تمدن شكوهمند ايران به شمار مي‌آيد. 

از آثاري كه در سواحل خليج فارس، در نتيجه حفاري‌هاي باستان شناسان به دست آمده، تاريخ مدنيت در اين منطقه به هزاره سوم پيش از ميلاد مي‌رسد. قديمي‌ترين نام خليج فارس، پيش از مهاجرت آريايي‌ها، «نارموتو» به معناي رود تلخ بوده است. 

از زمان آغاز حكمراني قوم ايراني «پارس» اين دريا به عنوان خليج فارس نامگذاري و آثاري كه از آن روزگار باقي مانده است، گواه اين مدعاست. مورخ يوناني فلاويوس آريا نوس (قرن دوم ميلادي) و هم زمان با وي بطلميوس و مورخان رومي نيز از اين دريا با عنوان «درياي پارس» ياد كرده‌اند. 

(خليج فارس - ص 27) 

در دوره اسلامي، از شروع فتوحات تا عصر حاضر تمامي جغرافي دانان و مورخان مسلمان نيز از اين دريا با عنوان «بحر الفارس» يا «خليج الفارسي » ياد كرده‌اند كه فهرست مفصلي از اين موضوع در تحقيق ارجمندي كه دكتر محمد جواد مشكور در اين زمينه انجام داده‌اند ذكر شده است. تحقيقي كه در بر گيرندة اسامي بزرگترين مورخان و جغرافي دانان مسلمان(ايراني، عرب، ترك و.....) و آثار آنان است. 

(نام خليج فارس در طول تاريخ، ص 7) 

نام خليج فارس در سفر نامه‌ها و آثار مورخان و جغرافي دانان ديگر ملل جهان نيز آمده است و به علاوه در نقشه‌هاي جغرافيايي بسياري كه از زمانهاي بسيار دور تا امروز در نقاط مختلف جهان ترسيم شده است، اين دريا با عنوان پارس يا فارس معرفي شده است. 

(نقشه‌هاي تاريخي خليج فارس، ص 24) 



ماجراي جعل نام خليج فارس

از هنگامي كه تاريخ به صورت نوشته ثبت شد، دنياي عرب همداستان با بقيه جهان بشري، درياي جنوب ايران را به هيچ نامي جز خليج فارس و بحر فارس نخوانده است. 

در سال 1958 سرهنگ عبد الكريم قاسم با كودتايي در عراق به حكومت رسيد. وي، از گرد راه نرسيده، داعيه رهبري جهان عرب راطرح كرد. در راستاي اين انديشه بود كه وي از تاكتيك «دشمن تراشي براي تحريك احساسات عمومي ملي» سود جست و براي نخستين بار خليج فارس را به نام جعلي «خليج عربي!» خواند. آن هنگام، دنياي عرب به رهبري سرهنگ عبد الناصر در برابر «دشمن اسراييلي» سرگرم بود. سرهنگ قاسم، در حقيقت مي‌خواست با تغيير نام خليج فارس دشمن تازه‌اي از همسايه ايراني براي عرب‌ها بتراشد، به اين اميد كه توجه آنان را از قاهره به بغداد و به رهبري خود عليه ايران منحرف سازد. وي چنان در اين كار شكست خورد كه تلاشهايش حتي توجه مقامات رسمي دانشگاهي عراق را هم نتوانست جلب كند، به طوري كه در همان دوران، اسنادي در عراق و حتي از سوي دانشگاه بغداد چاپ و منتشر شد كه گوياي اين واقعيت است. 

در سال 1962 روزنــامه «تــايمز» لندن، براي نخستين بار خليج فارس را به نام ساختگي «خليج عربي!» خواند. اين كار روزنامه تايمز با اوج گيري هياهو و جنجال «پان عربيسم» سرهنگ ناصر در مصر همزمان بود. ديري نپاييد كه ناصر از نام ساختگي ياد شده در اشاره به خليج فارس سود جست. وي فراموش كرده بود كه اندكي قبل از آن تاريخ و در سر آغاز عوام فريبي خود دنياي عرب را «من المحيط الاطلس الي الخليج الفارس» (از اقيانوس اطلس تا خليج فارس) تعريف نمود. 

تلاشهاي ناصر، گرچه برخي سياست بازان دنياي عرب را با وي همداستان کرده بود، اما هرگز به نتيجه دلخواه او نرسيد. انديشمندان و مورخان و جغرافي نويسها و دانشگاهيان عرب هرگز از ناميدن درياي جنوب ايران به نام خليج فارس دست نكشيده و هرگز حقايق تاريخي را زير پاي ننهادند. اما برخي رسانه‌هاي همگاني خارجي، گويا از سر لجبازي با ملت ايران به دليل حساسيت در مورد نام خليج فارس، و در راستاي توطئه‌هاي تفرقه افكنانه ميان ايراني‌ها و عربها، در بكار بردن نام ساختگي «خليج عربي» اصرار فراواني مي‌ورزند. 

(كشورها و مرزها در منطقه ژئوپليتيك خليج فارس، ص 19)

در برخي از منابع آمده است كه جعل نام خليج فارس، تقلبي بود كه توسط سر چارلز بلگريو از عوامل انگلستان، با هدف ايجاد تفرقه بين ايرانيان و اعراب در منطقه بر سر زبان سران وابسته عرب انداخته شد. 

(خليج فارس، ص 77) 

اگرچه با گذشت زمان و بي توجهي جهانيان به اين جعل مضحك، رفته رفته مي‌رفت تا اين ماجرا به دست فراموشي سپرده شود، اما با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و خصوصاً در دوران جنگ تحميلي رژيم بعث عراق عليه ايران، مجدداً باز اين فتنه جويي رونــق تــازه‌اي يــافت و برخي كشورهاي تازه تأسيس حاشيه خليج فارس كه قدمت تاريخي آنان حتي به 200 سال هم نمي‌رسد، مدعي مالكيت بر برخي از جزاير ايراني خليج فارس شدند!

بي گمان چنين جعليات و ادعاهايي نشانگر ماهيت وابسته و سر سپردگي رژيم‌هاي فاسدي است كه در خدمتگزاري به استكبار جهاني از هيچ اقدامي فرو گذار نمي‌كنند و عليرغم شكست‌هاي فاحش و مفتضحانه پيشين، از تاريخ عبرت نمي‌گيرند. 



خليج فارس در آينه ادب پارسي

تا هنگامي كه تحركات مرموز و موذيانه اخير براي جعل نام خليج فارس وجود نداشت، در ادبيات پارسي نيز حساسيتي در اين باره ديده نمي‌شد و سخنوران لزومي براي ياد آوري نام قطعي و مشخص خليج فارس نمي‌ديدند. چنانچه ناصر خسرو قبادياني در جريان سفرخويش از خليج فارس نيز عبور كرده و در سواحل آن به سياحت پرداخته است. ليكن اين شاعر بلند آوازه در آن عصر به مشاهدات خويش درباره زندگاني مردم و هر آنچه كه به نظرش جالب توجه آمده است اكتفا كرده است. 

(سفر نامه ناصر خسرو - ص 104) 

البته هنوز در آن روزگاران، سياست پاي خويش را از گليمش آنقدر دراز نكرده بود كه در قلمرو جغرافيا هم مداخله كند و از اين رو در ادب پارسي تا هنگامي كه ناسيوناليسم عربي به صورت يك ويروس كه ساخته استعمار غرب بود، خود نمايي نكرده، خبر چنداني از اصرار و اعتراض شاعران ارجمند و بلند مرتبه ادب پارسي ديده نمي‌شود و گاه اگر در سروده‌اي تنها به نام خليج و يا درياي جنوب اكتفا شده است، خيال شاعر پارسي از هر جهت راحت بوده كه هيچ مدعي ابله و مغرضي كه منظور وي را نفهمد وجود ندارد و به واقع نيز چنين بوده است و قطعيت در اين مهم به اندازه‌اي بوده است كه هيچكس را ياراي چنين گستاخي بزرگي نبوده است. همان گونه كه در عصر حاضر بر هيچ شاعر انديشوري پنهان نيست كه چنين ادعاهايي از سر بي سوادي گويندگان آن نيست و در پس پرده فتنه‌ها و اغراض آلوده‌اي وجود دارد كه مي‌بايست به مبارزه و افشاي آن برخاست. 

البته اصرار بر اين موضع را نبايد خداي نكرده ضديت با ملل عرب به شمار آورد، بلكه بالعكس روشن شدن چنين حقايقي موجب آشكار شدن ماهيت رژيم‌هاي وابسته و خود فروخته جهان عرب و نيز افشاي توطئه‌هاي شوم و نفاق افكنانه غرب در منطقه خواهد شد. توطئه‌هايي كه همواره در زرورق‌هاي رنگين و فريبنده پيچيده شده و در نتيجه آن جدايي بين ملل مسلمان بيشتر و خسارات جبران ناپذيري را در پي داشته است. 

اصولاً ذكر اين نكته حائز اهميت بسيار است كه هر واقعه‌اي به آساني استحقاق آن را ندارد كه قدم در قلمرو شگفت و سحر انگيز هنر و ادبيات بگذارد و مورد استقبال جمع كثيري از شاعران، نويسندگان و هنرمندان قرار گيرد؛ مگر آن كه در پشت اين واقعه، حقيقتي سترگ ايستاده باشد و نياز و حمايت از حقانيتي مورد هجوم قرار گرفته، احساس شود. 

در طول تاريخ غالباً رويكرد شاعران و هنرمندان جنبة حق طلبانه داشته است، چنان كه از آنان به عنوان قانون گذاران گمنام بشريت ياد شده است و در اين معنا شواهد و سخن بسيار مي‌توان گفت. 

اشعاري را كه تا كنون درباره خليج فارس سروده شده، مي‌توان به چند گروه تقسيم كرد كه عبارتند از: 

ـ اشعاري كه در ستايش ايران سروده شده و در بخشي از آن به خليج فارس اشاره شده است. 

ـ اشعاري كه درباره خليج فارس سروده شده و زيبايي‌ها و ويژگي‌هاي آن بيشتر مورد نظر شاعر بوده است. 

ـ اشعاري كه درباره جزاير و يا شهرهاي ساحلي خليج فارس سروده شده و از خليج فارس نيز در شعر سخن گفته شده است. 

ـ اشعاري با حال و هواي حماسي درباره خليج فارس كه مشخصا پيرامون جعل نام خليج فارس توسط برخي از سران وابسته عرب و توطئه گران غربي مي‌باشد. 

ـ اشعاري درباره سلحشوري‌ها و جانبازي‌هاي رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس و پاسداري از حريم دريايي ايران در خليج فارس. 

ـ اشعاري با حال و هواي ترانه و با مضامين گوناگون. 

ـ اشعار محلي و عاميانه (فولكوريك) 

ـ اشعاري كه سرايندگان آن ايراني نيستند و در شعر خويش از خليج فارس نام برده اند. 

روانشاد ابوالقاسم حالت، شاعر،مترجم و طنز پرداز پر آوازه معاصر در قصيده‌اي بلند كه 125 بيت است، ضمن بيان تاريخچه خليج فارس به توطئه‌هاي بيگانگان در اين منطقه اشاره داشته و كوشيده است تا پرده از دسيسه‌اي كه مزدوران اجنبي در جهت نفاق بين ملت‌هاي منطقه دارند، بر گيرد. وي نام اين چكامه را «خليج فارس» نهاده و در آغاز شعر مقدمه‌اي دارد كه ذهن خواننده را براي ورود به دنياي اين شعر آماده مي‌سازد: «.... منظور از عرب در اواسط اين قصيده تازيان منافقي هستند كه رسماً مسلمان و رسماً دشمن مسلمانان‌اند و مشمول آيه مباركه 97 سوره التوبه (الاعراب اشد كفراًو نفاقاً) مي‌شوند.» 

شعرابوالقاسم حالت: 

....بدين خليج، عرب نام تازه‌اي داده است 

چنان نه بهره و بيجا كه جاي استهزاست 

زنام تازه غرض چيست؟ عاقلان دانند 

كه اين سخن ز دهان كدام هرزه در است 

بلي به تفرقه افكندن و حكومت نيز 

هميشه امپرياليسم را يدي طولاست 

خليج فارس اگر مي‌شود «خليج عرب»! 

براي تفرقه اندر ميان ما و شماست....

(طنز پردازان معاصر 2 - ص 65) 

سروده‌هاي شاعران معاصر درباره خليج فارس بسيار است و هر يك از زاويه‌اي به اين موضوع پرداخته اند، كه امكان نقل تمامي اين آثار در اين مجال ميسر نمي‌باشد. اشعاري كه در پي خواهد آمد، گزيده‌اي است از مجموعه‌هاي شعر شاعران، اشعاري كه در جنگ‌ها و مطبوعات به چاپ رسيده و نيز اشعاري كه در كنگره‌هاي شعر قرائت شده است: 

* شير نيعلي گلمرادي: 

...در آن كران به حرمت نام خليج فارس 

از عمق جان به لحن خروشان من، سلام... 

* عبدالحسين انصاري نسب: 

ابرهايي سياه مي‌آيند، بادها مي‌وزند از هر سو 

يك خليج هميشه فارس مي‌ماند، جزر و مدهاي ساده بي اثرند 

(جام جم 21/2/1387/ ص 11) 

*مصطفي باد كوبه‌اي هزاوه اي: 

....وطن يعني خزر، صياد، جنگل 

خليج فارس، رقص نور، مشعل 

وطن يعني ديار عشق و اميد 

ديار ماندگار نسل خورشيد 

(اطلاعات 15/8/1387 ص 6 ) 

*محمود رضا برامكه: 

...اي عشق آفتاب و زمين‌اي خليج فارس 

چشم آبي هميشگي قصه‌هاي من 

(ايران ما - ص 156) 

*پرويز بيگي حبيب آبادي: 

‌اي هميشه نيلگون،‌اي خليج فارس 

نام نامي ات هماره جاودانه است 

نام نامي ات هماره بر زبان موج 

جاودان‌ترين سرود عاشقانه است...

(ايران ما - ص 155) 

*عليرضا پور حسين: 

نيلگون درياي زيبا و عظيم 

پارس نام با وقارت از قديم...

*محمد خليل جمالي مذنب: 

‌اي خليج فارس،‌اي در دانه مرواريدها 

دشمنان بر نام تو كردند بس ترديدها 

نام نيكت در جهان بوده است، هم درياي پارس 

پارس‌ها، بس سالها دارند بر نامت سپاس...

(ايران ما - ص 152) 

*حداد پور: 

‌اي خليج فارس بام گنبد دوار ما 

نام تو منقوش در قلب و دل بيدار ما...

(روزنامه جمهوري اسلامي 21/8/1387 - ص 14) 

*عادل حسني: 

..اي وارثان پاكي! من آخرين نگاهم /بر آسمان ابي اين خاك /وخليج هميشگي فارس، فارس، فارس خواهد بود. 

*دكتر جعفر حميدي: 

‌اي شب از مهتاب تو روشن شده 

روي خاك از آب تو گلشن شده 

‌اي خليج فارس،‌اي نام بلند

‌اي شكوهت مثل الوند و سهند 

‌اي غرورت مظهر پايندگي 

نام تو ديباچه بالندگي...

(روزنامه اطلاعات 13/4/1387ص 6) 

*كريم رجب زاده: 

...نام تو زيباست/ موج‌هايت/ مهربان با ماست/ در حريمت پا اگر بيگانه بگذارد/ طعمة ناب نهنگان تو خواهد بود/ تاكنون ماندي/ بعد از اين هم نيز مي‌ماني...

(ايران ما - ص 153) 

*محمد رضا سهرابي نژاد: 

نمي‌فهمد رقيب گول و گيجت 

كه بي مرگند ياران بسيجت 

و ما تا زنده‌ايم و زندگي هست 

هميشه فارس مي‌ماند خليجت 

*عليرضا شجاع پور: 

...وطن يعني سراي ترك تا پارس 

وطن يعني خليج تا ابد فارس.. 

(ايران ما - ص 200) 

*عليرضا طبايي: 

خليج فارس رنگين شعر، بر انگشتر مينايي ايران/ كتاب نيلگون رازهاي سينه ي تاريخ/ رواقي ابگون، / - دهليز قلبي پر تپش، جوشنده جاودان... 

(روزنامه اطلاعات 7/6/1387 - ص 6) 

*علي غياثي: 

...از خطه جنوبم و چشمان نيلي ام 

دارد دليل‌هاي قشنگ از خليج فارس 

بالاترين نشان لياقت براي ماست 

اين حرمت هميشه سه رنگ از خليج فارس 

شاعر در اين غزل چنان كه ديده مي‌شود از «خليج فارس»به عنوان رديف شعر خويش بهره جسته است. 

(ايران ما - ص 154) 

*مهدي فرجي: 

...كه موجهاي جهانگرد مي‌كنند زيارت 

خليج آبي پر آفتاب فارس زبان را 

چه سالهاي درازي كشانده است به كشتي 

روايتش دل دريانوردهاي جوان را...

(روزنامه جام جم 28/3/1358 ص8) 

* عبدالجبار كاكايي: 

اي مرز آب و آبي /بر سرزمين روشن مهتابي/ فانوس ياد تو/ در كيش و قشم و هرمز و هنگام/ در كوچه‌هاي لارك و لاوان/ در سنگلاخ تنب و ابو موسي/ در خاطرات خارك/ پيوسته روشن است/ ما با تو‌اي خليج شقايق/ خليج فارس/ چون صخره‌هاي تو تا به ابد جاودانه ايم. 

(فرصت ناياب - ص 223) 

*سيد حسين مهدوي (م.مويد): 

خليج فارس/ رو به ماندن مي‌وزد/ و همين كه مه بر پشت/ با نسيم پگاهان/ بپراكند/ از تاري تا روشناي/ نرگس ايراني/ مي‌دمد/ در سورناي بودن خويش. 

(ماهنامه شعر - خرداد 1387- ص 9) 

*سيد علي مير باذل (منصور): 

..هر صبحدم/ سجاده مي‌گشايم/ از خزر تا خليج فارس 

(ايران ما - ص 152)

*غلامحسين محمدي گلپايگاني (علوي): 

...خليج فارس چگونه شود خليج عرب؟ 

كه هر كه گفت چنين، مبتلابه هذيان است 

چگونه منكر نام بلند فارس شود 

بر اين خجسته لقب، صد دليل و برهان است...

(روزنامه اطلاعات 8/3/1387 ص3) 



خليج فارس در شعر بانوان 

دفاع از هويت ملي و مبارزه با كج فهمي‌ها و دسيسه‌ها رسالتي است است كه عموم ايرانيان به آن وفادار و متعهدند و در اين طريق فرهيختگان و اصحاب ادب و هنر با درك عميق از رسالت تاريخي خويش همدل و همنفس مردم اين ديار و زبان گوياي آنانند. 

بانوان شاعر ايراني در بيان حماسه خليج فارس نقش و سهم ارزنده‌اي داشته‌اند كه هر اثري در اين باره جلوه ديگري از ذوق و هنر و ايمان شكوهمند ملتي متمدن و غيرتمنداست به اب و خاك اهورايي خويش. در اين مجال به ذكر چند نمونه از اشعار بانوان شاعر كشورمان اكتفا مي‌كنيم: 

*عطيه پژمان: 

...از شرم رودهاي زمين خشك مي‌شوند 

يك روز اگر خليج، خليج عرب شود! 

(ايران ما - ص157) 

*سارا جلوداريان: 

...تو تا ابد تنها خليج فارس خواهي ماند 

مي‌بوسمت از دور‌اي پهناور آبي 

*سيميندخت وحيدي: 

...خليج فارس ندارد هويت عربي 

نه با دسيسه و آژير سرخ و زنگ بنفش 

بپرس از همه عالم، خليج آينه پوش 

چگونه فارس عرب شد به يك درنگ بنفش؟ 

وي همچنين در غزلي ديگر در اين باره چنين سروده است: 

ارثي پدر گذشت برايم هميشه سبز 

با نام فارس كرد صدايم هميشه سبز

نامم خليج فارس قشنگ است و مستدام 

جوش و خروش و شور و نوايم هميشه سبز...

*پروانه نجاتي: 

غروب و ساحل و توفان، خروش رستاخيز 

خليج فارس! الا سرزمين حادثه خيز 

چگونه ات بسرام؟ هميشه آبي من!

شكوه جاري اين نقشه‌هاي بي پاييز..

(ايران ما - ص156) 

خليج فارس در شعر شاعران ملل ديگر

نام خليج فارس تنها در اشعار شاعران ايراني مورد استفاده قرار نگرفته است، بلكه شاعران ملل ديگر نيز در سروده‌هاي خويش از خليج فارس نام برده اند؛ چنان كه دكتر سيد محمد اكرم شاعر معاصر پاكستاني در غزلي به زبان فارسي چنين سروده است:

در خليج فارس بنگر، كفر سرافراخته

با هزاران لشكر طاغوتي خود باخته...

(ايران ما - ص184) 



خليج فارس و ترانه‌ها 

يكي ديگر از جلوه‌هاي عشق ايرانيان به خليج فارس دنيـاي سحر انگيز و دلپذير ترانه‌هاست. 

ترانه‌ها آميزه‌اي از شعر و موسيقي است كه اين آثار غالباً با استقبال گسترده خاص و عام روبرو مي‌شود. ترانه‌ها زاييده يك كار دشوار و منظم حرفه‌اي است كه توسط يك گروه متشكل از شاعر، آهنگساز، نوازنده و....تهيه، اجرا و پخش مي‌شود. 

در طول سه دهه اخير ترانه‌هاي متعددي درباره خليج فارس ساخته و پخش شده است كه صد البته در اين زمينه مي‌بايست اهتمام افزون تري به كار بسته شود. خصوصاً جاي آن دارد كه رسانه ملي در اين مهم تحرك و توجه بيشتري را صرف نمايد و علاوه بر ساخت آثار تازه در اين زمينه، نسبت به پخش اين آثار، خصوصا در ساعات پر بيننده و پر شنونده، نقش فعال تري را ايفا کند. 

سر آغاز اين جريان، ترانه‌اي بود از عادل حسني در دهه شصت با صداي سيامك (محمود) عليقلي كه در آلبوم «فصل ايثار» من?