یادداشت های یک... !

shazde
shazde
Aug 21, 2013, 3:25 AM |
6

یاد داشت های یک ...

هر روز آدم هایی رومی بینی که برای رسیدن به خواسته هاشون تلاش می کنند، مقدمات فراهم می کنند، نقشه می ریزن، فکر می کنند ( البته شاید هم نمی کنند) بالاخره هر کس کاری می کنه که فکر می کنه درسته، غافل از اینکه شاید کاری که از نظر تو درسته از نظر بقیه هم درست و قابل تجربه باشه و بقیه هم دوست داشته باشند برن سراغش . اینجاست که یه مشکل کوچیک پیش می یاد.

می پرسی چه مشکلی، حالا این کاری که تو دوست داری انجام بدی سهم تو یا بقیه. از اینجا به بعد چندتا مشکل دیگه هم پیش می یاد. البته شاید فکر کنی کار سهم کسی که بیشتر تلاش کنه، حالا اگه یکی زیاد حال نداشته باشه تلاش کنه ولی عقلش بیشتر کار کنه قضیه چی میشه! دنیای پیچیده ای، همه دارن می دون، من تو ما شما ایشان. همه افعال و ضمایر هم که صرف کنی باز کم می یاد. خوب تو این شلوغ پلوغی سهم تو کجاست؟! دوست داری اون کاری که تو مثل بقیه فکر می کنی درسته انجام بدی یا کاری که بقیه فکر می کنن اشتباه و هی میزنن تو سرت. ممکن ی دفعه بگی من اولین بدعت گذارم ، می رم راهی رو که مادر  دهر قدم نذاشته. ددددین......!!!!!!!

به دور و برت که نگاه می کنی می بینی همه دارن نتیجه کارهایی که کردن می بینن یا شایدم نه، شما کارت کرده باشی ولی هنوز وقتش نرسیده بوده و به نتیجه دلخواهت نرسی، حالا تو کار بیهوده کردی یا درست؟!

اینجاست که دو تا جواب می یان جلو

1.     من کاری که از دستم برمی اومد و درست بود انجام دادم ، حالا اگه نشد ، نشده دیگه.

2.     واقعا کاری که کردم درست بوده یا تلاشام بادمجون واکس زدن بوده!؟

البته ی راه سوم دیگه هم شاید به نظرت برسه

خوب حالا که وقت، عمر، هزینه رفت، که جای خودش ، اگه پشیمون شده باشم بقیه قسمت های معنوی داستان هم می پره!؟

اینجاست که وقتی راجع به این موضوع از بقیه سوال می کنی که خب بالاخره نتیجه این کارها و فکرها چی بوده شاید نتونن جوابت بدن.!

ولی علی الحساب ی شعر بهت می گم چند بار بنویس تا حفظت بشه که واست خوبه:

"اما اون عزیز عالم میل مهربونی داره
رده پاش رده فرشتست
ما رو تنها نمیزاره

 

ما رو تنها نمیزاره"