x
Chess - Play & Learn

Chess.com

FREE - In Google Play

FREE - in Win Phone Store

VIEW

گاهی چقدر زود دیر می شود

shazde
Oct 7, 2013, 11:15 AM 2

وقتی تمام خاطرات در یک لحظه از جلو چشمانمان می گذرد، وقتی حسرت دیدار آخر برای همیشه بر دلمان می ماند، وقتی تمام سستی ها و این پا آن پا کردنها شوق دیدار را به فرقت یار به سر انجام می سازد وقتی...  

خدایا دلم سخت گرفته است ، هوای دلم ابری شده است ، باران چشمانم باریدن گرفته است، تمام آرزوهایم بر خاک نشسته است،... 

کاش می شد جبران کرد کاش می شد بیشتر لبخند زد کاش می شد چشم ها را باز هم به رویش دوخت کاش ...

مادر بزرگ عزیزم هر چند بیماری پیکرت را نحیف کرده بود ولی روح بزرگت را آزادتر کرده بود وقتی باصدای لرزان می گفتی : زحمتم زیاد شده است...

عزیزتر از جانم شاید دیگر لبخندت را نبینم ولی مهر ماندگارت برای همیشه در قلبم می ماند، که من همچنان محتاج دعایت هستم.

این ها را نه برای برانگیختن حس ترحم بلکه برای دل خودم نوشتم تا بدانی سنگینی فراقت شانه هایم را خم کرده است،

عزیزتر از جانم هر چند به معبودت رسیده ای ولی میدانم یاد نیکی که از خود در دل اطرافیان نهاده ای همچون درختی تنومند بر سینه زمین بر جای خواهد ماند و نور خدایی که در دلت بود اکنون تلالو بیشتری گرفته است که " کل شی هالک الا وجهه.... 

ای ساربان آهسته ران کآرام جانم می‌رود          وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

من مانده ام مهجور از او سرگشته و حیران از او  گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون        پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود

محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان         کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان       دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

Online Now