x
Chess - Play & Learn

Chess.com

FREE - In Google Play

FREE - in Win Phone Store

VIEW

«علی»

MagnusCa
Jul 19, 2014, 8:24 AM 0

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ
به شرار قهر سوزد، همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسکین، در خانه ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاک بازان
چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر، توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان، به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوش تر بنوازد آشنا را

"همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را"

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است آشنا را
«استاد شهریار»

Online Now