beautiful words of cyrus the great کوروش بزرگ (۵۷۶-۵۲۹پیش از میلاد) شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چندملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد * * * * * ** * * * * * کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم * * * * * ** * * * * * آنان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند * * * * * ** * * * * * فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد * * * * * * * * * * * * باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست * * * * * * * * * * * * من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم * * * * * * * * * * * * همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند * * * * * * * * * * * * حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید * * * * * * * * * * * * کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید . * * * * * * * * * * * * هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است * * * * * * * * * * * * به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم عمل کنید * * * * * * * * * * * * وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما * * * * * * * * * * * * خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن * * * * * * * * * * * * دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند… * * * * * * * * * * * * اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. * * * * * * * * * * * * آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است . * * * * * ** * * * * * وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما * * * * * * * * * * * * سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد . * * * * * * * * * * * * اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید . * * * * * * * * * * * * افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند. * * * * * * * * * * * * پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر . * * * * * * * * * * * * انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند . * * * * * * * * * * * * تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است . * * * * * * * * * * * * من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است. * * * * * * * * * * * * عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید . * * * * * * * * * * * * آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد . * * * * * * * * * * * * وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
Avatar of s_h_tehrani
s_h_tehrani Jan 26, 2014
Malileh kari: is one of the original persian handicraft , branch of the metal art that done with thin silver filaments. شوربختانه بسياري از يادگاري هاي در زمان حمله اعراب (به دلیل گرانبها بودن اشیاء نقره ای و سبک بودن وزن آن) به غنیمت برده شد. ولی آنچه که طی چند قرن اخیر در اثر کاوشهای باستان شناسی و یا به طور تصادفی از مناطقی نظیر شوش و همدان و گنجینه جیحون بدست آمده است، نشانگروجود ملیله کاری و نیز نشان از مهارت و استادی صنعتگران ملیله کار در ایران قبل از میلاد می باشد.پروفسور ((آرتور اپهام پوپ)) در کتاب شاهکارهای هنر ایران ضمن اشاره به زرگری و نقره کاری در سالهای بعد از ظهور اسلام به آثاری از ملیله متعلق به قرن 12 میلادی اشاره کرده است .لازم به ذکر است تعداد و آثار باقیمانده از آن زمان بسیار اندک است از آنجا که اشیاء ملیله از طلا و نقره ساخته می شوند و می توان به راحتی آنها را ذوب کرده و مجدداً مورداستفاده قرار داد . به همین جهت نیز آن اشیاء به مرور زمان از بین رفته و هم اینک نمونه های زیادی از ملیله کاری دوران گذشته باقی نمانده است .در دوران سلجوقی اکثر سازندگان آثار نفیس فلزی هنرمندان خراسانی ساکن در شرق و شمال شرقی ایران بودند که عده ای از آنان به علت جنگ های خونین و زد و خورد های محلی ، ترک وطن کرده ، در سایر شهرها از جمله زنجان ، بروجرد ، همدان ، تبریز و به ویژه شهر موصل اقامت گزیدند .با توجه به آنچه که اشاره شد احتمال می رود هنرمندان خراسانی هنر فلز کاری از جمله ملیله کاری را در سال پنجم هـ . ق در زنجان رواج دادند .از دوران قاجاریه نیز تعدادی سر قلیان ، گیره استکان، سینی در اندازه های مختلف ، گوشواره ، سینه ریز و...، باقی مانده که بخشی از آنها در موزه های داخلی و خارجی و بخشی نیز به صورت مجموعه های خصوصی و یا نزد خانواده ها نگهداری می شود .
" آذرباد " سردار نامدار عهد هخامنشی... در سال ۳۳۴ قبل از میلاد مسیح با حمله اسکندر مقدونی به ایران یوتاب شیرزن پارسی فرماندار سرزمین آتروپاتان ایران ( آذربایجان امروزی ) بوده است ، با نزدیک شدن اسکندر به سرحدات غربی ایران آریوبرزن سردار بنام هخامنشی آرایش جنگی سپاه برای مقابله با اسکندر را گرفت.با آماده باش سپاه آریوبرزن، یوتاب با سپاه تحت فرمان خورد از آتروپاتان خروج کرده و به لشکریان برادرش آریوبرزن ملحق میشود و آتروپاتان را به دست سرداری به نام آذرباد می سپارد.با شکست ارتش و سپاهیان ایران و کشته شدن یوتاب و آریوبرزن اسکندر پس از فتک ممالک پیش روی خود به سمت آتروپاتان می تازد، با نزدیک شدن اسکندر، آذرباد به اسکندر پیغامی فرستاده و می گوید: ما به یک شرط درهای آتروپاتان را به روی مقدونیان و اسکندر می گشاییم که پادشاه مقدونی قول دهد در آتروپاتان به جان و مال و زنان تعرض نشود ، خونریزی و کشت و کشتار نشود و اداره حکومت آتروپاتان به در دست ایرانیان بماند... و در عوض ما درهای شهر را به روی اسکندر باز خواهیم نمود و باجگذار مقدونیان خواهیم بود. اما در غیر اینصورت ما پارسیان تا پای جان در مقابل سپاه اسکندر ایستادگی خواهیم کرد.اسکندر نیز این معاهده را پذیرفته و درهای آتروپاتان به رویش باز شده و اسکندر خود آذرباد را به ساتراپی آتروپاتان می گمارد.بعد ها این سرزمین به نام خود آذرباد معروف شد و به آذربادگان و آذرآبادگان مبدل گشت و این نام تا پایان عهد ساسانی پا برجا بود و حتی تا به امروز که به آذربایجان معروف شده است.علت آذربایجان شدن آذربادگان پس از فتح تازیان بخاطر ضعف تازیان برای گفتن حرف " گ " به آذربایجان معروف شد.در شاهنامه فردوسی نیز از این شهر با نام آذرآبادگان یاد شده است ، فردوسی گرامی در شاهنامه خود در قسمت نامه سپهسالار رستم فرخزاد میگوید: چو نامه بخوانی با مهتران. // برانداز و برساز و لشکر بران ز گنج و ز اسب هرچه هست. // ببر سوی گنجور آذرگشسب همی تاز تا آذرآبادگان. // به جای بزرگان و آزادگان و یا ..... بیاورد سوی آذربادگان ** خود و نامداران و آزادگان نهاد اندر آن مرز آتشکده ** بزرگی به نوروز و جشن سده ( منبع " بخش ایران از آغاز دارئرة المعارف زرین ، چاپ ۱۳۶۲ ، از م . آذینفر )
رجز خوانی زیبای نادرشاه و دولت عثمانی پیش از جنگ... نادر سپهسالار شاه تهماسب دوم بود و بخاطر شجاعت و جنگاوریش شهره آفاق شده و بسیار محسود شاه تهماسب دوم واقع می‌شد. در اواخر سلطنت شاه تهماسب هنگامی که نادر مشغول جنگ در صفحات شرق ایران بود، شاه تهماسب جهت نمایش جنگاوریش به عثمانی حمله کرده و شکست سنگینی خورد و در یک عهدنامه ننگین آذربایجان و اران و شروان را به عثمانی بخشید. روس‌ها هم شرایط را برای دریافت غنائم مغتنم دیده و با تصور ضعف ایران درخواست عهدنامه جدید کردند و شاه تهماسب بی‌لیاقت در عهدنامه‌ای با آنان صفحات شمال را به آن‌ها بخشید وبه قول خودش با بخشش مشتی سنگ و خاک به جنگ‌ها پایان داد و زحمت اداره مشتی کوه و بیابان را از سر دربار ایران کم کرد. نادرشاه از شنیدن این خبرخشمگین شد و به شاه تحکم کرد عهدنامه را فسخ کند ولی شاه تهماسب زیر بار نرفت و نادر او را عزل کرد و به دربار عثمانی اخطار داد که خاک ایران را ترک کند دربار عثمانی این شعر فارسی را برای نادر فرستاد: چو خواهی قشونم نظاره کنی…. سحرگه نظر بر ستاره کنیاگر ال عثمان حیاتم دهد….. ز چنگ فرنگی نجاتم دهدچنانت بکوبم به گرز گران…… که یکسر روی تا به مازندران نادرشاه هم در پاسخ نوشت: چو خورشید سعادت نمایان شود…… ستاره ز پیشش گریزان شودعقاب شکاری نترسد ز بوم……. دو مرد خراسان دو صد مرد روماگر آل حیدر دهد رونقم….. به اسکندریه زنم بیرقم و پس از آن در نبردی سهمگین ارتش توپال عثمان پاشا بزرگ‌ترین سردار عثمانی را در هم کوبید و خاک وطن را از ترکان عثمانی بازپس گرفت. سفیر روسیه در نامه ای به دولتش درباره نادر نوشت: چنگیز دیگری اینبار از ایران ظهور کرده است و اگر به خواسته نادر تن ندهیم چه بسا روسیه که این پادشاه تا قلب اروپا را فتح خواهد کرد. برگرفته از کتاب «زندگی پرماجرای نادرشاه» اثر «دکتر میمندی‌نژاد». صفحات ۳۶۰ تا ۴۱۷. منبع: سایت گندی شاپور
ملکه پوراندخت ساسانی پوراندخت بیست وپنجمین پادشاه از سلسله ساسانی بود، پوراندخت دختر بزرگتر خسروپرویز و مادر یزدگرد سوم بوده است. او پس از اردشیر فرزند کوچک شیر‌ویه در اوج هرج و مرج های داخلی بر اریکه شاهی نشست. پوراندخت زنی خردمند و نیک کردار و دستگیر از مستمندان بود، وی نیز در اوج هرج و مرج های داخل کشور و اوضاع نابسامان کشور در آن زمان و کمبود های فراوان از نبردهای طولانی ایران و روم در زمان پدرش خسروپرویز و نارضایتی مردم از وضع موجود در یکی از سخت ترین شرایط تاریخی ایران به مدت پنج ماه سلطنت را در دست گرفت و همواره سعی بر راضی کردن و آسوده خاطر داشتن همه طبقات داشت. اما نتوانست از آن همه هرج و مرج جلوگیری کند و بعد از نزدیک به شش ماه از سلطنت کناره گرفت و به علت بیماری لاعلاج در گذشت . فردوسي توسی در مورد پوران‌دخت فرموده : یکی دختری بود پوران بنام چو زن شاه شد کارها گشت خام بزرگان برو گوهر افشاندند برآن تخت شاهیش بنشاندند چنین گفت پس دخت پوران که من نخواهم پراگندن انجمن کسی راکه درویش باشد ز گنج توانگر کنم تا نماند به رنج مبادا ز گیتی کسی مستمند که از درد او بر من آید گزند ز کشور کنم دور بدخواه را بر آیین شاهان کنم گاه را
شیر زنان تاریخ ایرانیوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند .آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی - برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد . آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ . هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحیداریوش بزرگ دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید . آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از" گشتاسب بنده" بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است .آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال - آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقاموزیری امپراتوری ایران رسید .کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند .آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند .گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها 1+274 یشتها 2)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را "همایچهر آزاد" ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است . پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود .شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور - شهریار - فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیاموجود است.
Avatar of tabasom1994
tabasom1994 Sep 12, 2013
سرزمین های جدا شده از ایران در طول 196 سال گذشتهآخرین نقشه بین المللی ایران پیش از جدا شدن سرزمینهای تاریخی آن ، انتشارات تامسون (1814)با توجه به تهدید های مرزی موجود علیه تمامیت ارضی ایران بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سرزمین کنونی ایران، تنها سی درصد از ناحیه‌ای وسیع است که در تاریخ با نام‌های «ایران‌زمین»،«ایران‌بزرگ » یا «ایرانشهر» و در جغرافیا با نام «فلات ایران» شناخته می شود. ترفند ها و دسیسه های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش های زیادی ازاین سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایرانی جهت الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای حفظ سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود..گستره سرزمین‌های جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمانچای،گلستان،آخال،پار یس و... به قرار زیر است:سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قرارداد های گلستان و ترکمانچای با روسیه(1813 و 1828 م.)آران و شروان: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛اینگوش: ۳۶۰۰ ;ک.مجمع کل: ۲63700 کیلومتر مربعسرزمین‌های جداشده ایران شرقی براساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی:هرات وافغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛بخش‌هایی از بلوچستان و مکران: 3۵۰۰۰۰ ک.م؛جمع کل: ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربعسرزمین‌های جداشده ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پیمان آخال با روسیه(1881 م.):ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛بخش‌های ضمیمه شده به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛بخش‌های ضمیمه شده به قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛جمع کل: 1226500 کیلومترمربعسرزمین های جداشده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس:امارات:83600ک.م:بحرین:694 ک.م:قطر:11493ک.م:عمان:309500ک.م:جمع کل: 405287کیلومتر مربعمساحت سرزمین‌های جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفویه به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد) به مساحت تقریبی 200000ک.م. و نیز عراق به مساحت 438317ک.م. در جمع حدود 3.5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود کهاین مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است.
Avatar of hamid451
hamid451 Sep 7, 2013
بانو ورتا (414 تا 314 پیش از میلاد) فیلسوف و خردمند بزرگ تاریخ ایران در سال 401 هنگامی که 13 سال داشت به شاگردی آرشیت دانا (نخستین فیلسوفی که در ایران باستان از او یاد شده است) در آمد در آن زمان آرشیت دانا 75 ساله بود ... حکیم بزرگمهر: بزرْگْمهْر بخْتگان (سده 6 میلادی) فرزند بختگ، وزیر خردمند خسرو انوشیروان شاهنشاه ساسانی بود. در برخی نوشتار بزرگمهر با برزو یا برزویه پزشک دربار انوشیروان یکسان انگاشته شده است که شاید به دلیل هم زمانی این دو بوده باشد. نخست بزرگمهر برای آموزش و پرورش فرزند انوشیروان، هرمز گماشته شده بود. هرمز نسبت به بزرگمهر خوش رفتاری ننمود و استاد را از خود آزرد، اما سپس از کرده خود پشیمان شد و جایگاه بزرگمهر بالا گرفت، تا آنکه به وزارت رسید و در امور کشوری با شایستگی بسیار به انوشیروان خدمت نمود. از او جملات حکیمانه بسیاری برجای مانده که همه نشانده خرد و اندیشه فرای اوست. خردمندی و تدبیر داستان های بسیار از خردمندی او گفته اند. از داستان های مشهور بزرگمهر پاسخی است به این پرسش در پیشگاه انوشیروان داده است: که بزرگ ترین بدبختی چیست؟ یونانی گفت پیری و کودنی که با تنگدستی و نداری با هم باشد، دانشمند هندی گفت بیماری های جسمی که با دردهای روحی فزون گردد، بزرگمهر گفت که آدمی ببیند که عمرش در حال به پایان رسیدن است و کار نیکی نکرده باشد، این بدترین بدبختی هاست. این پاسخ در پیش خسرو بسیار پسندیده آمد و مقام و ارج بزرگمهر در برابر دانشمندان و فیلسوفهای خارجی نمایان شد. همچنین گویند وقتی پادشاه هند دستگاه شطرنج نزد پادشاه ایران فرستاد، بزرگمهر اسرار آن را کشف کرد و در برابر بازی نرد را اختراع نمود. این رویداد در متنی پهلوی بنام چترنج نامک آمده است. نوشتاری بزبان پهلوی بنام پندنامگ وزرگمهر بختگان یعنی پندنامهٔ بزرگمهر پسر بختگان بدو منسوب است که دارای 430 کلمه است. همچنین در جوامع الحکایات آمده است روزی از سرزمین روم نامه ای به انوشیروان رسید. در نامه مطلبی معما گونه نوشته شده بود. همه دانشمندان بزرگ شهر جمع شدند تا نامه را بخوانند، اما نتوانستند ولی بزرگمهر مطالب آن را فهمید و مفهوم نامه را ترجمه کرد. 2- حکیم فردوسی: حکیم فردوسی در "طبران طوس" در سال 329 هجری به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود. از احوال او در عهد کودکی و جوانی اطلاع درستی در دست نیست ولی مشخص است که در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش داشته به کسی محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی گرفتار شده است. فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت. چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه ی اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد. 3- حکیم خیام: حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقیان بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. 4- حکیم ارد بزرگ: پدر فلسفه اردیسم (Orodism) حکیم ارد بزرگ می گوید : جهان را آغاز و انجامی نیست آنچه هست دگرگونی در گیتی است. زمان و مکان صفر برای آغاز گیتی وجود ندارد همان گونه که شماره ای برای انتهای آن نیست. ما دگرگونی در درون گیتی را زایش و مرگ می نامیم. ما بخشی از دگرگونی در گیتی هستیم دگرگونی که در نهان خود پویش و رشد را دنبال می کند بروز آینده ما بسیار فربه تر از امروز ما خواهد بود، ما در درون گیتی در حال پرتاب شدن هستیم. پرتاب به سوی جایی و مکانی و نمایی که هیچ چیز از آن نمی دانیم همان گونه که در کودکی از این جهان هیچ نمی دانستیم. میدان دید ما با تمام فراخنایی خود می تواند همچون شبنمی کوچک باشد بر جهانی بسیار بزرگتر از آنچه ما امروز از گیتی در سر می پرورانیم پس گیتی بی آغاز و بی پایان است. 5- آرشیت دانا: آرشیت دانا (حدود دوم ژانویه 476 پیش از میلاد زاده شد و در 28 فوریه 330 پیش از میلاد مسیح درگذشت) نخستین فیلسوفی که نامش در تاریخ ایران باستان آورده شده است او 146 سال عمر کرد و در این مدت چهار مناظره بزرگ بین او و سه فیلسوف یونانی یعنی سقراط، افلاطون و ارسطو رخ داد که در هر چهار بار اندیشمندان یونانی در مقابل دانش و اندیشه برتر او کرنش نمودند. با سقراط در اسوس و با افلاطون دو بار، یک بار در آتن و بار دیگر در ساردس و با ارسطو در زادگاهش استاگیرا. کتاب معروف او اساس جهان می باشد. مردم در آن زمان معتقد بودند که آرشیت دانا آب جاودانگی سرکشیده است و عمرش بی پایان می باشد اما در فوریه 330 پیش از میلاد توسط لازاروس جاسوس یونانی کشته شد وقتی خبر مرگ آرشیت در زادگاهش ترشیز (کاشمر کنونی) را به ارسطو دادند او گریست و گفت کاش همانند او در تاریخ یونان نیز می داشتیم. مشهورترین شاگرد او بانو ورتا ( 414 تا 314 پیش از میلاد ) است. بانو ورتا نخستین زن فیلسوف جهان است. 6- کوروش هخامنشی: کوروش دوم، که به کوروش بزرگ، کوروش کبیر یا کوروش هخامنشی مشهور است، بنیان گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال های 559 تا 529 پیش از میلاد، بر نواحی گسترده ای از آسیا حکومت می کرد. کوروش خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ آنشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ آنشان، نوادهٔ چیش پیش، شاه بزرگ آنشان، از خانواده ای که همیشه پادشاه بوده است.» معرفی می کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته است و به جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته اند و گزارش داده اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده است. برخی از باستان شناسان امروزی این روایت را معتبر می دانند. اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه های سیاسی داشته است و هدفش این بوده که از بنیان گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس ها آشتی دهد و اصولاً رابطه ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می دانند. 7- نادر شاه: نادرقلی ملقب به تهماسب قلی خان و نادرشاه از ایل افشار خراسان، پادشاه ایران و بنیانگذار دودمان افشاریه است. او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است که سرکوب افغانها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او سبب شهرت بسیارش گشت. به او در اروپا لقب «آخرین جهانگشای شرق» و «ناپلئون ایران» نیز داده اند. شعر معروف نادر که در زمان تاجگذاری دستور ضرب آن بر سکه ها را داد به شرح زیر است: سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان نادر ایران زمین و خسرو گیتی ستان 8- بانو ورتا: بانو ورتا (414 تا 314 پیش از میلاد) فیلسوف و خردمند بزرگ تاریخ ایران درسال 401 هنگامی که 13 سال داشت به شاگردی آرشیت دانا (نخستین فیلسوفی که در ایران باستان از او یاد شده است) در آمد در آن زمان آرشیت دانا 75 ساله بود. گفته می شود ورتا استعداد و حافظه بی نظیری داشت همه دانش های زمان خویش را به سرعت آموخت در 15 سالگی تقریبا تمام علوم زمان خویش را می دانست. او عاشق اندیشه های استادش بود و تا پایان عمر ازدواج نکرد وقتی آرشیت دانا در 146 سالگی درگذشت او 86 سال سن داشت. ورتا فیلسوفی بزرگ بود مورخان شرق او را مرجع دانش جهان در زمان زندگی اش می دانستند از همه جای دنیا برای آموختن به سویش می آمدند دانش نامه او "مادر" نام دارد. او را پس از آرشیت دانا از اولین نظریه پردازان دموکراسی می نامند که در نهایت آن اندیشه ها توسط مهرداد یکم پادشاه اشکانی به شکل ایجاد مجلس مهستان بروز یافت. او در سپیده دم 4 اکتبر 314 پیش از میلاد در سالروز تولد خود در زادگاهش سرخس، در سن 100 سالگی توسط اسپیروپولوس جاسوس یونانی کشته شد
Avatar of persian92
persian92 Aug 29, 2013
شطرنج سال‌های فعالیت سدهٔ ۶–تاکنون سبک(ها) بازی تخته‌ایبازی استراتژیک تعداد بازیکنان ۲ مدت راه‌اندازی حدود ۱ دقیقه مدت بازی معمولاً ۱۰ تا ۶۰ دقیقه گاهی اوقات ۶ ساعت یا بیشتر احتمال آسیب‌دیدگی هیچ مهارت(های) مورد نیاز استراتژی، تاکتیک‌ها شطرنج (به سانسکریت:چاتورانگا، به پارسی میانه: چَترَنگ) یک بازی دو نفره است که بر روی صفحهٔ ۸×۸ شطرنج و با استفاده از مهره‌های شطرنج (شاه، وزیر، رخ، فیل، اسب و سرباز) انجام می‌گیرد. این بازی معمولاً بین ۱۰ تا ۶۰ دقیقه به‌طول می‌انجامد و با پیروزی یکی از بازیکنان یا تساوی پایان می‌یابد. قدمت این بازی به سدهٔ ششم میلادی در هند باز می‌گردد. امپراتوری گوپتا این بازی را اختراع‌کرد و آن را چاتورانگا نامید و به دربار ایران در زمان امپراتوری خسرو انوشیروان ساسانی رساند. شطرنج در ایران نام چَترَنگ را بر خود گرفت. این بازی توسط معامله‌گران ایرانی به اروپا رسید و با فتح امپراتوری ساسانیان توسط عرب‌ها، در اسلام نیز رایج‌شد. در اروپا، شطرنج دستخوش تغییراتی شد و قوانین تازه‌ای برای آن وضع‌شد و به تدریج قهرمانی شطرنج جهان بنیادگذاری‌شد. در ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۲۴، سازمان بین‌المللی شطرنج جهان (فیده) بنیادگذاری‌شد و به تدریج مسابقات و عناوینی تازه‌ای به وجود آمدند. این بازی در طول جنگ جهانی دوم دچار هرج‌ومرج شد و پس از جنگ جهانی شکل تازه‌ای به خود گرفت. مهره‌ها در شطرنج دارای ارزش و امتیاز مشخصی هستند و با نمادهای ویژه‌ای نوشته می‌شوند. شطرنج دارای تاکتیک‌هایی از جمله چنگال و آچمز و دارای جنبش‌ها و حرکات ویژه‌ای مانند حرکت قلعه، ان پاسان و پیشرفت سرباز است. تاکنون ۱۷۰ فدراسیون عضو فیده هستند و این سازمان یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های ورزشی جهان به‌شمار می‌آید. فیده قصد داشت که شطرنج به بازی‌های المپیک بپیوندد، اما این‌گونه نشد و المپیاد شطرنج شکل‌گرفت. استادبزرگ مهم‌ترین عنوانی است که یک بازیکن شطرنج می‌تواند به‌دست آورد و ادعا شده‌است که در سال ۱۹۱۴ توسط تزار نیکلای دوم روسیه اختراع شده‌است. کشورهای چین، روسیه، گرجستان و اوکراین از قدرت‌های مهم شطرنج هستند و ویسواناتان آناند اهل هند دارای عنوان قهرمان کنونی شطرنج جهان است. گری کاسپارف اهل اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از اسطوره‌های شطرنج بود که از سال ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۰ قهرمان جهان بود. شطرنج رابطهٔ نزدیکی با ریاضیات و رایانش دارد. در سال ۱۹۹۷، دیپ بلو ساختهٔ شرکت آی‌بی‌ام توانست برای نخستین‌بار گری کاسپارف که آن زمان قهرمان شطرنج جهان بود را شکست‌دهد. این بازی دارای انواع گوناگونی در جهان مانند شطرنج سرعتی و شطرنج سیامی است. محتویات ۱ قوانین ۱.۱ آغاز بازی ۱.۲ زمان بازی ۱.۳ پایان بازی ۲ پیشینه ۲.۱ پیشینیان (۱۰۰۰–۶۰۰) ۲.۲ ریشه‎های بازی امروزی (۱۸۵۰–۱۰۰۰) ۲.۳ زایش ورزشی (۱۹۴۵–۱۸۵۰) ۲.۴ پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵)–تاکنون ۳ مهره‌ها ۳.۱ ویژگی‌های مهره‌ها ۳.۱.۱ سرباز (پیاده) ۳.۱.۲ اسب ۳.۱.۳ فیل ۳.۱.۴ رخ (قلعه) ۳.۱.۵ وزیر (فرزین) ۳.۱.۶ شاه ۴ حرکات مهره‌ها ۴.۱ ارزش مهره‌ها ۴.۲ نمادها و شکل نوشتاری مهره‌ها ۵ تاکتیک‌های پایه ۵.۱ ان پرایز ۵.۲ چنگال ۵.۳ آچمز ۵.۴ سیخ ۶ جنبش‌ها و حرکات ویژه ۶.۱ قلعه ۶.۲ ان پاسان ۶.۳ پیشرفت ۷ فدراسیون شطرنج ۷.۱ مسابقات، عناوین و رتبه‌بندی ۸ شطرنج، ریاضیات و رایانه ۹ انواع شطرنج ۱۰ جستارهای وابسته آغاز بازی a b c d e f g h 8 8 7 7 6 6 5 5 4 4 3 3 2 2 1 1 a b c d e f g h موقعیت مهره‌ها در آغاز بازی نخستین گام برای آغاز بازی شطرنج، چیدن درست مهره‌ها در صفحهٔ شطرنج است. صفحهٔ شطرنج ۸×۸ است و هر خانه دارای یک عدد و یک حرف است. اعداد از پایین به بالا از ۱ تا ۸ هستند و حروف طبق الفبای انگلیسی از چپ به راست از a تا h هستند.[۱] همیشه رخ‌ها در آغاز بازی در گوشهٔ زمین قرار می‌گیرند.[۲] محل قرارگیری اسب‌ها کنار رخ‌ها است.[۳] فیل‌ها نیز کنار اسب‌ها قرار می‌گیرند.[۴] پس از قرارگیری این مهره‌ها کنار یک‌دیگر، تنها دو خانه در ردیف پایانی باقی می‌مانند. وزیر در یکی از این دو خانه و در خانهٔ هم‌رنگ خود قرار می‌گیرد. وزیر سفید بر خانهٔ سفید و وزیر سیاه بر خانهٔ سیاه قرار می‌گیرد.[۵] شاه‌ها نیز که بلندترین مهره‌های شطرنج هستند و دارای صلیبی بر روی سر خود هستند، در کنار وزیر قرار می‌گیرند. شاه باید در خانهٔ غیر هم‌رنگ خود قرار گیرد. شاه سفید بر روی خانهٔ سیاه و شاه سیاه بر روی خانهٔ سفید قرار می‌گیرد.[۶] سربازان نیز که کوتاه‌ترین و متعددترین مهره‌ها در شطرنج هستند، جلوی مهره‌های دیگر قرار می‌گیرند. هر بازیکن باید ۸ سرباز داشته‌باشد.[۷] بازی توسط یک مهرهٔ سفید آغاز می‌گردد و پس از آن، یک مهرهٔ سیاه حرکت می‌کند. بازی همین‌گونه و طبق همین روند ادامه پیدا می‌کند و بازیکنان به ترتیب مهره‌های سفید و سیاه (روشن و تیره) خود را حرکت می‌دهند.[۸] زمان بازی ساعت شطرنج دیجیتال به صفحهٔ شطرنج وصل‌شده و به‌طور خودکار زمان حرکات را مشخص می‌کند. نخستین ساعت مکانیکی شطرنج توسط توماس برایت ویلسون (۱۹۱۵–۱۸۴۳) اختراع‌شد و در مسابقات شطرنج لندن در سال ۱۸۸۳ مورد استفاده قرار گرفت.[۹][۱۰] یک ساعت شطرنج متشکل از دو ساعت است که با یک‌دیگر ارتباط دارند و وقتی یکی از آن‌ها متوقف می‌شود، دیگری وقت را آغاز می‌کند. ساعت‌های امروزی آنالوگ و دیجیتال و دارای ویژگی پرچم هستند.[۱۱][۱۲][۱۳] پایان بازی
Avatar of persian92
persian92 Aug 29, 2013
کاسپارف - کارپف پس از 25 سال ! دقیقاً بیست و پنج سال پس از اولین رویارویی گری کاسپارف و آناتولی کارپف (بر سر کسب عنوان قهرمانی جهان در مسکو) این دو مخالف همیشگی بار دیگر در قالب 12 دیدار سریع و برق آسای شطرنج در شهر والنسیای اسپانیا به مصاف هم می روند. رویارویی دوجانبه کاسپارف و کارپف در سال 1984 که پس از انجام 48 بازی به فراموشی سپرده شد دقیقاً بیست و پنج سال پس از اولین ورود این دو به والنسیای اسپانیا کنفرانس مطبوعاتی با حضور دکتر شیخ سلیمان الفهیم مالک سابق شرکت هیدرا و مالک حال حاضر باشگاه فوتبال پورتموث لیگ برتر انگلستان ! سرشناس ترین داور شطرنج جهان گورت گیسن سرداور مسابقه می باشد رنگ ها قرعه کشی شد : بازی اول گری سیاه و آناتولی سپید داریا همسر گری کاسپارف - آنها صاحب یک دختر به نام آیدا هستند ! مادر کاسپارف که بیشترین نقش را در جهت پیشرفت شطرنجی فرزندش داشت پدر گری زمانی که او 7 سال داشت فوت کرد و از آن پس مادر گری سرپرست و مدیر برنامه های وی شد نمایی از مرکز علم و هنر اسپانیا واقع در شهر زیبای والنسیا روز اول : زمان کارپف تمام شده و می بازد ... مشاهده بازی اول بازی دوم : کارپف بازی دوم را هم باخت .
Avatar of persian92
persian92 Aug 29, 2013
پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان : در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای مسخر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست . دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی - تمدن ایران باستان : این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند . آلبر شاندور - كورش بزرگ : شاهنشاهی ایران كه پایه گذار او كورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است . نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند . ژنرال سرپرسی سایكس : خوش زبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند. ما نیز میتوانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی كه سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است . ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه كورش بزرگ : من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كرده ام ، و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته رایادآورده شده ام كه زیارت آمارگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد . سرپرسی سایكس - تا ایران باستان : در شاهنشاهی كورش زیبایی - مردانگی - شجاعت - قهرمانیت - عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نكرد . كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .كورش یكی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود كه تاكنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند . او هیچ گاه خوشگذران و تن آسایی نكرد . هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می كرد . كاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند . كورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا كنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم. افلاطون - قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) : پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میكردند . مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شركت میكردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میكرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت هرودوت – تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) : هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند . از اینرو من كتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تاكردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود . كورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میكردند . هارولد لمب دانشمند امریكایی - كورش بزرگ : در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به كردار نیك - گفتار نیك - پندار نیك سوگند یاد میكردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان . كه این امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده میشود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است . گزنفون – كوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) : مهمترین صفت كورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میكرد . این رسوم و دینداری آنان هنوزدر زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود . از صفتهای برجسته دیگر كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود. ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا كردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از كودكی بوده است . كورش نابغه ای بزرگ - انسانی والا منش - صلح طلب و نیك منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود . كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود . او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد . او ملتهای مغلوب راشیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ - بزرگترین - بخشنده ترین - پاك دل ترین انسان تا این زمان بود . كنت دوگوبینو فرانسوی - ایران باستان : شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .نیكلای دمشقی كورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر كس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود . پرفسور كریستن سن ایران شناس - استاد زبان اوستایی و پهلوی : شاهنشاه كورش بزرگ نمونه یك پادشاه "جوان مرد" بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان كشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . كه این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است . آلبر شاندور فرانسوی - شاهنشاهی كورش بزرگ : كورش یكسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای كسی كه دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینكه ثابت كند كه هدف فتح و جنگ و كشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی كه ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین كتیبه های شاهان همزمان او حاكی از برده داری و تكه تكه كردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد . پرفسور گیریشمن - ایران از آغاز تا اسلام : كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد . كورش سرداری بزرگ و نیكوخواه بود . او آنقدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازه ای را تسخیر می كرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و كشتار نمی كرد . ایرانیان كورش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان بوسیله كورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند. كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) : تا كنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كورش در تاریخ جهان باقی گذاشت - در افكار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم كه اسكندر و سزار و كورش كه سه مرد اول جهان شده اند كورش در صدر انها قرار دارد . وتا كنون كسی در جهان بوجود نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتابهای ما آمده است مسیح خداوند است . قوانینی كه او صادر كرد در تاریخ آن زمان كه انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود ویل دورانت - تاریخ تمدن ویل دورانت - مشرق زمین : كورش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در كشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شكست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسكندر مینامند . او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . كورش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت . كلمان هوار - تمدن ایرانی : كورش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریكه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود . كورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود كرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی كرد . برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد . وی پیرو دین یكتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود . مولانا ابوالكلام احمد آزاد فیلسوف هندی -كورش بزرگ ( عباس خلیلی ) : كورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای كشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد . دیودوروس سیسولوس ( 100 پس از میلاد ) : كورش پسر كمبوجیه و ماندان در دلاوری و كارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیكو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی كم نظیر و در كردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میكرد . پارسیان او را پدر می خواندند . دكتر جهانگیر اوشیدری - دانشنامه مزدیسنا : كورش به سال 559 قبل از میلاد بر اریكه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شكست خورده بامهربانی رفتار كرد و اسیران یهودی را كه بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد كرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر كرد كه معبد اورشلیم را كه بخت النصر ویران كرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی كنند . كورش را در پارسه گرد كه امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاك سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیكی ستایش كرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار - شجاع - با فتوت - با عزم و اراده - با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است . اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی - تراژدی پارسه : كورش یك تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود
Avatar of persian92
persian92 Aug 29, 2013
Mahmoud Hessaby Sayyed Mahmoud HessabyDr Sayyed Mahmoud Hessaby Born 23 February 1903 Tehran, Iran Died 3 August 1992 (aged 89) at Geneva Cardiac Hospital and buried in Tafresh, Iran Nationality Iranian Fields Physics, Civil Engineering and adjacent fields Alma mater American University of Beirut, Sorbonne, École Superieure d'Electricité Known for Founder of University of Tehran, Inventing, Légion d'honneur, “Continuous particles” or “Infinitely extended particles” theory, Education Minister in Iran, founding father of modern Physics and Engineering in Iran and other national contributions Sayyed Mahmoud Hessaby (in Persian سید محمود حسابی - alternative spellings: Mahmood Hesabi) (February 23, 1903, Tehran – September 3, 1992, Geneva) was a prominent Iranian scientist, researcher and distinguished professor of University of Tehran. During the congress on "60 years of physics in Iran" the services rendered by him were deeply appreciated and he was called "the father of modern physics in Iran". [1][2] Contents 1 Biography 2 Languages 3 The Dr. Hessaby Museum 4 Dr. Hessaby Foundation 5 Children 6 Accomplishments 7 Awards and honours 8 Key publications 9 Research and writing 9.1 Cultural 9.2 Scientific 9.2.1 Books 9.2.2 Other 10 See also 11 References 12 Resources 13 External links Biography Hessaby was born in Tehran to Abbas and Goharshad Hessaby. When he was seven, the family moved from Iran to Beirut in Lebanon where he attended school. At seventeen he obtained his Bachelor's in Arts and Sciences from the American University of Beirut. Later he obtained his B.A. in civil engineering while working as a draftsman. He continued his studies and graduated from Engineering school of Beirut. Hessaby was admitted to the École Superieure d'Electricité and in 1925 graduated while he was employed by the SNCF (French National Railway). He started working in the electric locomotive maintenance department. Hew was a scientific mind and continued his research in Physics at the Sorbonne University and obtained his Ph.D. in Physics from that University at the age of twenty-five. Dr Hessaby was a Polymath,[3] having held five Bachelor's degrees in literature, civil engineering, mathematics, electric engineering and mining engineering. He continued lecturing at University of Tehran for three working generations, teaching seven generations of students and professors. In 1947, he published his classic paper on "Continuous particles". Following this, in 1957 he proposed his model of "Infinitely extended particles". As Hessaby wished, he was buried in his hometown, Tafresh. Languages Prof. Mahmoud Hessaby was fluent in five living languages: Persian, French, English, German and Arabic. He was also familiar with Sanskrit, Latin, Greek, Pahlavi, Avestan, Turkish and Italian, which he used for etymological studies. The Dr. Hessaby Museum The Museum Of Dr. Hessaby is a collection of some of personal belongings and communications with various scientific cultural figures. The museum has been established by his family, colleagues and students in order to value his 60 years of scientific, educational and cultural activities, and to set an example for young generation of Iran, students in particular, of a hard-working contemporary scientist, who despite his difficult childhood led a successful life and contributed greatly towards his country's progress by establishing many scientific, industrial, cultural, and research centers in Iran, including the University of Tehran, the first modern university in the country. Every item of the museum is a reminder of a corner of his life and bears a valuable lesson of life. The museum is situated in his personal home, north of Tehran, and visited daily by many visitors from different scientific, cultural, and educational institutes and organisations, free of charge. Dr. Hessaby Foundation The Dr. Hessaby Foundation was established by his son to continue all the various aspects of his work, highlighting his belief that giving priority to research and researchers is the basis of the scientific and industrial progress of a country. Children He had a son and a daughter. His son graduated in political Science from Melli University and is currently in charge of the Dr. Hessaby Institute. Accomplishments According to the Dr Hessaby Institute, essentially an institution run by his son, the following were some of his accomplishments: Founding the Highway Engineering school and teaching there from 1928 Survey and drawing of the first coastal road-map between Persian Gulf ports Founding the "teachers college" and teaching there from 1928 Construction of the first radio-set in Iran (1928) Construction of the first weather-station in 1931 Installation and operation of the first radiology center in Iran in 1931 Calculation and setting of Iranian time (1932) Founding the first private hospital in Iran (Goharshad Hospital) in 1933 Writing the University carechair and founding Tehran University (1934) Founding the Engineering school in 1934 and acting as the dean of that school until 1936 and teaching there from then on Founding the faculty of science and acting as its dean from 1942 to 1948 Commissioned for the dispossession of British Petroleum Company during the government of Dr Mossadegh and appointed as the first general manager of the National Iranian Oil Company Minister of Education in the cabinet of Dr Mossadegh from 1951 to 1952 Opposing the contract with the consortium while in the Senate of Iran in 1954 Opposing the membership of Iran in CENTO Founding the Telecommunication Center of Assad-Abad in Hamedan (1959) Writing the standards charter for the standards Institute of Iran (1954) Founding the Geophysical Institute of Tehran University (1961) Title of distinguished professor of Tehran University from 1971 Founding the atomic research center and atomic reactor at Tehran University Founding the atomic Energy center of Iran, member of the UN scientific sub-committee of peaceful use of nuclear power, member of the international space committee (1981) Establishment of Iran's space research committee and member of the international space committee (1981) Establishment of the Iranian music society and founding the Persian language Academy Awards and honours Father of Iranian Physics, By Iran's Physical Society Key publications Hessaby M, Model of an Infinite Particle, Journal de Physique et le Radium 18 (5): 323-326 1957. Times Cited: 0 University of Tehran. Hessaby M, Theoretical Evidence for the Existence of a Light-Charged Particle of Mass Greater than That of the Electron, Physical Review, Vol. 73, Issue 9, p. 1128 (1948). Times Cited: 1 While at Institute for Nuclear Studies, University of Chicago, Chicago, Illinois. APS Hessaby M, Continuous Particles, Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America, Vol. 33, No. 6, pp. 189–194 (1947). Times Cited: 0 University of Tehran and Princeton University Hessaby M, Continuous Particles, Proceedings of the American Physical Society, Minutes of the Meeting at Montreal, June 19–21, 1947, Research and writing His research and writings included:[3] Cultural The Hessaby Dictionary Dictionary of Iranian Names Articles for the Establishment of the University of Tehran (1933) Treatise on "Our Path" (1935) Physics textbook for first year in high school (1939 Minutes of the meeting of the National Academy of Science (1947) Rules for the University of Tehran Budget (1961) The New Physics and the Philosophy of Ancient Percia (1963) Genealogical Tree of the Hessaby Family (1967) The Power of the Persian Language (1971) "Complete Poetical Works of Hessaby", from the 17th century (1975) "Roots of Persian Words" (1989) "Specialized Terms in Physics" (1961–1990) Dictionary of "French Verbs-Persian Verbs" "The how of Iranian History" Research on and Interpretation of the Poetry of Hafez Research on the "Golestan" of Saadi Research on the Poetry of Baba Taher Research on the "Shahnameh" of Ferdowsi "In Memory of Albert Einstein" on the occasion of his death (1955) Scientific Books "Electrodynamics" "Electric Eye" "Viewpoint in Physics", University of Tehran, 1961 "Magnetic Eye", University of Tehran, 1966 "Solid State Physics", University of Tehran, 1969 "Quantum View" University of Tehran, 1979 Other Doctoral dissertation "Sensitivity of Photoelectric Cells", Sorbonne University Press, 1927 Thesis in "The Interpretation of Dubrois Waves", in French, 1945 "Structure of Essential Particles of the Nucleus of an Atom in Einstein's Theory of Relativity", Princeton University, 1946 Article on "Connected Particles", National Academy of Science, U.S., 1947 "The Effect of Matter on the Path of Light" as co-researcher at the Nuclear-science Institute, Chicago, 1947 "The Correction of Newton's Law of Gravity". "Maxwell's Law of the Electromagnetic Field" 1947 "The Effect of Matter on the Path of Light and the Deviation of Light Waves on the Surface of Matter", Nuclear Science Institute, Chicago, 1947 "The Deviation of Light Waves in the Presence of Matter", research at the University of Chicago, 1948 Continuation of research on "The Structure of Essential Particles of the Nucleus of an Atom", University of Tehran; laboratory research on "The Transmission of Light through Matter" College of Science, University of Tehran - Thesis on "The Theory of the Diffusion of Infinite Particles", University of Tehran, 1997 Research on the formula for the Law of Gravity Research on the formula for the Law of Electrical Attraction Research on the formula for the Law of the Electromagnetic Field Research on the breakage of light near solid matter Research on lasers Research on nuclear magnetic resonance See also Intellectual Movements in Iran The Physical Society of Iran List of Iranian intellectuals References ^ Iran Chamber Society ^ Official website ^ a b http://www.hessaby.com/ Resources Dr Mahmoud Hessaby at website of University of Tehran. his biography in Persian درباره‌ دکتر محمود حسابی پروفسور محمود حسابی همنشین بهار: دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی External links Wikimedia Commons has media related to: Mahmoud Hessaby Mahmoud Hessaby Home Page Infinitely extended particles Doctor Hasabi Museum, Tajrish Avenue, Maqsud-Beek Street, Doctor Hesabi Street, No. 8, Tehran, Iran. (English), (Persian) Dr Mahmoud Hessaby, Iranian Personalities, Iran Chamber Society. پروفسور محمود حسابی پدر فيزيك ايران Dr Mahmoud Hessaby
Avatar of persian92
persian92 Aug 28, 2013
مریم میرزاخانی برترین دانشمند ریاضی جهان متولد مه، ۱۹۷۷ (میلادی) (۳۵سال) تهران، ایران ملیت ایرانی رشته فعالیت ریاضی‌دان محل کار دانشگاه پرینستون دانشگاه استنفورد استاد راهنما کرتیس مک‌مالن جوایز جایزه بلومنتال پروفسور مریم میرزاخانی (زاده ۱۹۷۷) ریاضیدان ایرانی‌ برنده‌ [۱]جایزه ستر[۲] انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳است.[۳] او هم اکنون استاد دانشگاه استنفورد است. او طی تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی شد. سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف گرفت و برای ادامه تحصیل دکترا به دانشگاه هاروارد رفت.[] میرزاخانی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشته ریاضیات است.پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود. از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیده سال ۲۰۰۵از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکاو ذهن برتر در رشته ریاضیات تجلیل شد. ] زندگی‌نامه و تحصیل در آمریکا مریم میرزاخانی، استاد دانشگاه استنفورد، در سال‌های ۱۳۷۳و ۱۳۷۴ (سال سوم و چهارم دبیرستان) از دبیرستان فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱امتیاز از ۴۲امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی ۱۹۹۵در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲امتیاز از ۴۲، رتبهٔ اول طلای جهانی را به دست آورد. میرزاخانی دوره کارشناسی ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد. او با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و دورهٔ دکتری خود را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت. او به همراه ۹محقق برجسته دیگر در چهارمین نشست۱۰برلیان نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشتهٔ یواس‌ای تودی این فهرست ۱۰نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان مانده‌اند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، روسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند. این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیک رایانه‌ای تا ریاضیات و علوم رباتیک، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند که مریم میرزاخانی ریاضیدان ۳۳ساله ایرانی یکی از آنهاست.] میرزاخانی در سال ۱۹۹۹میلادی موفق شد راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند. ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی. میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیر طبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی هم‌چون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده‌است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت.] کاربردهای عملی اندکی برای پژوهش او وجود دارد ولی اگر مشخص شود که جهان توسط هندسه هذلولوی اداره می شود، کار او می تواند به تعریف دقیق شکل و حجم آن کمک کند.[] جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (به انگلیسی: Clay Mathematics Institute)‏ می‌گوید میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می‌تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد. مریم میرزاخانی از دانش‌آموزان نخبه المپیادی کشور است که در سال ۱۳۷۴در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شده‌است و از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه ۷۶است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود (مسابقات ریاضی دانشجویی) به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی - علیرضا سایه‌بان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند. همسر وی جان وندراک، از پژوهشگران آی‌بی‌ام است و از او دارای یک فرزند به نام آناهیتا می‌باشد.] فیلم مورد علاقه او داگویل است. سلیقه او در فیلم، منعکس کننده ذات پژوهش او که شامل تعیین مشخصات غیرطبیعی فرمهای هندسی است. او می گوید: «گاهی مواقع احساس می کنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمی دانم به کجا می روم. ولی به طریقی به بالای تپه ای می رسم و می توانم همه چیز را واضحتر ببینم. آن چه آن گاه رخ می دهد، واقعاً هیجان انگیز است.»] جوایز جايزهٔ جهانی انجمن رياضی آمريکا در سال ۲۰۱۳] جایزهٔ ای‌ام‌اس بلومنتال در سال ۲۰۰۹ ارتقا به استاد تمامی ریاضی در دانشگاه استنفورد در ۳۱سالگی، سپتامبر ۲۰۰۸ Clay Mathematics Institute Research Fellow 2004. Harvard Junior Fellowship Harvard University, 2003. Merit fellowship Harvard University, 2003. IPM Fellowship The Institute for theoretical Physics and Mathematics, Tehran, Iran, 1995-1999. مدال طلا (با نمرهٔ مطلق). المپیاد جهانی ریاضی (کانادا ۱۹۹۵)] مدال طلا. المپیاد جهانی ریاضی (هنگ‌کنگ ۱۹۹۴)
Avatar of persian92
persian92 Aug 28, 2013
مبارزه با آبلهدر شماره سوم روزنامه وقایع اتفاقیه اطلاعیه‌ای چاپ شد که: «در ممالک محروسه ناخوشی آبله عمومی است که اطفال را عارض می‌شود که اکثری را هلاک می‌کند یا کور و معیوب می‌شوند. اشخاصی که در کودکی این آبله را در نیاورده‌اند، در بزرگی بیرون می‌آورند و به هلاکت می‌رسند، خصوص اهل دارالمرز (یعنی مرزنشینان)... اطبا چاره این ناخوشی را به این‌طور یافته‌اند که در طفولیت از گاو آبله بر می‌دارند و به طفل می‌کوبند و آن طفل چند دانه آبله بیرون می‌آورد و بی‌زحمت خوب می‌شود.» دانش مربوط به آبله‌کوبی در زمان فتحعلی‌شاه و توسط دکتر کورمیک به ایران آمده و در مناطق مرزی غربی کشور که تحت حاکمیت محمدعلی‌میرزا دولتشاه اداره می‌شد اجرا هم شده بود. اما در عهد صدرات امیرکبیر کوشش شد این کار عمومی شود. در ادامه اطلاعیه ذکر شده در وقایع‌اتفاقیه آمده که: «اولیای دولتِ علیّه کسانی برای یاد گرفتن این فن شریف (آبله‌کوبی) گماشته‌اند که بعد از آموختن به جمیع ممالک محروسه مأمور نمایند که در هر ولایتی جمیع اطفال خود را مردم بیاورند و آبله‌شان را بکوبند و از تشویش هلاکت رعیت آسوده گردند». به این ترتیب، امیرکبیر آبله‌کوبی را در ایران عمومی و اجباری کرد و حتی برای کسانی که کودکانشان را برای واکسینه شدن معرفی نمی‌کردند، جریمه تعیین کرد. مبارزه با وبا بیماری وبا هر چندوقت یک‌بار (بیشتر از هند یا عربستان) به ایران می‌آمد و کشتار می‌کرد. مردم همه‌گیری این بیماری را بلای آسمانی می‌پنداشتند. اما در عهد صدارت امیرکبیر جزوه‌ای به نام «قواعد معالجه وبا» تهیه و میان کدخدایان و روحانیان شهر‌ها پخش شد که در آن شیوه پیشگیری وبا و نحوه رسیدگی به بیماران توضیح داده شده بود. علاوه بر این، مقررات قرنطینه (به نام «گراختین») در مرز‌ها به اجرا در آمد و مسافران چند روز در قرنطینه نگهداری می‌شدند و به آن‌ها و وسایلشان دود داده می‌شد تا جلوی ورود وبا به کشور گرفته شود. تاسیس بیمارستان دولتیتأسیس مریض‌خانه دولتی یکی از کارهای سودمند آن زمان است. بنای آن در سال 1266 آغاز شد و در ربیع‌الاول 1268 افتتاح گردید. دواخانه مخصوص هم داشت. در تاریخ جدید آن نخستین بیمارستان ایران است. به قراری که نوشته‌اند، چهارصد بیمار را می‌توانستند در آنجا درمان کنند. میرزا محمدولی حکیم‌باشی رییس مریض‌خانه بود و دکتر کازرونی، حکیم‌باشی نظام مسوولیت مداوای بیماران را به عهده داشت.» روزی که امیر گریستدر سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیرکبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیر‌ها و رمال‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود. هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می‌کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن رمال‌ها و نادانی گروهی از مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سر باز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب‌انبار‌ها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند. روز بیست و هشتم ماه ربیع‌الاول به امیر اطلاع دادند که در همه شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیده‌اند. در‌‌ همان روز، پاره‌دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و گفت: «ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم.» پیرمرد با اندوه فراوان گفت: «حضرت امیر! به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن‌زده می‌شود.» امیر فریاد کشید: «وای از جهل و نادانی! حالا گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی.» پیرمرد با التماس گفت: «باور کنید که هیچ ندارم.» امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و گفت: «حکم برنمی‌گردد؛ این پنج تومان را به صندوق دولت ب‌پرداز.» چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزندش از آبله مرده بود. امیر نتوانست تحمل کند؛ روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید. ملازمان گفتند که دو کودک شیرخوار پاره‌دوز و بقال‌ از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: «عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین ‌های‌های می‌گرید.» سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: «گریستن، آن هم به این‌گونه، برای دو بچه شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست.» امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید، آنگاه اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: «تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.» میرزا آقاخان آهسته گفت: «ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند.» و امیرکبیر در پاسخ گفت: «و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، رمال‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. همه ایرانی‌ها اولاد ما هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که فرزندانشان در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.» منبع: http://www.sinanews.ir/news/?id=5394
Avatar of persian92
persian92 Aug 28, 2013
دانـشـمـندان ايـرانـي دوران بـاسـتـان شامل ايرانيان مهندس ، ستاره شناس ، شيميدان ، رياضيدان ، فيزيكدان ، صنعتگر ، پزشك ، جغرافيدان ، فيلسوف ، طبيعي دان ، مخترع ، مكتشف و نظريه پرداز قبل از حمله اعراب و دوره اسلامي : اسكيلاس- دوره هخامنشي (زمان حكومت داريوش از سال 486- 521 ق.م.) دريا نورد و مكتشف و مهندس سازنده قنات ستاسپ- دوره هخامنشي ( زمان حكومت خشايار شاه 2466-486 ق.م.) دريا نورد و مكتشف بوبراندا-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس آرتاخه-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس و سازنده كانال آتوس استانس- دوره هخامنشي شيميدان و استاد دموكريتوس برازه- دوره ساساني (زمان فرمانروائي اردشير( 241-226 م) مهندس و احيا كننده شهر فيروز آباد برانوش- دوره ساساني- سازنده شادروان شوشتر فرغان- دوره ساساني- سازنده تاق كسرا جهن برزين- دوره ساساني - سازنده تخت (تاقديس) شيده- دوره ساساني - سازنده كاخ خورنق ابولؤلؤ(فيروز) - قاتل عمربن خطاب (خليفه اعراب و متجاوز به ايران) - هنرمند ، صنعت كار و سازنده آسياهاي بادي بعد از حمله اعراب و دوره اسلامي : روزبه- دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهاي بصره و كوفه يعغوب بن طارق- (مرگ در 796 م / 180 ه )احتمالا از نژاد ايراني ستاره شناس نوبخت - ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ايراني كه تحت سر پرستي خالد بن برمك كه وي نيز ايراني بود طرح بغداد را انجام داد ماشاءالله (مناسه) - ( مرگ در 815 يا 820 م ) يهودي ايراني الاصلي كه در پروژه شهر بغداد با نوبخت همكاري ميكرد ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختي ستاره شناس و كتابدار هارون الرشيد ابو موسي جابرين حيان - در 160 هجري قمري در كوفه بر آمد - اهل توس ، شيميدان و كاني شناس و ستاره شناس بنو موسي ( محمد ، احمد و حسن ) - سده سوم هجري - خراساني الاصل ، مهندس مكانيك ، هندسه دان ، و رياضي دان ابو سعيد ضرير جرجاني (گرگاني ) مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و رياضي دان سهل طبري - در اوايل سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشك احمدبن محمد نهاوندي ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) - در جندي شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زيج يحيي بن ابي منصور ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ايراني كه در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زيج، نوه اش هارون بن علي هم ستاره شناس و مؤلف زيج بود خالد بن عبدالملك مرورودي - اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خليفه عباسي بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند ابوالعباس احمد بن محمد بن كثير فرغاني - اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظريه پرداز نجومي عمربن فرخان طبري - ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار محمد بن عمربن فرخان طبري - پسر شخص بالا درآغاز سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخي - ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظريه پرداز در نجوم . سهل بن بشر ( يا سهل بن حبيب بن هاني ) - در نيمه اول سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم علي بن سهل بن طبري- ( سده نهم ميلادي / سده سوم هجري ) مؤلف فردوس الحكمه در طب و هوا شناسي ، نجوم محمد بن عيسي ماهاني ( مرگ در 874 تا 884 ميلادي / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان كرمان ، رياضي دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهاني از اوست فضل بن حاتم نيريزي -( مرگ در 922 م / 310 ه ) رياضي دان ، هندسه دان و ستاره شناس ابوبكر حسن بن خصيب - در اواخر سده نهم ميلادي ( سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ايراني بود ابوبكر زكرياي رازي - ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فيزيك دان ، شيمي دان و پزشك و مهندس و فيلسوف - كاشف الكل احمد بن داوود دينوري ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دينور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، رياضي دان ، گياه شناس و لغت نويس ابو نصر محمد فارابي .(340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب تركستان -فيزيكدان،موسيقي شناس،فيلسوف ايراني احمدبن سهل بلخي(934م/323ه) زاده شاستيان بلخ ،رياضيدان وجغرافي دان مطهر بن طاهرمقدسي-(356ه 966م) دربست سيستان برآمد- دايره المعارف نويس وبازگوكننده اعداد بزرگ هندي يقبوب بن محمد رازي-كه ابن نديم وي رااز مهندسان و محاسبان دانسته است استخري(اصطخري)- وي را نيزابن نديم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است محمد بن لره- اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن نديم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است محمد بن احمد كاتب خوارزمي- از دايره المعارف نويسان سده چهارم هجري است.كاتب مفاتيح العلوم وي شامل مباحثي در حساب،هندسه،نجوم،موسيقي،مكانيك و شيمي اخوان الصفا- گروه از مهندسان و دانشمندان و فيلسوفان كه در سده دهم ميلادي( سده چهارم هجري) بر آمدند. بعضي از اعضاي اين گروه مخفي مثل ابو سليمان محمد بن بشير بستي مقدسي، ابو الحسين علي بن هارون زنجاني و محمد بن احمد نهرجوري ايراني بوده اند آنان دايره المعارفي شامل كليه شعب معرفت پديد آوردند ابو جعفر خازن-زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) رياضي دان و ستاره شناس ابو الفتح اصفهاني- رياضيدان سده چهارم هجري ابو سهل ويجي بن رستم كوهي-(سده چهارم هجري) اهل طبرستان ، رياضي دان،مهندس، ستاره شناس. وي رهبر ستاره شناسان در رصد خانه اي بود كه شرف الدوله ديلمي ساخته بود ابو سعيد احمد سنجري- (415-340ه)(1024-951م) رياضي دان عبدالرحمن بن عمر صوفي رازي،زاده ري(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس ابو نصر محمد بن عبدالله(كلو اذاني)- از دودمان اردشير بابك كلواذاني(تولدش پيش از سال سيصد هجري) از جمله رياضي دانان ابو حامد احمد بن محمد صاغاني-(مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، رياضيدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و ديگر ابزارهاي نجومي ابو الرضا عباس بوزجاني- ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالي نيشابور ، رياضيدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظري پرداز در نجوم ابو منصور موفق-(سده چهارم هجري) شيمي دان و دانشمند و علم مواد ابو نصر اسمعيل بن حماد جوهري-(مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقيم نيشابور. لغت نويس و مبتكرانديشه هاي پرواز فارابي،ابو نصر(مرگ در 340/339 هجري يا 951/950م) دانشمند و فيلسوف ، در طبقه بندي علوم و در تبيين قوانين صوت و در تعريف دانش ها نقش عمده اي داشت ابوريحان محود بن احمد بيروني- ( 440-363 هجري)(1048-973 م) ايراني نژاد زاده خوارزم، رياضيدان،زمين شناس، جغرافي دان،جهانگرد، فيلسوف،و نظريه پرداز در علوم طبيعي ودانشمند علوم تجربي ابو علي حسين بن عبدلله بن سينا- (427-370 هجري)(1037-980 م) زاده افشنه در بخارا كه در همدان درگذشت. رياضيدان،زمين شناس،فيزيكدان،پزشك، فيلسوف ابوبكر محمدبن حسن حاسب كرجي-( مرگ در 421/420 هجري 1030/1029 م) رياضيدان ايراني صاحب كتاب نسوي نامه عمر بن ابراهيم خيامي (عمر خيام)(517/516-440/430هجري)(1124/1123-1048/1038 ميلادي) زاده نيشابور ،رياضيدان،ستاره شناس،شاعر و فيلسوف عبدالرحمن خازني-فيزيك دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتداي سده ششم هجري ابوبكر علي بن محمد خراساني - شيميدان ايراني كه بقول ابن نديم و بگفته كيمياگران به كيميا دست يافت بديع اسطرلابي(مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب محمد بن احمد خرقي-(مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافي دان ايراني كه نظريه اي در باب چگونگي حركت ستارگان نيز ارائه داده است مويد الدين طغراني(مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شيميدان ايراني عبدالملك بن محمد شيرازي- رياضيدان و ستاره شناسي كه در نيمه دوم سده دوازدهم ميلادي(ششم هجري) برآمد محمد بن ابوبكر فارسي-رياضيدان و ستاره شناس ايراني نيمه دوم سده سيزدهم ميلادي(هفتم هجري) المظفر-(سده ششم هجري) اهل توس ،مخترع گونه اي از اسطرلاب خطي نصرالدين طوسي-( 672-598 هجري) اهل توس ، رياضيدان، ستاره شناس،دانشمند علم مواد قطب الدين شيرازي-(1236-1311م)-رياضيدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشك، فيلسوف ايراني محمد ابن اشرف شمس قندي- رياضيدان و ستاره شناس سده سيزدهم ميلادي (هفتم هجري) شمس الدين محمد بن ايوب دينسري-(سده هفتم هجري)- دايره المعارف نويس و نگارنده كتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر كه شامل مباحثي از علوم طبيعي است غياث الدين جمشيد محمد طبيب ( الكاشي) - (790-832 هجري قمري) از مردم كاشان، رياضيدان و محاسب محمد حافظ اصفهاني (نتيجه الدوله) سده دهم هجري ، مولف رساله هايي در انواع دستگاههاي مكانيكي حسين معمار-معمار بقعه هارون در سال 918هجري بهاالدين عاملي-(1031-953هجري) رياضيدان، معمار، فيلسوف احمد معماري لاهوري و برادرش استاد حميد لاهوري- سده يازدهم هجري معماران ايراني سازنده تاج محل در هندوستان
Avatar of persian92
persian92 Aug 28, 2013