شیـوه شمارش سربازان و سلحشوران كشته شده در جنگ ها ساسانيان در مورد شمارش كشتگان سربازان ايرانى در سرى نبرد هاى بزرگ اين سرزمين ساسانيان شيوه جالب و مدبرانه اى را انجام ميدادند... ساسانيان اين شيوه را به ترتيب از هخامنشيان و اشكانيان آموختند و براى پاسدارى از فروهر اجساد سربازانى كه جان خود را براى سرفرازى ايران مينهادند همواره پس از هر نبرد انجام ميداند.. پرو كوپیوس مورخ یهودی و مشاور بلیزاریوس سردار رومی که در جنگها حاضر بوده درباره اين شيوه مينويسد: "در پيش از شروع نبردهاى ايرانيان اگر شخص شاه در ميدان نبرد حاضر بود خود شاه وگرنه فرمانده سپاه ابتدا سپاهيان خود را سان ميديد و به همه لشكريان حاضر در ارتش ايران احترام شاهى با شمشير خود مينهاد سپس تمام سربازان و سرداران در برابر او ميگذشتند و يك تيرى در سبد بزرگى كه براى همين كار بود مى انداختند و سپس سبد حاوى تيرهاى سلحشوران را به مهر شاه مهر و موم ميكردند.پس از پايان جنگ در بازگشت به ميهن سبدها را باز ميكردند و هر سربازى از كنار سبد رد شده و يك تير را دوباره برميداشت و شماره تيرهايى كه در سبد مانده بود عده سربازانى را كه كشته يا اسير شده بودند را نشان ميداد و سپس در ايران مراسمى براى قدردانى از سلحشوران از دست رفته با حضور شخص شاه و تمام بزرگان و نمايندگان بلند پايه واسپوهران صورت ميگرفت..." همچنين سرداران بلند پايه سپاه تيرها يا نشانه هاى مخصوص به خودرا داشتند تا سريعا تعداد سرداران كارآزمودگان و مدبران از دست رفته سپاه مشخص گشته و فورى سردار لايقى را براى استحكام دوباره ارتش جايگزين كنند.گفتنيست بيشترين آمار كشته شدگان اعم از سردار و سرباز در تاريخ ساسانى در نبرد قادسيه صورت گرفت در اين نبرد خونين سی هزار از شصت هزار ایرانی جان سپردند، حتى سپهسالار ارتش ايران رستم فرخزادِ آذرآبادگانی نیز شهید شد.
Avatar of hamid451
hamid451 Dec 6, 2013
آریو برزن کنون گویمت رویدادی دگر زتاریخ دیرین این بوم وبر چواسکندرآمد به ملک کیان یکی گرد فرمانده قهرمان به ایرانیان داد درس وطن در این ره گذشت از سروجان وتن که فرزند نام آور میهن است مر آن شیردل آریو برزن است چو اسکندر آهنگ ایران نمود همه آگهان را هراسان نمود جهانگستری فکر وسودای او جهانگیری اندیشه و رای او چو موج شتابنده میراند پیش بشد کار دارا به سختی پریش سر انجام, دارا در آمد زپا از این بار شد پشت ایران دو تا بسی شهرها را سکندر گشود به جز پارس, چون راه دشوار بود گذرگاه او تنگه ای بود تنگ دو سویش همه صخره و کوه و سنگ همه سنگها بود ره ناپذیر همه صخره هایش کهنسال و پیر در آن تنگه سردار ایران سپاه بر اسکندر و لشکرش بست راه چو کوهی سر افراشت بر آسمان که تا ره بود بسته بر دشمنان پس از روزها پایداری و جنگ پس از هفته ها کارزار و درنگ سکندر نیارست از آن ره گذشت بکارش فرو ماند و درمانده گشت سر انجام فکری سکندر نمود پی چاره تدبیر دیگر نمود بگفتا به سردار ایران سپاه که بگذر ز پیکار و بگشای راه ببخشم تو را بر همه مهتری از این پس تو سردار اسکندری ولی آریو برزن پاکدل پی پاس این خاک و این آب و گل به اسکندر از خشم پاسخ نداد چو کوهی فراروی او ایستاد سرانجام نابخرد گمرهی به دشمن نشان داد, دیگر رهی چو اسکندر از تنگه آمد فراز ز نو آریو برزن چاره ساز گران پاتر از صخره های بلند بپا ایستاد اندر آن, تنگ بند بدین گونه ره بر سکندر ببست بر او آشکار و مسلم شکست بدانست جز مرگ در پیش نیست ورا تا عدم یک قدم بیش نیست چو نزدیک شد لحظه واپسین به میدان آورد گفت این چنین: ((بدان ای سکندر پس از مرگ من پس از ریزش آخرین برگ من توانی گشایی در پارس را نهی بر سرت افسر پارس را به تخت جم و کاخ شاهنشهان قدم چون نهی با دگر همرهان مبادا شوی غره از خویشتن که ایران بسی پرورد همچو من)) چو اسکندر این جانفشانی بدید سرانگشت حیرت به دندان گزید به آهستگی گفت با خویشتن که اینست مفهوم عشق وطن اگر چند آن آریا مرد گرد پی پاس ایران زمین, جان سپرد ولی داد درسی به ایرانیان که در راه ایران چه سهل است جان!
شیر زنان تاریخ ایرانکوروش پادشاه سرزمین پارسیوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند .آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی - برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد . آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ . هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحیداریوش بزرگ دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید . آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از" گشتاسب بنده" بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است .آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال - آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقاموزیری امپراتوری ایران رسید .کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند .آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند .گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها 1+274 یشتها 2)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را "همایچهر آزاد" ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است . پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود .شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور - شهریار - فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیاموجود است.
Avatar of hamid451
hamid451 Sep 7, 2013
روس ها می آیند!!! ساعت 5:30 صبح روز سوم شهریور سال 1320، تبریزی ها به صدای غرش هواپیماهایی که بر فراز شهر پرواز می کردند از خواب بیدار شدند. ابتدا مردم به تصور اینکه هواپیماهای خودی هستند دوباره سر به بستر راحت گذاشته به خواب فرورفتند. قبلاً در شهر شایع شده بود که هواپیماهای روسی جسته و گریخته در آسمان تبریز دیده شده اند و آنها از نقاط مختلف شهر عکسبرداری می کنند. ساعت 6 صبح پنج فروند هواپیمای روسی در آسمان تبریز ظاهر شدند، دفاع ضدهوایی تبریز شروع به شلیک کرد که هیچ یک از گلوله ها کارساز نبودند، لحظه ای بعد دو هواپیمای روسی بمب هایی در محلات «ششگلان» و «پل سنگی» رها کردند. مردم در بهت فرو رفته بودند هیچکس نمی دانست هواپیماها متعلق به چه کشوری است و برای چه منظوری شهر را بمباران می کنند. تبریزی ها که از خطرات بمباران های هوایی آگاه نبودند پشت بام ها رفته صحنه های بمباران های هوایی را تماشا می کردند. افسران و سربازان با شتاب به طرف سربازخانه ها می رفتند تا هرچه زودتر خودشان را به پادگان های نظامی برسانند. توپخانه ضد هوایی مستقر در تبریز از چهار دستگاه تجاوز نمی کردند مرتب به سوی هواپیماهای مهاجم شلیک می کردند اما هیچیک از آنها به هدف اصابت نکردند. تا ساعت 8:30 صبح بمباران شهر و شلیک توپ های ضد هوایی و مسلسل ها ادامه داشت. مردم که به تدریج به ماهیت حملات هوایی پی برده بودند دسته دسته شهر را ترک و به سوی دهات و باغات اطراف شهر سرازیر گردیدند. سربازان ذخیره و احتیاط که به خدمت فراخوانده شده بودند گروه گروه خود را به نظام وظیفه عمومی معرفی می کردند. قبلاً از طرف ستاد ارتش به کلیه سربازانی که خدمت سربازی را تمام می کردند پاکت سربسته ای داده بودند به این مضمون : با برداشتن غذای یک روزه خود را به نزدیکترین حوزه نظام وظیفه عمومی معرفی کنید و نیز از همه دارندگان وسایل نقلیه خواسته بودند که این سربازان را در اسرع وقت به مناطق مشخص برسانند ضمناً ستاد ارتش به شهربانی ها دستور داده بود که از خروج اتوموبیل ها اعم از سواری، باری یا مسافربری ممانعت به عمل آورند و تمام وسایط نقلیه را برای حمل سرباز و آذوقه به سربازخانه ها گسیل دارند. ساعت دو بعد از ظهر یک فروند هواپیمای اکتشافی خودی در آسمان تبریز به پرواز درآمد که شیء لوله مانندی از هواپیما به محوطه هنگ 27 پرتاب کرد. آن را فوراً به ستاد ارتش تسلیم کردند. داخل لوله پیام خلبان بود که اطلاع می داد: «روس ها می آیند». ساعت 4:30 بعد از ظهر فرودگاه تبریز بمباران شد و پنج فروند هواپیماهای مستقر در فرودگاه آسیب دیدند که چهارفروند پس از تعمیر به سوی تهران پرواز کردند. تمام دکاکین و مغازه های شهر بسته بودند ولی ادارات دولتی باز و منتظر دستور بعدی از تهران بودند. تلفات اولین روز بمباران در حدود چهل نفر اعلام شد با این حال مردم تبریز از اولین روز بمباران شهر روحیه خودشان را نباخته بودند. بدین سان روز سوم شهریور سال 1320 در تبریز چنین گذشت. منبع : انسان شناسی و فرهنگبرگرفته از کتاب «سیری در کوچه های خاطرات» تصویر: ارتش سرخ در تبریز، 17 سپتامبر 1941